X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 418 از 521 نخستنخست ... 318408417418419428518 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 6,256 به 6,270 از 7806
    1. Top | #6256
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر
      پاسخگو و راهنما

      تاریخ عضویت
      01 شهریور 1397
      نوشته ها
      2,997
      نمایش مشخصات
      در نظرم بود روزی که عاشق میشوی
      بایستی بارانی، و غروبی سرخ باشد.
      کمی گذشت فهمیدم ادم گاهی از گرمای شرجی هوا
      هم لذت میبرد و ترجیح میدهداش به هوای ابری
      چون به هنگامی که عاشق شدی هوا ابری نبود شرجی بود.
      فکر میکردم عاشقانه ترین خاطره بوسه است بر روی لبم
      گذشت و من انتظار برای مترو با او را خاطره ای شیرین تر از هزار بوسه فرانسوی دانستم.
      گاهی وقت ها دیگر شما نیستید که بگویید چه مرا عاشق میکند
      می اید و خواه و ناخواه دل را میبرد.
      لکن گویا عشق میسر نمیشود
      سخت است ارزوی انکه حقت بود
      عاشقی درد است، گفتم یادم میرود اگر قدم بزنم
      سر خیابان مرا به گریه انداخت...
      ان سو که به اشتیاق کنون میبینم
      پی معشوقشان میروند
      میخواهم بگویم از ان راه ما
      خسته و مجروح امدیم
      در انتها او پرواز میکند و شما
      بال پر چیده اید.
      رفتیم و نرسیدیم، نروید، نمیشود...
      ⬜⬜⬜⬜⬜⬜⬜
      ⬜⬛⬛⬛⬜⬛⬜
      ⬜⬜⬜⬛⬜⬛⬜
      ⬜⬛⬛⬛⬛⬛⬜
      ⬜⬛⬜⬛⬜⬜⬜
      ⬜⬛⬜⬛⬛⬛⬜
      ⬜⬜⬜⬜⬜⬜⬜

    2. Top | #6257
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      تاریخ عضویت
      17 بهمن 1398
      نوشته ها
      3,878
      نمایش مشخصات
      ترجیح میدم توی یه بازی ای که اساسش بر فکر و تصمیمه بازنده باشم تا اینکه در یک بازی ای که اساسش بر شانس باشه برنده باشم...

      چون توی اولی میتونم ببینم چکارهایی و چه تصمیم هایی موجب نتیجه نگرفتن شده و رشد کنم
      ولی توی دومی فقط باید منفعلانه بشینم و قدرت اعمال نفوذ خاصی توی روندی که درگیرش شدم ندارم

    3. Top | #6258
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      25 آبان 1399
      نوشته ها
      494
      نمایش مشخصات
      به اینکه آیا درسته که انقدر شدید به حسم اعتماد میکنم ؟!
      یه وقتایی حسم نسبت به یه آدم خوب نیست پس شدیدا ازش فاصله میگیرم
      بعضی اوقات به این فکر میکنم که اینکار خیلی بنظر غیرعقلانی میاد . چرا باید بدون هیچ‌ منطق و دلیلی پیش یکنفر احساس ناامنی کنم و ازش دور بشم؟
      دارم زیادی سخت میگیرم ؟! این حس من بر چه پایه و منطقیه که باید انقدر بهش تکیه کنم؟
      ما
      بیرون زمان ایستاده‌ایم
      با دشنۀ تلخی
      در گرده‌هایمان

    4. Top | #6259
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      23 بهمن 1391
      نوشته ها
      964
      نمایش مشخصات
      ب اینکه چقدر سال‌های قبل از سال ۹۵ برام پر خاطره اس

    5. Top | #6260
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      اتفاقی ی انجمن دیگه رفتم اسماشون مث ما کاربر انجمن فعال فوق حرفه ای بود و چند تا اسم بامزه دیگه مثل
      کاربر خاک انجمن خورده
      لنگر انداخته
      باحال بود خوشم اومد

    6. Top | #6261
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      07 آذر 1395
      نوشته ها
      5,341
      نمایش مشخصات
      به اینکه چقدر بعضی از مدرسین کنکور خبیث ان . بی وحود ان . کفتار ان
      واژه و شغل شریف معلمی شایسته چنین افرادی نیست .
      البته نه همشون
      ابر بارنده به دریا میگفت :
      گر نبارم تو کجا دریایی
      در دلش خنده کنان دریا گفت:
      ابر بارنده تو هم از مایی

    7. Top | #6262
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      16 آذر 1402
      نوشته ها
      27
      نمایش مشخصات
      به هفته آینده
      که ۵ تا امتحان دارم...

    8. Top | #6263
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      22 خرداد 1402
      نوشته ها
      335
      نمایش مشخصات
      به اینکه میخوام یه چرتی بزنم
      میدونم میگین چقدر مهم
      You have to die to get what you want..!

    9. Top | #6264
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      مدیریت زمان

    10. Top | #6265
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      18 آذر 1401
      نوشته ها
      497
      نمایش مشخصات
      به سوتی وحشتناکی که دادم
      فقط نمیدونم چرا هیچکس نخندید یا بروم نیاورد
      خودم که از بس خندیدم رسما رو به موت بودم
      فک کنم خدا دوسم داشت

    11. Top | #6266
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      16 آذر 1402
      نوشته ها
      27
      نمایش مشخصات
      به اینکه یه آدم چقدر میتونه بی فرهنگ باشه که پیام یه نفرو بخونه و بدونه با یه جواب ساده بله یا خیر میتونه تکلیف اون شخص رو معلوم کنه ولی جواب نده

    12. Top | #6267
      Eve
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      10 آذر 1395
      نوشته ها
      2,148
      نمایش مشخصات
      به شنبه، یا امام جواد صگ آبرو نشم جلو استاد، خیلی استرسشو دارم
      به اون موضوعی که هم مامان برام بازش کرد و هم میو، ینی الان باید ناراحت باشم؟
      خودم توقعی ندارم راستش، شایدم حالیم نمیشه این چیزا، ولی میگن که باید ناراحت شده باشم از اون حرکتش
      به شر بازیای اون دوتا، اگه پیر و خسته نبودم میرفتم تو بازیشون
      به قهر دو روزه‌ی مامان و بابا، اسیر شدیم به مولا
      بلهههه، ما اینجا دوتا خردسال داریم
      به آنفالو کردنش، چقدم که مهم بود برام، در اون حد که بعد از چندین مدت فهمیدم
      به آخرِ هفته‌ی بعد، اگه این بارم نشه با همشون قهر میکنما، خیلی وقته منتظرم
      به استرسی که جدیدا خیلی زیاد میاد سمتم
      هر بارم دستام می‌لرزه و قلب کوچولوم تند تند میزنه
      به اون حرف چرتش، کاش حوصله داشتم توضیح بدم، ولی اصن هرچی تو بگی
      به اینکه چقد دیگه لازمه باهاش حرف نزنم تا به خودش بیاد؟
      به خبرای جدیدی که نمیدونم واسه کدومش خوشال باشم، واسه کدومش ناراحت
      به سریالم، که یه ماهه ندیدمش و یادم رفته آخرین اپیزودی که دیدم کدومه
      به اشتباهی که سعی داره دوباره زندگیش کنه و از اونجایی که باااااز رو زندگی من قراره اثرشو بذاره، ناراحت و عصبی‌ام
      به قیافه‌ی با ماسکش
      به اون هدیه‌ی یهوییش، آخرشم نفهمیدم به مناسبت چی بود
      به اون قهوه‌ی پر دردسر
      به باریستا بودنش، کیوت
      به خیابون داماهی، حتی اسمشم قشنگه
      به فردا، به ۶ تا الگوی کمرشکن
      به موهام که از شونصد قرنه قراره رنگشون کنم
      به تماس یهوییش، زهره ترک شدم
      به خستگی تو تنم، به بدنی که برام خیلی کمه و زیادی ضعیفه
      به اصراراش برای اون کار و ever never گفتنای من
      به خودم و تصمیم جدیدم، یه کوچولو ترس دارم
      به اون چیزه، شاید زیادی دارم اهمیت میدم بهش
      به رهایی در ازای پذیرش!
      "خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
      روی پاهای تو خوابم برده…"

    13. Top | #6268
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      10 مرداد 1401
      نوشته ها
      933
      نمایش مشخصات
      به چیزی که میتونه ی بدبختی جدید باشه

    14. Top | #6269
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      16 آذر 1402
      نوشته ها
      27
      نمایش مشخصات
      به کابوس های دیشبم(حتی توی خواب هم آسایش ندارم)
      به هفته آینده و بدبختی های که در پیشه
      به کم کاری های دو سه روز اخیرم
      از بابتش ناراحت نیستم چون هیچ چیز این دانشگاه ارزش ناراحتی نداره فقط استرس دارم
      به قلمچی ( به اینکه فکر نمیکردم یه روز غبطه قلمچی نداشتن رو بخورم )
      به بعد از ۱۰ بهمن که حتما باید یه حرکت تازه بزنم...
      به بلیط های هواپیما که قراره ۵۰ درصد گرونتر شن
      به درسی که اصلا واحد عملی نداره ولی نه تنها کلاس عملی جداگانه گذاشت بلکه قراره امتحان عملی هم بگیره
      کاش روم میشد بش میگفتم من نخوام این دلقک بازیارو یاد بگیرم باید کیو ببینم؟
      به خدایی که ابراهیم رو از آتش نجات داد موسی رو از فرعون و حتی خیلی از ادمای معمولی دیگه که نجاتشون میده
      به اینکه چرا نمیخواد یه نگاه به من بندازه
      نمیدونم دارم تاوان چه گناهیو میدم
      اگرم برفرض محال حکمتی توشه پس چرا اینطور داره پیش میره؟

      به (عکس نوشته ی) دیالوگ نوید محمد زاده توی سریال قورباغه که تابستون سال ۱۴۰۱ پروفایل انجمنم بود

      گفته بود که ترسم از غریبه ها نیست ترسم از خودی هاست...
      الان چقدر این دیالوگ رو درک میکنم

      به بعضی از همکلاسا
      این حجم از پفیوز و بی شعور بودن قابل هضم نیست

      به اون که با یه تصمیم بموقع تونست خودش رو خلاص کنه. کاش میشد باش حرف بزنم ببینم حسش چیه الان

      به اون حسودی که پریروز شنید چی قبول شدم و احتمالا از خوشحالی عروسی گرفته ( از اوایل کرونا به اینور ازم خبری نداشتن)
      خاک تو سر من که حسودارو شاد میکنم

      به اینکه فردا استاد قبول میکنه ارائه ندم؟ عجب غلطی کردم این درسو با ورودی جدیدا برداشتم اینا هنوز کلاساشون تموم نشده
      ویرایش توسط sadd : 22 دی 1402 در ساعت 10:15

    15. Top | #6270
      LEA
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1401
      نوشته ها
      1,976
      نمایش مشخصات
      به جمله ای که دم رفتن بهم گفت :
      همه ی آدما (ل ا ش ی) میشن جز تو


      با اینکه هر موقع این کلمات و بکار می‌برد بهش تذکر میدادم
      ولی این سری فقط با لبخندی دلتنگ بهش نگاه کردم

      خدا به همراهت بهار من
      آه ای جان
      آخر تا کی سرگردان...

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 96 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 96 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. نهایی خرداد، شهریور یا دی؟ کدوم رو پیشنهاد میدی؟
      توسط M.M.B در انجمن امتحانات سال یازدهم
      پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1402, 07:08
    2. ریاضی یا تجربی؟
      توسط khParya در انجمن تغییر رشته تحصیلی
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1395, 20:50
    3. ادبیات موضوعی یا کتابهای مبحثی؟
      توسط fantom در انجمن زبان و ادبیات فارسی
      پاسخ: 15
      آخرين نوشته: 13 دی 1394, 22:35



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن