X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 488 از 521 نخستنخست ... 388478487488489498 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 7,306 به 7,320 از 7802
    1. Top | #7306
      rz1
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      khejalati
      تاریخ عضویت
      01 مهر 1399
      نوشته ها
      1,015
      نمایش مشخصات
      بگم ب چی اخه...
      دلم شور میزنه ..
      شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست

    2. Top | #7307
      Eve
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      10 آذر 1395
      نوشته ها
      2,147
      نمایش مشخصات
      به اینکه قرار نیست وقتی حرف نمی‌زنم ینی چیزی اذیتم نمی‌کنه
      وجودم از استرس پره، روانم داره متلاشی میشه، خیلی دارم تلاش می‌کنم حواسمو از این وضعیت پرت کنم ولی نمیشه ...
      به امروز، به افتادنم از رو پله‌ها جلو همه
      به سفارشایی که باید تحویل داده بشن
      به میم، نفهمیدم از تهران خارج شد بالاخره یا نه
      هم دلتنگشم و هم نگران
      با اینکه یه شکاف عقیده‌ای بزرگ بینمونه ولی ...
      به ماهی قرمزای عید که جلو پاساژ اوردن
      ولی اصلا حال و هوای عیدو نداره اینجا
      به اینکه حساسیتم رو وسایلام بیشتر از قبل شده، دیگه حتی اجازه گرفتن هم اثر نداره، واقعا دلم نمی‌خواد کسی بهشون دست بزنه
      به همین میزان هم رو وسایل بقیه حساسم، حتی بیشتر!
      به اینکه دیگه ناچار بودم برم مغازه‌ش، باید اون وسیله رو می‌دادم دستش که بده به ف، ولی رفتارش همونجور متین و مهربون بود
      به اعصاب خردی‌های دیشب و امروز صبح
      به اینکه چجوری بهش بفهمونم که این فقد یه سوء‌تفاهم بود و من حس خاصی بهش ندارم؟
      به لباسایی که باید نگین بزنیم
      البته که من قرار نیست زیر بار برم
      به اینکه باید هر طوری که شده این امید رو زنده نگه دارم
      ناامیدی سمّه!
      به حاجی و مکالمه‌ای که هم داداشش شنید و هم شاگردش
      به چپ کردن چند شب پیشمون
      وقتی در ماشینو باز کردم، می‌تونستم زمینو ببوسم
      به تلاشای پدرانه‌ش واسه نزدیک کردن بچه‌ها به سمت خودش
      به اینکه دیروز تو محل کارم چند بار گریه کردم، اصلا یهو اشکی می‌شدم، دست خودم نبود
      به س، خیلی به س، چون هر روز می‌بینمش
      حتی اگه یه روز نبینمش اون میاد تو پاساژ ما
      چرا پیگیره؟
      چرا از هر راهی که میریم اون پیداش میشه؟
      چرا نمی‌تونم بفهمم چی می‌خواد؟
      به اینکه یه نفر آدمم و یه دنیا فکر
      به دور زدنای تو بازار بعد از کار،
      دیشب منو بابت خنده‌هام چند بار مسخره کردن
      آدم چجوری می‌تونه خنده‌هاشو تغییر بده؟
      به اون تماس و صدایی که آخرین بار ۷ سال پیش شنیده بودمش و تظاهر کرد که اشتباه گرفته و منو خانوم صادقی خطاب کرد
      به رنگ سرخابی که جفتشون پوشیده بودن
      به غم تو چهره‌ش
      به نوشابه‌ مشکی شیشه‌ای
      به تسویه نکردن حسابش
      به اینکه چرا ازم رو می‌گیره؟
      به دانتل سفید کار شده
      به سیبیلام، عین مرد شدم و وقت ندارم به خودم برسم
      به ۴۰۵، توروخدا تو یکی خوب باش دیگه
      به نوارای عدسی لبه‌ی جیبش که فر خوردن
      به دوربین انداختنم با چشای خیلی ریز
      به بلوچی قهوه‌ای
      به شلوغی جمعیت شهر
      به اینکه کاش می‌تونستم خودمو از بعضی خاطره‌ها پاک کنم
      به آینده‌ی نامعلوم
      "فردا اگه مال تو بود، خورشیدکم آزاد بتاب ..."
      "خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
      روی پاهای تو خوابم برده…"

    3. Top | #7308
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      به اینکه
      I'm sorry I lost you.
      I'm sorry for everything.

    4. Top | #7309
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      27 اردیبهشت 1394
      نوشته ها
      306
      نمایش مشخصات
      به عمری که تلف شد و دیگه تکرار نمیشه
      فردی به دنبال تایلر داردن درون خود ...









    5. Top | #7310
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      26 دی 1400
      نوشته ها
      627
      نمایش مشخصات
      چقدر دلم واسه دانشگاه و آدماشو خیابونا تنگ شده

    6. Top | #7311
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      21 آبان 1399
      نوشته ها
      44
      نمایش مشخصات
      اومدیم عید دیدنی
      دارم به این فکر میکنم که چجوری حداقل تا دو ساعت دیگه باید اینجا بشینم ؟!
      تقریبا همه دارن با یکی حرف میزنن بجز من
      دختر دایی/ خاله هام نیومدن
      داره سخت میگذرههههه

    7. Top | #7312
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      والا
      به زرشک آسیاب شده

      ب اینکه فیلمای این دوره تموم شه زودتر برم سراغ نوشتن
      استرس دارم
      همش دوس دارم زودتر تموم شه ولی یکم راه طولانیه
      شایدم من واقعا دارم زمان کمی میذارم
      نصف شبا بنویسم و بخونم بهتر نیس ؟
      چیکار کنم

    8. Top | #7313
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      25 آبان 1399
      نوشته ها
      494
      نمایش مشخصات
      خیلی گیج شدم نمیدونم راه درست چیه
      باید خودمو سرزنش کنم بابت اینکه از برنامه‌هام جا موندم
      یا باید فقط به خودم حق بدم و بذارم همینطوری بی‌نظم روزمره جلو بره؟!
      ما
      بیرون زمان ایستاده‌ایم
      با دشنۀ تلخی
      در گرده‌هایمان

    9. Top | #7314
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      26 دی 1400
      نوشته ها
      627
      نمایش مشخصات
      سلیقه آهنگ خوبی داشت
      رندوم پلی شد یه موزیک یادم افتاد خودش فرستاده بود

    10. Top | #7315
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      چرا سایت فرادرس ب چوخ رفته

    11. Top | #7316
      Eve
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      10 آذر 1395
      نوشته ها
      2,147
      نمایش مشخصات
      به اینکه الان باید سر کار باشم ولی من کجام؟ تو پتو جلوی کولر
      + من با اول صبح بیدار شدن مشکل ندارم، من کلا با بیدار شدن مشکل دارم
      "خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
      روی پاهای تو خوابم برده…"

    12. Top | #7317
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      29 شهریور 1401
      نوشته ها
      711
      نمایش مشخصات
      Gap gpt CORE:
      نام: Screenshot_2026-03-22-12-58-15-090_app.gapgpt.twa-edit.jpg نمایش: 117 اندازه: 45.4 کیلو بایت
      If you ever miss me, you can find me fighting my nightmares and chasing my dreams
      Come with me! I promise we will have fun!

    13. Top | #7318
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط _Euphobia_ نمایش پست ها
      Gap gpt CORE:
      نام: Screenshot_2026-03-22-12-58-15-090_app.gapgpt.twa-edit.jpg نمایش: 117 اندازه: 45.4 کیلو بایت


    14. Top | #7319
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      24 دی 1404
      نوشته ها
      23
      نمایش مشخصات
      به اینکه غروبهای بهار از غروبهای بقیه فصلا دلگیرتره

    15. Top | #7320
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      12 مهر 1404
      نوشته ها
      239
      نمایش مشخصات
      از دیشب فکرم درگیره سر این موضوع
      برای مهمونا من تو اتاقم میمونم و نمیام ولی گفتم فقط برای عموم میام و اومدم موقع خدافظی که شد هممون لحظه مهمونای جدید داشتن میومدن و منم با عجله رفتم پایین قبلش هعی مامان میگفت محدثه زود برو دارن میان
      میدونم مامانم میدونه با مهمون حال نمیکنم ولی هیچ وقت انقدر اصرار نمیکرد که برم و دیده نشم
      نمیدونم حس کردم از وجودم خجالت میکشه نمیدونم
      ازش پرسیدم گفتم خجالت میکشی از اینکه پشت کنکورم و مهمونا هعی میپرسن؟از این نظر که هعی تند تند میگفتی برم پایین
      جوابش نه بود و دلایل منطقی اورد ولی نمیدونم هنوزم دارم به این موضوع فکر میکنم
      که مایه خجالتشم که دوست داشت دیده نشم؟

    صفحه 488 از 521 نخستنخست ... 388478487488489498 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 173 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 173 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. نهایی خرداد، شهریور یا دی؟ کدوم رو پیشنهاد میدی؟
      توسط M.M.B در انجمن امتحانات سال یازدهم
      پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1402, 07:08
    2. ریاضی یا تجربی؟
      توسط khParya در انجمن تغییر رشته تحصیلی
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1395, 20:50
    3. ادبیات موضوعی یا کتابهای مبحثی؟
      توسط fantom در انجمن زبان و ادبیات فارسی
      پاسخ: 15
      آخرين نوشته: 13 دی 1394, 22:35



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن