دی میشد و گفتم صنما عهد بجا آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
Sent from my ST25i using Tapatalk
نمایش نسخه قابل چاپ
دی میشد و گفتم صنما عهد بجا آر
گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
Sent from my ST25i using Tapatalk
تو مو بینی و مجنون پیچش مو
تو ابرو او اشارت های ابرو
وفادار تو بودم تا نفس بود
دریغا همنشینت خار و خس بود
دلم را باز گردان
همین جان سوختن بس بود بس بود
دلا تا کی در این زندان فریب این وآن بینی؟
یکی زین چاه ظلمانی برون شو تا جهان بینی
ياراي گريه نيست، به آهي بسنده كن
آري، به آه گاه به گاهي بسنده كن
درد دل تو را چه كسي گوش مي كند؟
سجاد ساماني
دنیا و دین و صبر و عقل از من برفت اندر غمش
جایی که سلطان خیمه زد غوغا نماند عام را
این خاصیت عشق است، باید بلدت باشم
سخت است ولی باید، در جزر و مدت باشم
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را کنار جام بگذارم
من از جنس فروغم
هنوزم عشق مي دانم
هنوزم عاشقي را خوب مي خوانم
منم همچون فروغ خفته در ايام
دلم تنگ است،
براي اندكي ايمان
زنان زاده ي دي را هراسي نيست
از سرما
زمستان فصل سرما نيست
زمستان فصل گرم عاشقان غرق زيباييست
زمستان فصل آغازيست كه پايانش پر از شاديست
نعيمه حسيني
تو نباشی :yahoo (110):
من به یک پلک زدن خواهم مُرد...
فروغ فرخزاد
در آب میکده و چهره ارغوانی کن مرو به صومعه آنجا سیاهکارانند
البته با پیامش کاملا موافق نیستم
یار رب چه چشمه ای است محبت که من از آن یک قطره آب خوردم و دریا گریستمواقف هندی
من و تو آن دو خطیم آری!موازیان به ناچاری
که هر دو باورمان زآغاز به یکدگر نرسیدن بود
حسین منزوی