X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 419 از 521 نخستنخست ... 319409418419420429519 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 6,271 به 6,285 از 7807
    1. Top | #6271
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      13 آبان 1399
      نوشته ها
      246
      نمایش مشخصات
      قسمت تلخش اونجاست که تهِ تهش هر چی پیش بری بیشتر میفهمی که حال بدِ تو واقعا برای کسی اهمیت نداره
      یعنی
      من تو کل زندگیم انتظاری از کسی نداشتما
      ولی خوب این قسمتش دردناکه که میفهمیش

      دردناک تر اونجاست که لمسش میکنی

      و من تمام فاصله گرفتنام از همینجا شروع میشه
      من ترجیحم اینه دو نفر کنارم باشن ولی واقعی تر تا اینکه ۲۰ نفر و ظاهری


      شب های تار میرن روزهای روشن میرسن؟
      خیلی کلیشه ایه چون نمیرسن
      ومن خیلی وقته دارم با لامپای ۲۲۰ولتی زندگیمو روشن نگه میدارم
      با دلخوشیای مسخره و کوچولو سعی میکنم سگ سیاه افسردگیو دور نگهدارم
      از بیرون طبق معمول سرخوش و بیخیال بنظر میام ولی این جنگ درونی ای که تو مغزم دارم یه روز میکشتم

      شخصیت واقعیمو اونجا باید شناخت که یه ساعت تنها بمونم میرم تو یه گوشه تو فکر که 'ش' میبینتم میگه بهش فکر نکن یا خودش میاد یا نامه ش


      خلاصه که آره
      روزگار غریبیست نازنین

    2. Top | #6272
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      10 مرداد 1401
      نوشته ها
      933
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط HUNDRED نمایش پست ها
      به چیزی که میتونه ی بدبختی جدید باشه
      تا اینجا که هیچی نیست خداروشکر بقیش هم بعداً مشخص میشه

    3. Top | #6273
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      اصلا نمیفهممش
      واقعا نمیفهمم


      فقط جالبه
      این موضوع واقعا جالبه

    4. Top | #6274
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر
      پاسخگو و راهنما

      تاریخ عضویت
      01 شهریور 1397
      نوشته ها
      2,997
      نمایش مشخصات
      نام: koloche.png نمایش: 110 اندازه: 198.6 کیلو بایت

      دلم کلوچه میخاد
      ⬜⬜⬜⬜⬜⬜⬜
      ⬜⬛⬛⬛⬜⬛⬜
      ⬜⬜⬜⬛⬜⬛⬜
      ⬜⬛⬛⬛⬛⬛⬜
      ⬜⬛⬜⬛⬜⬜⬜
      ⬜⬛⬜⬛⬛⬛⬜
      ⬜⬜⬜⬜⬜⬜⬜

    5. Top | #6275
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      14 اسفند 1393
      نوشته ها
      399
      نمایش مشخصات
      به اینکه چه روزایی رو تو این انجمن گذروندم، هنوزم که هنوزه گاهی چکش می‌کنم. به اینکه چقدر فرق کردم و چه راه طولانی‌ای اومدم از اون زمان. و اینکه ۱۰برابر این راه جلومه و اون موقع در مورد الآنم چی فکر می‌کنم.
      .Human, Developer, Innovator

    6. Top | #6276
      کاربر انجمن

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      28 مرداد 1402
      نوشته ها
      81
      نمایش مشخصات
      به این فک میکنم که ادما چقد بی رحمانه همو قضاوت میکنن کاش اون روز نمیرفتم اونجا که حرفاشونو بشونم گاهی خوبن طوری که دلت میخواد باهاشون درودل کنی ولی وقتی میبینی پشت سرت چیا میکن و چطوری خودشونو جای تو میزارن ناراحت میشی
      راستش عاقلانه ترین چیزی که تا الان شنیدم این بود که بهش بگم و خودمو از این سردرگمی نجات بدم یا قبول نمیکنه ... اینجوری منم سعی میکنم فراموش کنم یا هم اینکه قبول میکنه ...
      ولی من از دومی بیشتر میترسم گیریم که قبول کرد و اونم همین حسو نسبت به من داشت و ما یکی دو ماه با هم خوب بودیم و کلی خاطره ساختیم ولی بعدش چی ؟ اون میمیره و من میمونم و یه دنیا خاطره
      زندگی مثل یه بازیه و یه سری قوانین داره اینکه اگه کسی سرطان بگیره احنمال اینکه بمیره زیاد میشه و اگه این سرطان متاستاز کنه این احتمال بیشتر هم میشه ولی اگه طرف خودشم نا امید باشه و ارزوی مرگ کنه اینکه زنده بمونه یه جورایی غیر ممکنه ...من اصلا توانایی حل کردن این بازی رو ندارم پس هیچ کاری نمیکنم ترجیح میدم تو رویاهام داشته باشمش تا اینکه تو واقیت از دستش بدم.
      ...All is well

    7. Top | #6277
      LEA
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1401
      نوشته ها
      1,976
      نمایش مشخصات
      به اینکه دارم پله پله بانو بودن رو یاد میگیرم
      بانو بودن و بانو ماندن سخته
      و هرچی به راهش فکر میکنم انتها نداره انگار
      ترکیبی از عشق و لطافت و مهر و نور در کنار شجاعت و قدرت و استواری

      مثل رقص روی نوک پای حریر پوشی میون شیشه های شکسته





      و به تبع مردانه مرد زیستن برای یک مرد
      آه ای جان
      آخر تا کی سرگردان...

    8. Top | #6278
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      22 خرداد 1402
      نوشته ها
      335
      نمایش مشخصات
      کاش میشد هر کسی بره دنباله علایقش شاید بیشتر تجربیا سال ۸۴ و ماقبل الان بفهمن چی میگم انقدر این رشته رو سخت و محدود کردن که اکثرا از انتخاب این جهنم راضی نیستن کاش میشد اینجا به همه رشته ها اهمیت داده میشد همه هنر ها همه کارها که اینجوری عمرمون نره سر کاری که هیچ علاقه ای بهش نداریم، حرف ها تکرارین میدونم اما یهو دلم گرفت برای خودم که چقدر به موسیقی علاقه دارم ولی حیف .....
      You have to die to get what you want..!

    9. Top | #6279
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      18 آذر 1401
      نوشته ها
      497
      نمایش مشخصات
      به اینکه کاش همه کمتر ناراحت باشن...
      روز هاتون با لبخند

    10. Top | #6280
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      06 اسفند 1401
      نوشته ها
      506
      نمایش مشخصات
      همین الان یجایی یکی اینو نوشت و واقعا عجیب بود . سعی کردم بهش فکر کنم ولی نشد
      +آدم ها هر روز که میگذره به عمرشون اضافه میشه یا از عمرشون کم میشه؟

      know the difference between being patient
      ⭐🌱and wasting your time


    11. Top | #6281
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      14 تیر 1397
      نوشته ها
      1,297
      نمایش مشخصات
      به حس زندگی کردن که خیلی وقته بهم سر نزده
      هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...

    12. Top | #6282
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      23 آبان 1400
      نوشته ها
      334
      نمایش مشخصات
      گفتم : دل چیه ؟ همین که می تپه ؟
      گفت : نه ، اون که به تپش می اندازتت: )
      گفتم : نمی دونم ، این دل که میگی اصلا کجا هست ؟
      گفت :
      توی باله هاته وقتی توی مسیری،
      توی رویاهاته وقتی غرقش میشی،
      تو چشماته وقتی به چیزی یا کسی که دوسش داری نگاه می‌کنی و خیلی جاهای دیگه .
      برای اینه که میگم
      حرفِ دل ، زبون نمی خواد چون گفتنی نیست که شنیدنی باشه...

      .
      .
      .

      به این متن فک میکنم
      به اینکه واقن« دلِ »آدمیزاد چیه ؟
      وجود داره اصلا؟
      قلب ، همون دله ؟!
      همونی که گاهی عجیب میتپه و به سختی میشه جلو دارش بود
      و گاهی حتی برای یه تپش بیشتر ، اما و اگر داره ...
      نوشته بود :
      اینکه گاهی تو برخورد با چیزی ، کسی یا موضوعی ،
      یهو حس میکنی ته دلت خالی شده
      بخاطر اینه که قلب ، یه ضربان رو جا میندازه
      تا حجم هیجانی که به بدن وارد شده رو بتونه تحمل و جبران کنه.
      درست یا غلطش رو نمی دونم خب : )
      ولی اگه قلب ، به اندازه یه ضربان تغییر کنه
      دل ،تو اون موقعیت به اندازه یه دنیا جابجایی و تحول داره.
      گاهی بعد از یه سری تغییر و تحول ،
      قلب هنوزم میتپه ولی دل ، منطق خودشو داره
      شاید هنوزم به فعالیتش ادامه بده و در عین حال
      هیچ وقت مثه سابق نباشه ...
      گاهی جای خالیه چیزی یا کسی ، مثه یه حفره عمیق
      روی دل می مونه و با چیزی نمیشه ترمیمش کرد
      که دل ، صاحب و مرهم خودش و میشناسه ...
      دل ، شاید همون موجودی باشه
      که گاهی حرفاش ،روشنی راهت میشه
      و گاهی یکدندگی و تعلقش ، وقفه راهت بشه
      ولی بنظر یه بخش پررنگی از زنده بودن بشر و
      قشنگی دنیا ، به بودنِ دل ، تو وجود آدما گره میخوره ...

      اگه قلب ، جسم باشه «دل» روحش عه
      اگه قلب ، پرنده باشه «دل» شوق پریدنش عه
      اگه قلب ، خونه باشه «دل» گرما بخشش عه
      که «دل» خییلی فراتر از قلب عه ... : )
      به هوش باش دلی را به سهو نَخْراشی

      به ناخنی که توانی گره گشایی کرد...🌿: )
      ویرایش توسط joodii : 27 دی 1402 در ساعت 15:35

    13. Top | #6283
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      11 تیر 1402
      نوشته ها
      140
      نمایش مشخصات
      نه به انتظار کسی نه انتظار از کسی
      نه به انتظار کسی نه انتظار از کسی
      نه به انتظار کسی نه انتظار از کسی
      نه به انتظار کسی نه انتظار از کسی
      اینو بکنم تو مغزم همه چی راحت تر میشه ولی خیلی سخته... به قول پیشرو چطوری بگم که همه حرفامو بفهمی؟
      شکرت خدای من (: که زیباترینی بی انتهایی بخشنده ای

    14. Top | #6284
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      30 مهر 1402
      نوشته ها
      99
      نمایش مشخصات
      به اینکه چه گلی بگیرم به سرم
      تاحالا ریسک نکردم
      در تبعید شهر آرامش و محکوم به انفرادی ترافیک خیال....

    15. Top | #6285
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      21 فروردین 1401
      نوشته ها
      339
      نمایش مشخصات
      به امشب که شب آرزوهاس،
      و بغض و اشک هایی که بخاطر فاصلۀ بین من و آرزوهامه...
      میشه تا شب آرزوی بعدی بهشون رسیده باشم؟ دیگه صبرم داره سرمیاد خداجونم : )

      + به آرزوهای کوچیک و بزرگتون برسید.
      هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
      آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
      هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
      رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
      ویرایش توسط StarryNight : 29 دی 1402 در ساعت 02:32

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 83 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 83 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. نهایی خرداد، شهریور یا دی؟ کدوم رو پیشنهاد میدی؟
      توسط M.M.B در انجمن امتحانات سال یازدهم
      پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1402, 07:08
    2. ریاضی یا تجربی؟
      توسط khParya در انجمن تغییر رشته تحصیلی
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1395, 20:50
    3. ادبیات موضوعی یا کتابهای مبحثی؟
      توسط fantom در انجمن زبان و ادبیات فارسی
      پاسخ: 15
      آخرين نوشته: 13 دی 1394, 22:35



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن