تو نشسته در مقابل
من و صد خیال باطل
که به عالم تخیل
به که اتصال داری..
#وحشی_بافقی
تو نشسته در مقابل
من و صد خیال باطل
که به عالم تخیل
به که اتصال داری..
#وحشی_بافقی
هرکسی از این دنیا چیزی بر می دارد و من دست برداشتم
بید مجنونیم در بستانسرای روزگار
سر به پیش انداختن از شرم، بار ما بس است
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
به طبیب من که گوید که چه زار و ناتوانم
به گمان این فکندم تن ناتوان به کویت
که سگ تو بر سر آید به امید استخوانم…
#وحشی_بافقی
هرکسی از این دنیا چیزی بر می دارد و من دست برداشتم
نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
به هوش باش دلی را به سهو نَخْراشی
به ناخنی که توانی گره گشایی کرد...🌿: )
رقیبان صد سخن گویند و یک یک را کنی تحسین
چو من یک حرف گویم، گوییام بسیار میگویی
#وحشی_بافقی
بخر که خریدارِ من زیان نکند...
#وحشی_بافقی
هرکسی از این دنیا چیزی بر می دارد و من دست برداشتم
طبع تو را تا هوس نحو کرد
صورت صبر از دل ما محو کرد
ای دل عشاق به دام تو صید
ما به تو مشغول و تو با عمرو و زید
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
در دلم هستی و از حال دلم بی خبری ...
به هوش باش دلی را به سهو نَخْراشی
به ناخنی که توانی گره گشایی کرد...🌿: )
مَست نَتْوان کرد زاهد را، به صد جامِ شراب
این زمینِ خشک را، سیرابکردن، مشکل است!
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
شیطنت های من دیوانه را جدی نگیر
پشت این لبخند ها سی سال غم دارم رفیق
به هوش باش دلی را به سهو نَخْراشی
به ناخنی که توانی گره گشایی کرد...🌿: )
جهان به مجلس مستان بی خرد ماند
که در شکنجه بود ، هر کسی که هشیار است
به هوش باش دلی را به سهو نَخْراشی
به ناخنی که توانی گره گشایی کرد...🌿: )
خوشا به بختِ بلندم که در کنارِ منی
تو هم قرارِ منی, هم تو بیقرارِ منی
#هوشنگ-ابتهاج
تا آیِنه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آیِنه هم جز تو کسی نیست ...
#هوشنگ_ابتهاج
نگاهت میکنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد
چه خواهش ها در این خاموشی لب هاست، نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو، چشم و دلت گوش و زبان دارد.
#هوشنگ_ابتهاج
پای اگر فرسودم و جان کاستم
آنچنان رفتم که خود میخواستم.
#هوشنگ_ابتهاج
سکوت میکنم و حرف می زنم با تو
در این مباحثه دیوانه تر منم یا تو
#هوشنگ_ابتهاج
داغ و درد است،
همه نقش و نگارِ دلِ من...
#هوشنگ_ابتهاج
غم اگر به کوه گویم
بگریزد
و
بریزد .
#هوشنگ_ابتهاج
هرکسی از این دنیا چیزی بر می دارد و من دست برداشتم
دوستان آینهٔ صورت احوال همند
من خراب توام و چشم تو بیمار من است
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
بغض مجنون ، بعد لیلی بر کسی پوشیده نیست
حالِ لیلی بعدِ مجنون را کسی پرسیده است ؟
به هوش باش دلی را به سهو نَخْراشی
به ناخنی که توانی گره گشایی کرد...🌿: )
سرمه را هم محرم چشم سیاه خود مکن
گر توانی، آشنایی با نگاه خود مکن
هیچ جوینده ندانست که جای تو کجاست...
در حال حاضر 7 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 7 مهمان)