ازمن گذشت ومن هم ازاوبگذرم ولی
باچون منی غیرمحبت روانبود
نمایش نسخه قابل چاپ
ازمن گذشت ومن هم ازاوبگذرم ولی
باچون منی غیرمحبت روانبود
دوستت دارم ولي اصلاً نميدانم چرا؟!
آه..! اين بي پاسخي ديوانه تر کرده مرا
عقل را مأمور کردم پاسخي پيدا کند
گفت معذور است از فهميدن ديوانهها
**********
انگار که از دماغ فیل افتاده است
یا از شکم کروکودیل افتاده است
اما ورم قوزک پایش گوید
از روی درخت نارگیل افتاده است.
تو را هردم صدا کردن چه زیباست
به چشمت اقتدا کردن چه زیباست
نگار ترمه پوش مهربانم
به راهت جان فدا کردن چه زیباست
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت ازرده گزند مباد
در کجا رسم بر این است که عاشق نشوی
باغبان باشی ودلتنگ شقایق نشوی
من به جرم با وفایی این چنین تنها شدم
چون ندارم همدمی بازیچه دلها شدم
مراآن جعدگیسوشاعرم کرد
اشارت های ابروشاعرم کرد
دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد آشکارا
آمدی جانم به قربانت ولی حالاچرا
بی وفاحالا که من افتاده ام ازپاچرا
اینجا دویی نگنجد
این "ما و تو" چه باشد؟
این هر دو را یکی دان
چون در شمار مایی …
#مولانا
یارب تومرابه نفس طناز مده باهرچه به جزتوست مراسازمده
هر سبزه که بر کنار جویی رسته ست
گویی ز لب فرشته خویی رسته ست
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن
كه دوست، خود روش بنده پرورى داند...
#حافظ
در این دنیای دیوانه هر که را بینی غمی دارد
دل دیوانه شد اما دیوانگی هم عالمی دارد
دلادیشب چه میکردی تودرکوی حبیب من
الهی خون شوی ای دل توهم گشتی رقیب من
نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند
جوانان سعدتمند پند پیر دانا را