X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10
    1. Top | #1
      کاربر انجمن

      Ashegh
      تاریخ عضویت
      04 دی 1402
      نوشته ها
      90
      نمایش مشخصات

      یه حرفایی تو دلم سنگینی میکنه و میخوام اینجا بگم

      سلام شب همتون بخیر
      عامم خب یه حرفایی تو دلم سنگینی میکنه و میخوام اینجا بگم
      اگه بخوام از خیلی قبل بگممم من دوران ابتدایی یه دانش اموز بودم که انقدر درسای مدرسه و ازمونای قلمچی "میانگین ترازم 8000 بود"برام راحت بود حتی کتابای دبیرستانم میخونم تا اینکه وارد فرزانگان شدم و دیدم اونجوریم که میگن فرزانگان مدرسه خاصی نیست فقط یکم سطحش بالاتر از مدارس عادیه پس برای اینکه وقتمو پر کنم کتابای ریاضی و دانشگاهی میخوندم و سر همین چیزام به ریاضی فیزیک علاقه پیداکردم و میخواستم رشته ریاضی تا اینکه موقع انتخاب رشته
      البته یه پرانتز باز کنم سال هشتم البته ترم دومش و سال نهم من ازمونامو اصلا نمیدادم چون مدارس مجازی بود من بیشتر میخواستم وقتم برای مطالعه مدرسه و درسای خودم باشه و یه جورایی ازمونو بیخیال شدم و میانگین تراز 7000 و شاید کمترم شده بود
      خلاصه موقع انتخاب رشته من رفتم کارارو انجام بدم یهو خونوادم گفتن تو کاری نداشته باش ما خودمون درستش میکنیم
      منم اعتماد کردم و گفتم اوکی
      و 3 ماه تابستون رفتم مسافرت
      اخرای شهریور که اومدم سر یه داستانایی متوجه شدم که خونوادم منو توی رشته تجربی ثبت نام کردن
      اونجابود که غم عالمم منو گرفت منم هیچی نگفتم فقط کلاسای انلاینمو نمیرفتم و مدرسم اگه باز بود نمیرفتم "مدرسه اون موقع نیمه حضوری بود"
      تا چن ماه گذشت و منم وارد حاشیه شدم و زندگیم شده بود اینکه ظهر از مدرسه بیام و یه راست برم لباسمو عوض کنم و تا شب برم بیرون
      سال دهم تموم شد و تابستون شد تا خونوادم گفتن که تغیرر رشته بدم تا اینکهیه شب توی اینستا بودم و یکی از همشهریام که رتبش دو رقمی شده بود دیدم ریکوئست داد و منم شناختمش تا اینکه یکی دو روز گذشت و منم استوریاشومیدیدم و پستاشو و اینارو دیدم نه رشته تجربیم تا اینکه بعد چن روز تحقیق و .... تصمیم گرفتم تجربی بمونم
      سال یازدهم مهر و ابان و اذر و دی امتحانای ترم اول با ازمون و خطای زیاد پیش رفت و ترازم 3900 بود بعد رفتم همین رتبه دو رقمی مشاوره گرفتم و ازمون 7 فروزدین ترازم شد 5000
      عاقا من سال یازدهم هم وسواس زیاد بود هم اینکه از لحاظ روحی داغون بودم چون تنها رفیقمو توی تصادف از دست داده بودم
      تابستون شد و من مونده بود بایه دهم نخونده و یازدهم ناقص
      تراز اولم 5800 شد ولی بقیه رو ازمون ندادم چون بودجهب ندی خیلی زیاد بود و من نرسیدم
      از اول مهر تا النم یه کلمه نخوندم و بخوام صادق باشم همین دیشب میخواستم خودکشی کنم و این وضعیت داغونو تموم کنم
      ولی به خودم اومدم و دیدم تمام رویاهام داره نابود میشه و من بجای تلاش کردن دارم فرار میکنم
      بچه ها من اومدم اینجا که جلوی همه کاربرای این انجمن قول شرف بدم که از روز 1402/10/4 تا 1403/4/6 روزی 19 ساعت مفید و با کیفیت بالا بخونم و به چیزی که میخوام برسم
      و اصلنم برام مهم نیس حالم خوب باشه یا بد در حال مرگ باشم یا خوشحالی فقط میخوام بشم همون ادم قبلی
      شاید خییلیا بگن نمیدونم سنگ بزرگ نشانه نزده یا اینکه خسته میشی
      میخوام بگم نه باید این 6 ماه روزی 19 ساعت بخونم تااااا بتونم رتبه زیر صد یا همون عدد مورد علاقم که همون 19 رو بیارم
      و همینجا و همین ساعت پیش همتون قول میدم تا روز کنکوررررر هم گزارش بفرستم هم سر حرفم بمونم .
      خلاص.

    2. Top | #2
      کاربر انجمن

      Ashegh
      تاریخ عضویت
      04 دی 1402
      نوشته ها
      90
      نمایش مشخصات
      ...
      ویرایش توسط آرمیتام. 19 : 07 دی 1402 در ساعت 23:56

    3. Top | #3
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      08 آذر 1397
      نوشته ها
      683
      نمایش مشخصات
      اول پیش یک روانشناس برو و حرفات رو باهاش در میون بذار. من نمی دونم این تمایل به خودکشی چقدر در شما زیاده ولی می ترسم نتونی 19 ساعت بخونی و دوباره این افکار بیاد سراغت.

    4. Top | #4
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      06 اسفند 1401
      نوشته ها
      506
      نمایش مشخصات
      ۱۹ ساعت :/
      یا خدا
      یا خوده خدا
      تازه داشتم به ۱۶ عادت میکردم

      know the difference between being patient
      ⭐🌱and wasting your time


    5. Top | #5
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      تاریخ عضویت
      16 آذر 1396
      نوشته ها
      664
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط آرمیتام. 19 نمایش پست ها
      سلام شب همتون بخیر
      عامم خب یه حرفایی تو دلم سنگینی میکنه و میخوام اینجا بگم
      اگه بخوام از خیلی قبل بگممم من دوران ابتدایی یه دانش اموز بودم که انقدر درسای مدرسه و ازمونای قلمچی "میانگین ترازم 8000 بود"برام راحت بود حتی کتابای دبیرستانم میخونم تا اینکه وارد فرزانگان شدم و دیدم اونجوریم که میگن فرزانگان مدرسه خاصی نیست فقط یکم سطحش بالاتر از مدارس عادیه پس برای اینکه وقتمو پر کنم کتابای ریاضی و دانشگاهی میخوندم و سر همین چیزام به ریاضی فیزیک علاقه پیداکردم و میخواستم رشته ریاضی تا اینکه موقع انتخاب رشته
      البته یه پرانتز باز کنم سال هشتم البته ترم دومش و سال نهم من ازمونامو اصلا نمیدادم چون مدارس مجازی بود من بیشتر میخواستم وقتم برای مطالعه مدرسه و درسای خودم باشه و یه جورایی ازمونو بیخیال شدم و میانگین تراز 7000 و شاید کمترم شده بود
      خلاصه موقع انتخاب رشته من رفتم کارارو انجام بدم یهو خونوادم گفتن تو کاری نداشته باش ما خودمون درستش میکنیم
      منم اعتماد کردم و گفتم اوکی
      و 3 ماه تابستون رفتم مسافرت
      اخرای شهریور که اومدم سر یه داستانایی متوجه شدم که خونوادم منو توی رشته تجربی ثبت نام کردن
      اونجابود که غم عالمم منو گرفت منم هیچی نگفتم فقط کلاسای انلاینمو نمیرفتم و مدرسم اگه باز بود نمیرفتم "مدرسه اون موقع نیمه حضوری بود"
      تا چن ماه گذشت و منم وارد حاشیه شدم و زندگیم شده بود اینکه ظهر از مدرسه بیام و یه راست برم لباسمو عوض کنم و تا شب برم بیرون
      سال دهم تموم شد و تابستون شد تا خونوادم گفتن که تغیرر رشته بدم تا اینکهیه شب توی اینستا بودم و یکی از همشهریام که رتبش دو رقمی شده بود دیدم ریکوئست داد و منم شناختمش تا اینکه یکی دو روز گذشت و منم استوریاشومیدیدم و پستاشو و اینارو دیدم نه رشته تجربیم تا اینکه بعد چن روز تحقیق و .... تصمیم گرفتم تجربی بمونم
      سال یازدهم مهر و ابان و اذر و دی امتحانای ترم اول با ازمون و خطای زیاد پیش رفت و ترازم 3900 بود بعد رفتم همین رتبه دو رقمی مشاوره گرفتم و ازمون 7 فروزدین ترازم شد 5000
      عاقا من سال یازدهم هم وسواس زیاد بود هم اینکه از لحاظ روحی داغون بودم چون تنها رفیقمو توی تصادف از دست داده بودم
      تابستون شد و من مونده بود بایه دهم نخونده و یازدهم ناقص
      تراز اولم 5800 شد ولی بقیه رو ازمون ندادم چون بودجهب ندی خیلی زیاد بود و من نرسیدم
      از اول مهر تا النم یه کلمه نخوندم و بخوام صادق باشم همین دیشب میخواستم خودکشی کنم و این وضعیت داغونو تموم کنم
      ولی به خودم اومدم و دیدم تمام رویاهام داره نابود میشه و من بجای تلاش کردن دارم فرار میکنم
      بچه ها من اومدم اینجا که جلوی همه کاربرای این انجمن قول شرف بدم که از روز 1402/10/4 تا 1403/4/6 روزی 19 ساعت مفید و با کیفیت بالا بخونم و به چیزی که میخوام برسم
      و اصلنم برام مهم نیس حالم خوب باشه یا بد در حال مرگ باشم یا خوشحالی فقط میخوام بشم همون ادم قبلی
      شاید خییلیا بگن نمیدونم سنگ بزرگ نشانه نزده یا اینکه خسته میشی
      میخوام بگم نه باید این 6 ماه روزی 19 ساعت بخونم تااااا بتونم رتبه زیر صد یا همون عدد مورد علاقم که همون 19 رو بیارم
      و همینجا و همین ساعت پیش همتون قول میدم تا روز کنکوررررر هم گزارش بفرستم هم سر حرفم بمونم .
      خلاص.
      شروع کن بخوان خیلی خوبه
      به هیچی فک نکن از درس لذت ببر
      مثه قبلنا که درسای دانشگاه و اینارو میخوندی برای مطالعه
      که بچه ها دیگه حتی سمتشم نمیرفتن
      بیا جلو به هیچی هم فکر نکن
      زندگی هم فقط رتبه و کنکورو اینا نیست
      وارد محیط جدید میشی علایق جدید تر
      شروع کن من که مطمئنم جدی هستی
      والا هیچوقت وقت نیمزاشتی اینجا بنویسی

      برو جلو غمت نباشه






      رشته های پزشکی هر کدام عالمی برای خودش داره تو هر کدام متبحر بشی و علاقه مند شی در حین کار و دوست داشته باشی کارتو به نحو احسن انجام بدی همیشه از خودت راضی هستی
      هوشبری اتاق عمل پرستاری بگید .....

      رشته های معلمی
      ارتباط گرفتن با بچه ها

      هر چیزی
      ویرایش توسط RANGO : 05 دی 1402 در ساعت 23:50

    6. Top | #6
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      01 اردیبهشت 1402
      نوشته ها
      57
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط آرمیتام. 19 نمایش پست ها
      سلام شب همتون بخیر
      عامم خب یه حرفایی تو دلم سنگینی میکنه و میخوام اینجا بگم
      اگه بخوام از خیلی قبل بگممم من دوران ابتدایی یه دانش اموز بودم که انقدر درسای مدرسه و ازمونای قلمچی "میانگین ترازم 8000 بود"برام راحت بود حتی کتابای دبیرستانم میخونم تا اینکه وارد فرزانگان شدم و دیدم اونجوریم که میگن فرزانگان مدرسه خاصی نیست فقط یکم سطحش بالاتر از مدارس عادیه پس برای اینکه وقتمو پر کنم کتابای ریاضی و دانشگاهی میخوندم و سر همین چیزام به ریاضی فیزیک علاقه پیداکردم و میخواستم رشته ریاضی تا اینکه موقع انتخاب رشته
      البته یه پرانتز باز کنم سال هشتم البته ترم دومش و سال نهم من ازمونامو اصلا نمیدادم چون مدارس مجازی بود من بیشتر میخواستم وقتم برای مطالعه مدرسه و درسای خودم باشه و یه جورایی ازمونو بیخیال شدم و میانگین تراز 7000 و شاید کمترم شده بود
      خلاصه موقع انتخاب رشته من رفتم کارارو انجام بدم یهو خونوادم گفتن تو کاری نداشته باش ما خودمون درستش میکنیم
      منم اعتماد کردم و گفتم اوکی
      و 3 ماه تابستون رفتم مسافرت
      اخرای شهریور که اومدم سر یه داستانایی متوجه شدم که خونوادم منو توی رشته تجربی ثبت نام کردن
      اونجابود که غم عالمم منو گرفت منم هیچی نگفتم فقط کلاسای انلاینمو نمیرفتم و مدرسم اگه باز بود نمیرفتم "مدرسه اون موقع نیمه حضوری بود"
      تا چن ماه گذشت و منم وارد حاشیه شدم و زندگیم شده بود اینکه ظهر از مدرسه بیام و یه راست برم لباسمو عوض کنم و تا شب برم بیرون
      سال دهم تموم شد و تابستون شد تا خونوادم گفتن که تغیرر رشته بدم تا اینکهیه شب توی اینستا بودم و یکی از همشهریام که رتبش دو رقمی شده بود دیدم ریکوئست داد و منم شناختمش تا اینکه یکی دو روز گذشت و منم استوریاشومیدیدم و پستاشو و اینارو دیدم نه رشته تجربیم تا اینکه بعد چن روز تحقیق و .... تصمیم گرفتم تجربی بمونم
      سال یازدهم مهر و ابان و اذر و دی امتحانای ترم اول با ازمون و خطای زیاد پیش رفت و ترازم 3900 بود بعد رفتم همین رتبه دو رقمی مشاوره گرفتم و ازمون 7 فروزدین ترازم شد 5000
      عاقا من سال یازدهم هم وسواس زیاد بود هم اینکه از لحاظ روحی داغون بودم چون تنها رفیقمو توی تصادف از دست داده بودم
      تابستون شد و من مونده بود بایه دهم نخونده و یازدهم ناقص
      تراز اولم 5800 شد ولی بقیه رو ازمون ندادم چون بودجهب ندی خیلی زیاد بود و من نرسیدم
      از اول مهر تا النم یه کلمه نخوندم و بخوام صادق باشم همین دیشب میخواستم خودکشی کنم و این وضعیت داغونو تموم کنم
      ولی به خودم اومدم و دیدم تمام رویاهام داره نابود میشه و من بجای تلاش کردن دارم فرار میکنم
      بچه ها من اومدم اینجا که جلوی همه کاربرای این انجمن قول شرف بدم که از روز 1402/10/4 تا 1403/4/6 روزی 19 ساعت مفید و با کیفیت بالا بخونم و به چیزی که میخوام برسم
      و اصلنم برام مهم نیس حالم خوب باشه یا بد در حال مرگ باشم یا خوشحالی فقط میخوام بشم همون ادم قبلی
      شاید خییلیا بگن نمیدونم سنگ بزرگ نشانه نزده یا اینکه خسته میشی
      میخوام بگم نه باید این 6 ماه روزی 19 ساعت بخونم تااااا بتونم رتبه زیر صد یا همون عدد مورد علاقم که همون 19 رو بیارم
      و همینجا و همین ساعت پیش همتون قول میدم تا روز کنکوررررر هم گزارش بفرستم هم سر حرفم بمونم .
      خلاص.
      سلام عزیزم
      خیلی عالیه ولی شما ۱۲ ساعتم بخونی کافیه…ضمنن تراز ۵۸۰۰ که بد نیست عزیزم ناراحتیت چیه برو ببین ۵۸۰۰ ها کجاها قبول شدن پارسال و این که اصلا خودکشی که بی معنیه!! دیگه شما الان که بخونی قوی پیش بری امسالم نیاری سال دیگه که حتما میاری (البته اگه روزی دوازده ساعت بخونی حتما همین امسال قبول میشی)
      خلاصه اصلا خودتو ناراحت نکن فقط و فقط تموم تلاشتو بکن

    7. Top | #7
      کاربر انجمن

      Ashegh
      تاریخ عضویت
      04 دی 1402
      نوشته ها
      90
      نمایش مشخصات
      مرسی ازت

    8. Top | #8
      کاربر حرفه ای

      Sheytani
      تاریخ عضویت
      12 فروردین 1402
      نوشته ها
      1,191
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط آرمیتام. 19 نمایش پست ها
      سلام شب همتون بخیر
      عامم خب یه حرفایی تو دلم سنگینی میکنه و میخوام اینجا بگم
      اگه بخوام از خیلی قبل بگممم من دوران ابتدایی یه دانش اموز بودم که انقدر درسای مدرسه و ازمونای قلمچی "میانگین ترازم 8000 بود"برام راحت بود حتی کتابای دبیرستانم میخونم تا اینکه وارد فرزانگان شدم و دیدم اونجوریم که میگن فرزانگان مدرسه خاصی نیست فقط یکم سطحش بالاتر از مدارس عادیه پس برای اینکه وقتمو پر کنم کتابای ریاضی و دانشگاهی میخوندم و سر همین چیزام به ریاضی فیزیک علاقه پیداکردم و میخواستم رشته ریاضی تا اینکه موقع انتخاب رشته
      البته یه پرانتز باز کنم سال هشتم البته ترم دومش و سال نهم من ازمونامو اصلا نمیدادم چون مدارس مجازی بود من بیشتر میخواستم وقتم برای مطالعه مدرسه و درسای خودم باشه و یه جورایی ازمونو بیخیال شدم و میانگین تراز 7000 و شاید کمترم شده بود
      خلاصه موقع انتخاب رشته من رفتم کارارو انجام بدم یهو خونوادم گفتن تو کاری نداشته باش ما خودمون درستش میکنیم
      منم اعتماد کردم و گفتم اوکی
      و 3 ماه تابستون رفتم مسافرت
      اخرای شهریور که اومدم سر یه داستانایی متوجه شدم که خونوادم منو توی رشته تجربی ثبت نام کردن
      اونجابود که غم عالمم منو گرفت منم هیچی نگفتم فقط کلاسای انلاینمو نمیرفتم و مدرسم اگه باز بود نمیرفتم "مدرسه اون موقع نیمه حضوری بود"
      تا چن ماه گذشت و منم وارد حاشیه شدم و زندگیم شده بود اینکه ظهر از مدرسه بیام و یه راست برم لباسمو عوض کنم و تا شب برم بیرون
      سال دهم تموم شد و تابستون شد تا خونوادم گفتن که تغیرر رشته بدم تا اینکهیه شب توی اینستا بودم و یکی از همشهریام که رتبش دو رقمی شده بود دیدم ریکوئست داد و منم شناختمش تا اینکه یکی دو روز گذشت و منم استوریاشومیدیدم و پستاشو و اینارو دیدم نه رشته تجربیم تا اینکه بعد چن روز تحقیق و .... تصمیم گرفتم تجربی بمونم
      سال یازدهم مهر و ابان و اذر و دی امتحانای ترم اول با ازمون و خطای زیاد پیش رفت و ترازم 3900 بود بعد رفتم همین رتبه دو رقمی مشاوره گرفتم و ازمون 7 فروزدین ترازم شد 5000
      عاقا من سال یازدهم هم وسواس زیاد بود هم اینکه از لحاظ روحی داغون بودم چون تنها رفیقمو توی تصادف از دست داده بودم
      تابستون شد و من مونده بود بایه دهم نخونده و یازدهم ناقص
      تراز اولم 5800 شد ولی بقیه رو ازمون ندادم چون بودجهب ندی خیلی زیاد بود و من نرسیدم
      از اول مهر تا النم یه کلمه نخوندم و بخوام صادق باشم همین دیشب میخواستم خودکشی کنم و این وضعیت داغونو تموم کنم
      ولی به خودم اومدم و دیدم تمام رویاهام داره نابود میشه و من بجای تلاش کردن دارم فرار میکنم
      بچه ها من اومدم اینجا که جلوی همه کاربرای این انجمن قول شرف بدم که از روز 1402/10/4 تا 1403/4/6 روزی 19 ساعت مفید و با کیفیت بالا بخونم و به چیزی که میخوام برسم
      و اصلنم برام مهم نیس حالم خوب باشه یا بد در حال مرگ باشم یا خوشحالی فقط میخوام بشم همون ادم قبلی
      شاید خییلیا بگن نمیدونم سنگ بزرگ نشانه نزده یا اینکه خسته میشی
      میخوام بگم نه باید این 6 ماه روزی 19 ساعت بخونم تااااا بتونم رتبه زیر صد یا همون عدد مورد علاقم که همون 19 رو بیارم
      و همینجا و همین ساعت پیش همتون قول میدم تا روز کنکوررررر هم گزارش بفرستم هم سر حرفم بمونم .
      خلاص.
      منتظر گزارشات هستیم عزیزممم

    9. Top | #9
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      03 مهر 1402
      نوشته ها
      388
      نمایش مشخصات
      من متوجه نشدم الان ریاضی هستی یا تجربی ؟
      ولی به هر حال به عنوان کسی که تجربه تصمیم گیری های این مدلی زیاد داشتم میگم نکن !
      ۱۹ ساعت در صورتی میشه که هر روز ۴۰ ساعت باشه
      با یه رقم معقول شروع کن همین ۱۲ ، بعد دو ماه ۱۴ و نهایت ماه های آخر ۱۶ ولی خدایی بالای ۱۶ امکان نداره
      این کار باعث میشه از هرچی درسه زده بشی دوباره درگیر حاشیه بشی
      لطفا از این فکرا نکن . ۱۹ ساعتم باشه مفید نیست . چون بعد ۱۶ دیگه گیج میزنی و منگ خوابی
      گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام
      و ساقه های جوانم؛
      از ضربه های تبرهاتان زخم دار است...
      با ریشه چه می کنید؟

    10. Top | #10
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      11 خرداد 1402
      نوشته ها
      24
      نمایش مشخصات
      من یک دختری دور می شناسم این تا سال نهم همه نمراتش بیست بود در مدرسه فرزانگان هم بود به نحوی به عنوان خرخون معروف بود خیلی‌ توقع ازش بالا بود وارد دهم که شد سطح درس ها یهو رفت بالا آزمون های قلمچی اش را پشت سر هم تراز حدود 5000 می آورد پدر و مادرش او را کتک می زدند و مشاورش یک بار یک سیلی به کوشش زد و پدر و مادر هم طرف مشاور بود و همه او را تحقیر می کردند و چند بار قصد به خودکشی کرد و دوستی نداشت تا آخر به دلیل دیابتی که داشت و حجم فشاری که بر او بود یک شب تشنج کرد دکتر دو ماه استراحت مطلق به او داد او علاقه ای قدیمی به تحقیق پژوهش داشت که چند سالی بود یادی از آن نکرده بود سر یک ایمیل یکهو فکری در سر او شکل می گیرد و اثار خود را برای یک مسابقه جهانی که توسط سوئد برگزار می شد می فرستد بعد از شش ماه ایمیلی به او می دهند که او برنده مدال برنز شده و یک ماه بعد خبر پذیرش دانشگاه مالزی
      خواستم بگم خدا همیشه بهترین هدیه هاشو توی تاریک ترین‌ زمان ها به بندگانش می دهد
      دقیقا جایی که فکر نمی کنی به کمکت میاد
      دقیقاً وقتی که وسط جهنمی بهشتی برات می سازه که فکرش هم نمی تونی بکنی

      پس یک بار بلند شو و بهش اعتماد کن

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 3 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. پاسخ: 7
      آخرين نوشته: 26 مهر 1402, 12:20
    2. مصلایی یا بابایی یا شیروانی؟
      توسط KARIMASADI در انجمن منابع شیمی
      پاسخ: 17
      آخرين نوشته: 11 دی 1401, 11:37
    3. با رتبه 1500 میشه دبیری شهید رجایی قبول شد؟!(اضطراری لطفا راهنمایی کنید)
      توسط MohammadMahdi14 در انجمن رتبه مورد نیاز قبولی در رشته و دانشگاه
      پاسخ: 11
      آخرين نوشته: 03 مهر 1401, 01:28
    4. پاسخ: 4
      آخرين نوشته: 17 اردیبهشت 1400, 02:19
    5. dvd بخرم نخرم؟؟!!! بچه هایی ک دارید لطفا راهنمایی
      توسط طراوت در انجمن فیلمهای کمک آموزشی
      پاسخ: 12
      آخرين نوشته: 18 اردیبهشت 1393, 19:22



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن