رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ی ما بود دلارام جهان شد
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ی ما بود دلارام جهان شد
همه چی تحتِ کنترله ، اما نمی دونم کنترل دست کیه!
ذوق وصال میگزد از دور پشت دست
گرم است بس که صحبت من با خیال تو
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
در شهر عشق رسم وفا نیست، بگذریم
یارای گفتن گلهها نیست، بگذریم
دردیست در دلم که دوایش نگاه توست
دردا که درد هست و دوا نیست، بگذریم
گفتی رقیب با من تنها مگر کجاست؟
گفتم رقیب با تو کجا نیست؟ بگذریم
ابری که میگذشت به آهنگ گریه گفت:
دنیا مکان «ماندن» ما نیست، «بگذریم»
هرچند دشمنم شدهای دوست دارمت
بر دوستان گلایه روا نیست، بگذریم
حرف بزن حرف بزن سال هاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام....
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی
کاش یا رب که نیفتد به کسی کار کسی
هر کس آزار من زار پسندید ولی
نپسندید دلِ زارِ من آزار کسی
همه چی تحتِ کنترله ، اما نمی دونم کنترل دست کیه!
ز شوق دیدن رویت، چنان دارم تب و تابی
ندانم موعد دیدار، کدامم من، کدامی تو ...
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
صحبت شبهای میخواران ندارد بازگو
چون ز مجلس میروی بیرون، لب پیمانه باش
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
زاهد نداشت تاب جمال پری رخان
کنجی گرفت و ترس خدا را بهانه کرد ...
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
عمر با صد ساله الفت بیوفایی کرد و رفت
از که دیگر در جهان چشم وفا دارد کسی
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
آرام و روان و نرم و سنجیده رود
ما ناله کنان و یار، نشنیده رود
یک عمر گذشت و عاقبت فهمیدیم
از دل نرود هر آنکه از دیده رود ...
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
دامن صحرا نَبُرد از چهرهام گرد ملال
میروم چون سیل، تا دریا به فریادم رسد
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
قاصد و نامه و پیغام ، تپشهای دل است
محوِ دل باش کزین کوچه خبر میآید ...
به هوش باش دلی را به سهو نَخْراشی
به ناخنی که توانی گره گشایی کرد...🌿: )
چو قناری به قفس؟ یا چو پرستو به سفر؟
هیچیک! من چو کبوتر، نه رهایم نه اسیر ...
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
صحبت ناجنس، آتش را به فریاد آورد
آب در روغن چو باشد، میکند شیون چراغ
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام، فردا چرا؟
"خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
روی پاهای تو خوابم برده…"
در حال حاضر 90 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 90 مهمان)