ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
نمایش نسخه قابل چاپ
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق
برو ای خواجه عاقل هنری بهتر از این
نفسی داشتم و ناله و شیون کردم
بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم
استادشهریار
منم جواب دادم با یه اه بلند
اونا نشستن و من تو راه قله ام
Sent from my SM-G950F using Tapatalk
تـو تـاج بـخـشـی و من شهریار ملک سخن
بــه دولــت ســرت از آفــتــاب دارم تــاج
جام می وشمع ونقل ومطرب همه هست
ای کاش تو می بودی واینها همه نی
::مولانا::
یا رب آن نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از چشم حسود چمنش
شده اسلام کشی رسم مسلمانی ها؟؟؟
نیست اسلام مسلمانی این جانی ها
امشب از اسمان دیده تو ب روی شعرم ستاره میبارد
در سکوت سفید کاغذها
پنجه هایم جرقه میکارد...
درس ادیب اگر بود زمزمه ی محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را
ای یـار وفادار، اگر یـارِ منی
با غِیـر،مگو حرفی و حرفی مشنو
::هاتف اصفهانی::
وه چه شیرین سخنی خواجه شیراز سرود"وای اگر از پس امروز بود فردایی"
یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا
یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
یاد رُخسار تورا
دردل نهان داریم مـا
دردلِ دوزخ،بهشت جاودان داریـم ما
::صائب تبریزی::
ببخشید اشتباه شد الان با ا میگم:))
اتل متل توتوله
بگو زندگی چجوره ؟
قشنگه ؟ میچرخه ؟
یا که چرخش میلنگه ؟
Sent from my SM-G950F using Tapatalk