مَنعَم مکن ز عشق وی ای مُفتی زمان!
معذور دارمت که تو او را ندیدهای...
مَنعَم مکن ز عشق وی ای مُفتی زمان!
معذور دارمت که تو او را ندیدهای...
بودِ ما محض نمودست؛
سرابیم ســـراب ..
در اين درگه که گَه گَه کُه کَه و کَه کُه شود ناگه
ز امروزت مشو غره که از فردا نه ای آگه
شکرت خدای من (: که زیباترینی بی انتهایی بخشنده ای
حیران خودم که از کجا میآیم
از بهر چه آمدم چرا میآیم
خواهم بکجا رفت چه از مردودی
نی دوزخ و نی بهشت را میشایم
ما پلنگیم! مگو لکه به پیراهن ماست
مشکل از آینه توست! خطا از ما نیست
بودِ ما محض نمودست؛
سرابیم ســـراب ..
از برای تو، مفهومی نیست
نه لحظهای:
پروانه ئیست که بال میزند
یا رود خانهای که در حال گذر است
هیچ چیز تکرار نمیشود
و
عمر به پایان می رسد:
پروانه
بر شکوفهای نشست
و رود به دریا پیوست....
روز هاتون با لبخند
باران کمی آهستهتر، اینجا کسی در خانه نیست
من هستم و تنهایی و دردی که نامش زندگیست!
قلب![]()
روز هاتون با لبخند
بهار من مرا بگذار و بگذر
رهایم کن برو دلدار و بگذر
من عادت میکنم اینجا به غمها
مرا پر کن از این اجبار و بگذر…
روز هاتون با لبخند
خيلی سال است
از كنار خيلی ها گذشته ام
از كنارم خيلی ها گذشته اند
گم شده ام
لبخندم را گم كرده ام
پشت پای رفتنی
زير پای آمدنی
کنج نگاهی سرد
زير زبانی تلخ ...
و هر بار كسی كه مرا پيدا كرد
امانتدار خوبی نبود.
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
جان را به تمنای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده گفت گران شد
در اول آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
حامد عسگری
!life moves pretty fast, you don't stop and look around once in a while, you could miss it
نسبت شاعری به من دادی
کاش دشنام میفرستادی!
«عاشقم»، عاشقی که در غم عشق
لذتی یافت بهتر از شادی
منِ تنها اسیر تنگم و تو
ماهی آبهای آزادی...
از پریزادگان و سنگدلان
دل ربودی و آدمیزادی
گرچه یادی نمیکنی از من
رفتی و تا همیشه در یادی
سایهات را خدا نگه دارد
ای غم ای نعمت خدادادی!
بودِ ما محض نمودست؛
سرابیم ســـراب ..
چرا به قافیه ی چشم تو نمی آیم؟
ردیف می شود هر چند قلب تنهایم
برای خستگی شانه های پردردت
چقدر خط زده ام روزهای فردایم
روز هاتون با لبخند
یه شب مهتاب، ماه میاد تو خواب
من رو میبره، کوچه به کوچه
باغ انگوری، باغ آلوچه
دره به دره، صحرا به صحرا
اونجا که شبها پشت بیشهها
یه پری میاد ترسون و لرزون
پاش رو میذاره تو آب چشمه
شونه میکنه موی پریشون
یه شب مهتاب، ماه میاد تو خواب
من رو میبره ته اون دره
اونجا که شبها، یکه و تنها
تک درخت بید، شاد و پر امید
میکنه به ناز، دستش رو دراز
که یه ستاره به چکه مثل یه چیکه بارون
شاملو![]()
روز هاتون با لبخند
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 2 مهمان)