آلفا اسکول

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 368 از 1304 نخستنخست ... 268358367368369378468 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 5,506 به 5,520 از 19551

    موضوع: مشاعره...

    1. Top | #5506
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      16 تیر 1394
      نوشته ها
      160
      نمایش مشخصات
      دمت گرم و سرت خوش باد
      سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
      منم من، میهمان هر شبت لولی وش مغموم
      منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور
      منم، دشنام پست آفرینش نغمه ی ناجور
      نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم
      بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم
      لبخند بزن:>
      این را مطمئن باش
      هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد


    2. Top | #5507
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ /چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد

      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    3. Top | #5508
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      16 تیر 1394
      نوشته ها
      160
      نمایش مشخصات
      حدیثی گر شنیدی، قصه سرما و دندان است
      من امشب آمدستم وام بگذارم
      حسابت را کنار جام بگذارم
      چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
      فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
      حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است
      لبخند بزن:>
      این را مطمئن باش
      هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد


    4. Top | #5509
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      تو صاحب خرمنی و من گدایی خوشه چین اما/به انعام تو شایستن نه حد هر گدا حافظ

      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    5. Top | #5510
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      16 تیر 1394
      نوشته ها
      160
      نمایش مشخصات
      ظاهر و باطن اگر باشد يكى
      نيست كس را در نجات او شكى
      لبخند بزن:>
      این را مطمئن باش
      هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد


    6. Top | #5511
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      یوسف فروختن به زر ناب هم خطاست/نفرین به من اگر تورا به زر ناب دهم




      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    7. Top | #5512
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      16 تیر 1394
      نوشته ها
      160
      نمایش مشخصات
      مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
      هوا بس ناجوانمردانه سرد است . آی.
      دمت گرم و سرت خوش باد
      سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای
      لبخند بزن:>
      این را مطمئن باش
      هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد


    8. Top | #5513
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      یک تار موی او به دو عالم نمیدهند/با عشقش این معامله گفتیم و سر گرفت



      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    9. Top | #5514
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      16 تیر 1394
      نوشته ها
      160
      نمایش مشخصات
      تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود، پنهان است
      حریفا!!! رو چراغ باده را بفروز. شب با روز یکسان است
      سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
      هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان
      نفسها ابر، دلها سخته و غمگین
      لبخند بزن:>
      این را مطمئن باش
      هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد


    10. Top | #5515
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد/حسن لرزید که صاحب نظری پیدا شد

      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    11. Top | #5516
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      16 تیر 1394
      نوشته ها
      160
      نمایش مشخصات
      دیدم و می آمد از مقایل من دوش
      خنده ی تلخی نهاده بر لب پرنوش
      غمزده چون ماهتاب آخر پاییز
      دوخته بر روی من نگاه غم انگیز.
      لبخند بزن:>
      این را مطمئن باش
      هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد


    12. Top | #5517
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      زلیخا مرد از این حسرت که یوسف گشته زندانی /چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی

      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    13. Top | #5518
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      16 تیر 1394
      نوشته ها
      160
      نمایش مشخصات
      یوسف گم گشته بازآید به کنعان غم مخور
      کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
      ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
      وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور.
      لبخند بزن:>
      این را مطمئن باش
      هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد


    14. Top | #5519
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      روز محشر که سر از خاک لحد برداریم/نام نیکویتو نقش است به پیشانی ما

      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    15. Top | #5520
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      16 تیر 1394
      نوشته ها
      160
      نمایش مشخصات
      آینه ات دانی چرا غماز نیست
      ز آنکه زنگار از رخش ممتاز نیست
      لبخند بزن:>
      این را مطمئن باش
      هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد

      ویرایش توسط ناخدا : 27 آذر 1395 در ساعت 14:29

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 12 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 12 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن