دور از تو چنانم که غم غربتم امشب
حتی به غزلهای غریبانه نگنجد
حسین منزوی
نمایش نسخه قابل چاپ
دور از تو چنانم که غم غربتم امشب
حتی به غزلهای غریبانه نگنجد
حسین منزوی
در عشق تو بیروان نَوان بودم دوش
آشفته دل و رمیده جان بودم دوش
مرغی که به تیغ نیم بسملگردد
دور از برِ تو راست چنان بودم دوش...
شراب شوق می نوشم به گرد یار می گردم
سخن مستانه می گویم ولی هوشیار می گردم
گهی خندم گهی گریم گهی افتم گهی خیزم
مسیحا در دلم پیدا و من بیمار می گردم
من مانده ام با یک دریا غربت
افق تا افق فاصله وُ
جایت که حتی یک لحظه هم خالی نیست
چشم دوخته امبه انتظار آن اتفاق تماشایی وُتاب میآورم
خدا را چه دیدیشاید هم آمدی وُگره کور این دوست داشتنِ ناتمام رابا دستهای تمامت باز کردی
ماندانا پیرزاده
یادم نمی کنی و ز یادم نمی روی
یادت بخیر یار فراموش کار من...
شهریار
نامه ام بايد كوتاه باشد
ساده باشد
بي حرفي از ابهام و آينه،
از نو برايت مي نويسم
حال همه ي ما خوب است
اما تو باور نكن!
علي صالحي
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
این زمان با جوانان ناز کن با ما چرا
اي خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
باز آ كه ريخت بي گل رويت بهار عمر
از ديده گر سرشك چو باران چكيد رواست
كاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر
حافظ
شادی بطلب که حاصلِ عمر دمی است،
هر ذرّه ز خاکِ کیقبادی و جَمی است،
احوالِ جهان و اصلِ این عمر که هست،
خوابی و خیالی و فریبی و دمی است.
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد
عماد خراسانى
دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن...چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن
نون بده..
نردبان این جهان ما و منی ستعاقبت این نردبان افتادنی ستلاجرم هر کس که بالاتر نشستاستخوانش سخت تر خواهد شکستمولوی
من پیرو این دوبیتی مولوی ی چیزی بگم ، جدا از اینکه مولوی از دید ضربه خوردن کسی که خودشو از همه بالاتر میدونه و بقولش بلاخره این نردبان افتادنی هست
،و منظورش اینه دنبال مقام منزلتی باشیم که خدایی باشه و از طرفی خودمون رو دست بالا نگیریم،
به یاد حرف بابام افتادم ،میگفت دنیا و جهان همیشه توی ارتفاع متوسط قشنگتر دیده میشه و لذت بیشتری داره ، ادم توی هرچی اون وسط باشه ، لذت بیشتری میتونه از زندگی ببره ..
که اگه روزی افتادیم هم کمتر ضربه بخوریم،هم از دنیا لذت بیشتری ببریم..
منم،من بعد توی این تایپیک شرکت میکنم :)
تا به فراق خو كنم صبر من و قرار كو؟....وعده ي وصل اگر دهد طاقت انتظار كو؟:y (456):
وقتی با منی، ترافیک دوستداشتنیترین سرسامآور تاریخ میشود