خانه شیمی

X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 1 از 3 12 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 15 از 44
    1. Top | #1
      LEA
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای
      ناظر بخش

      نمایش مشخصات

      ***کلبه ی مامان ماهده***

      یه شب تو سالن بخش بودم
      یه مسئول بخش داشتیم
      خانوم فوق العاده ای بود
      واسه خودش یه پا مرد بود
      جنم داشت
      عرضه داشت
      وقتی اخم هاش و میزد تو هم، قفل می‌کرد طرف
      با اینکه خونه داشت ولی به علت شرایطی تو خوابگاه زندگی می‌کرد
      با خرجهای سنگین و این داستانا

      اون شب حالم خوب نبود
      درحینی که داشتم کُتَمو میپوشیدم، رفتم پیشش
      یه خورده با هم حرف زدیم
      تهش گفتم چیکار کنم مسئله ام باهاش حل شه

      بهم گفت مائده
      ما انسانیم
      پانتومیم بازی نمیکنیم
      هم عقل داریم هم زبون واسه حرف زدن
      حرف بزن
      اصن حل نشه گره تون
      ولی حرف بزن
      با پانتومیم اون طرف واسه خودش سناریو می‌سازه
      میشه کینه تو دلش
      تو هم داستان میبافی
      میشه درد رو دلت

      پانتومیم بازی نکن
      حرف بزن
      با دعوا
      با آرومی
      با خوبی
      با بدی

      ولی حرف بزن
      بزار باز شه ماجرا جلوتون




      این همه داستان گفتم که چی حالا؟
      جریانی که راه افتاده تو انجمن
      و فکر می‌کنم از یک ماه بیشتره
      تا الان ادامه داره
      مسئله ای که وقتی به اولش نگاه میکنی
      یه مورد کاملا طبیعی و عادی بوده
      ولی به کجاها داره میره؟
      به کجاها دارید میکشونیدش؟
      الان هم به هر کدوم خرده گرفته شه
      میگه تقصیر اون بود
      چون (اون) فلان طور رفتار کرد من (فلان) کردم
      محض رضای خدا تصمیم نگرفتید مثل چند انسان فهمیده بشینید و بدور از لجبازی و عصبی شدن و گارد دفاعی برداشتن، حرف بزنید

      سریع برخورد به هر کدومتون و رفتید کنار
      اون افکار رو هم گذاشتین تو ذهنتون
      موند و موند و موند تا فاسد شد
      وایسادی غیر مستقیم به حرف زدن
      باز شد دعوا



      من نه سر این دعوام و نه تهش
      و نه اصلا به من ربط داره
      منتها ما تو جایی هستیم که همه امون داریم بخشی از زندگیمونو کنار هم من میگذرونیم
      و خوبه کنار هم حالمون خوب باشه
      نه جایی باشه که باهاش خاطره ی تلخ داریم
      و پر جار و جنجاله
      و حالتون کنار هم بده
      و رو مود گارد گرفتن باشید علیه هم




      این بود توصیه ی مامان ماهده ♥️
      باشد که توجه و تامل نمایید


      دیگه همه ی لیست دوستان رو تگ میکنم
      هر کس نبود عذرخواهم



      شب بخیر
      ای که مرا خوانده ای
      راه نشانم بده

      در شب ظلمانی ام
      ماه نشانم بده...
      ویرایش توسط LEA : 21 خرداد 1403 در ساعت 23:01

    2. Top | #2
      همکار سابق انجمن
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      نمایش مشخصات
      یک مال من
      دو مال تو
      سه مال اونه
      همون که مهربونه دلش با دلمونه
      خودش دوره ولی تو یادمونه
      همه مثل هم هستیم ما انگشتای دستیم
      ببین یکی یکیمونو کنار هم نشستیم
      یه انگشت که نباشه وای چی میشه
      خداکنه باهم باشیم همیشه
      مگه زندگی بی همدیگه میشه نه نمیشه
      مال من مال توست فرقی نداره
      خوشا به حال هرکی نیکو کاره
      یادم باشه یادت باشه تو دنیا
      فقط بخشش و خوبی موندگاره
      خدا دنیارو زیبا آفریده محبت رو تو دل ها آفریده
      بیا خوب باشیم و خوبی کنیم ما کسی از خوبی هیچ بدی ندیده

      (عموپورنگ)
      ویرایش توسط Fawzi : 21 خرداد 1403 در ساعت 23:08 دلیل: جا افتادن کلمات :|

    3. Top | #3
      کاربر فعال

      نمایش مشخصات
      سلام مامان مائده
      چه نثر زیبایی نوشتید..فقط من این جریان تاپیکارو نفهمیدم یعنی من متوجه این جریان نشدم تاحالا که چی هست منظورت..؟!
      ✟✟✟مشکل از آن جایی شروع شد که هرکس خدایی داشت و او را طرف خود میدانست././!/


      درکشورمن ارزش انسان به نقاب است....

    4. Top | #4
      LEA
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای
      ناظر بخش

      نمایش مشخصات
      یه مورد دیگه ام بگم

      قبل از هر حرفی
      و هر عملی

      فکر کنید
      و نتایجی که داره رو بسنجید


      بقول یه بنده خدایی
      حرفت رو اول بِجو
      دوباره بِجو
      بعد اگه اوکی بود بگو


      بعضی حرفا دوکلمه بیشتر نیستن
      ولی آتیش میندازن وسط
      ای که مرا خوانده ای
      راه نشانم بده

      در شب ظلمانی ام
      ماه نشانم بده...

    5. Top | #5
      LEA
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای
      ناظر بخش

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Black83 نمایش پست ها
      سلام مامان مائده
      چه نثر زیبایی نوشتید..فقط من این جریان تاپیکارو نفهمیدم یعنی من متوجه این جریان نشدم تاحالا که چی هست منظورت..؟!
      سلام خانوم گل
      اگه تو میدونی جریان چیه منم میدونم

      یه بحثی پیش اومد بین بچه ها
      که الان از یه ماه بیشتره که پرونده اش بسته نشده
      باز داره میاد بالا


      سر همین مامان ماهده وارد عمل شد
      ای که مرا خوانده ای
      راه نشانم بده

      در شب ظلمانی ام
      ماه نشانم بده...

    6. Top | #6
      کاربر نیمه فعال

      Maghror
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط LEA نمایش پست ها
      یه شب تو سالن بخش بودم
      یه مسئول بخش داشتیم
      خانوم فوق العاده ای بود
      واسه خودش یه پا مرد بود
      جنم داشت
      عرضه داشت
      وقتی اخم هاش و میزد تو هم، قفل می‌کرد طرف
      با اینکه خونه داشت ولی به علت شرایطی تو خوابگاه زندگی می‌کرد
      با خرجهای سنگین و این داستانا

      اون شب حالم خوب نبود
      درحینی که داشتم کُتَمو میپوشیدم، رفتم پیشش
      یه خورده با هم حرف زدیم
      تهش گفتم چیکار کنم مسئله ام باهاش حل شه

      بهم گفت مائده
      ما انسانیم
      پانتومیم بازی نمیکنیم
      هم عقل داریم هم زبون واسه حرف زدن
      حرف بزن
      اصن حل نشه گره تون
      ولی حرف بزن
      با پانتومیم اون طرف واسه خودش سناریو می‌سازه
      میشه کینه تو دلش
      تو هم داستان میبافی
      میشه درد رو دلت

      پانتومیم بازی نکن
      حرف بزن
      با دعوا
      با آرومی
      با خوبی
      با بدی

      ولی حرف بزن
      بزار باز شه ماجرا جلوتون




      این همه داستان گفتم که چی حالا؟
      جریانی که راه افتاده تو انجمن
      و فکر می‌کنم از یک ماه بیشتره
      تا الان ادامه داره
      مسئله ای که وقتی به اولش نگاه میکنی
      یه مورد کاملا طبیعی و عادی بوده
      ولی به کجاها داره میره؟
      به کجاها دارید میکشونیدش؟
      الان هم به هر کدوم خرده گرفته شه
      میگه تقصیر اون بود
      چون (اون) فلان طور رفتار کرد من (فلان) کردم
      محض رضای خدا تصمیم نگرفتید مثل چند انسان فهمیده بشینید و بدور از لجبازی و عصبی شدن و گارد دفاعی برداشتن، حرف بزنید

      سریع برخورد به هر کدومتون و رفتید کنار
      اون افکار رو هم گذاشتین تو ذهنتون
      موند و موند و موند تا فاسد شد
      وایسادی غیر مستقیم به حرف زدن
      باز شد دعوا



      من نه سر این دعوام و نه تهش
      و نه اصلا به من ربط داره
      منتها ما تو جایی هستیم که همه امون داریم بخشی از زندگیمونو کنار هم من میگذرونیم
      و خوبه کنار هم حالمون خوب باشه
      نه جایی باشه که باهاش خاطره ی تلخ داریم
      و پر جار و جنجاله
      و حالتون کنار هم بده
      و رو مود گارد گرفتن باشید علیه هم




      این بود توصیه ی مامان ماهده ♥️
      باشد که توجه و تامل نمایید


      دیگه همه ی لیست دوستان رو تگ میکنم
      هر کس نبود عذرخواهم



      شب بخیر
      سلام مامان ماهده
      والا من الان دارم سعی میکنم بفهمم موضوع چیه و بحث سر چیه ولی متاسفانه نمیفهمم
      میشه یه اشاره ریز بکنی؟
      (وی از شدت فضولی میترکد)

    7. Top | #7
      کاربر فعال

      نمایش مشخصات
      یه دو کیلو سبزی بیارین فعلا.....
      ✟✟✟مشکل از آن جایی شروع شد که هرکس خدایی داشت و او را طرف خود میدانست././!/


      درکشورمن ارزش انسان به نقاب است....

    8. Top | #8
      همکار سابق انجمن
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Black83 نمایش پست ها
      یه دو کیلو سبزی بیارین فعلا.....
      مامان ماهده رفته پیش اقای سبزی فروش برامون سبزی تازه بخره

    9. Top | #9
      کاربر نیمه فعال

      نمایش مشخصات
      سلاممممممممممممم من اومدممممم خداحافظیییییییی توشبیه شعر حافظیییییییییی....
      همین دیه دم همه اونایی که بودن ونبودن گرم بحث تامام

    10. Top | #10
      همکار سابق انجمن
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط arad.m نمایش پست ها
      سلاممممممممممممم من اومدممممم خداحافظیییییییی توشبیه شعر حافظیییییییییی....
      همین دیه دم همه اونایی که بودن ونبودن گرم بحث تامام
      حنا دختری در فروم که کشیده شد ب روم (اتاقش)

    11. Top | #11
      کاربر نیمه فعال

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Fawzi نمایش پست ها
      حنا دختری در فروم که کشیده شد ب روم (اتاقش)
      به زهرا بگو منو صدا نزنه فازی میخام بچه خوبی بشم برمسربازی مزرعه بیل بزنم
      اه من توفروم اومدم خل شدم

    12. Top | #12
      LEA
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای
      ناظر بخش

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Konkoriaaa نمایش پست ها
      سلام مامان ماهده
      والا من الان دارم سعی میکنم بفهمم موضوع چیه و بحث سر چیه ولی متاسفانه نمیفهمم
      میشه یه اشاره ریز بکنی؟
      (وی از شدت فضولی میترکد)
      سلام عزیزم

      یه بحث پیش اومد بین بچه ها که خیلی به طول انجامید



      واسه اونه

      میدونم خیلی کنجکاوی برطرف شد
      ای که مرا خوانده ای
      راه نشانم بده

      در شب ظلمانی ام
      ماه نشانم بده...

    13. Top | #13
      کاربر فعال

      نمایش مشخصات
      از بس سرمون تو کتابه از همه چی فروم جا موندیم...ای بابا/////....
      ✟✟✟مشکل از آن جایی شروع شد که هرکس خدایی داشت و او را طرف خود میدانست././!/


      درکشورمن ارزش انسان به نقاب است....

    14. Top | #14
      همکار سابق انجمن
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط arad.m نمایش پست ها


      به زهرا بگو منو صدا نزنه فازی میخام بچه خوبی بشم برمسربازی مزرعه بیل بزنم
      اه من توفروم اومدم خل شدم
      حنا اگ بری زهرا ، زهر جونش میشه رفتنت
      هی صدات میکنه و گوشمونو کر میکنه از عشقت

    15. Top | #15
      همکار سابق انجمن
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Black83 نمایش پست ها
      از بس سرمون تو کتابه از همه چی فروم جا موندیم...ای بابا/////....
      بنظر من فراتر از بخش های درسی نرو
      وگرنه بیچاره میشی

    صفحه 1 از 3 12 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن