خسته ام و بی حوصله
اما امیدوار
ان شاالله تلاش هایی که میکنم رو نتیجشون ببینم و بتونم کنکور قبول بشم
خسته ام و بی حوصله
اما امیدوار
ان شاالله تلاش هایی که میکنم رو نتیجشون ببینم و بتونم کنکور قبول بشم
منم بعضی وقتا اینجوری میشم
در این مواقع باید از کمال گرایی دوری کنید ی حجم معقولی که میتونید رو انتخاب کنید و شروع کنید به خوندن بعد از پایان اون به خودتون پاداش بدین و خودتون رو تشویق کنید
اینجوری انگیزه تون برای انجام اون کار بیشتر میشه
یک تکنیک وجود داره به نام تکنیک ده درصد اگه انگیزه ندارید فقط ده درصد کار رو انجام بدین مثلا اگه قرار امروز ۵ ساعت بخونید ولی حوصله ندارید با خودتون بگید فعلا ده درصد یعنی ۳۰ دقیقه میخونم یا اگه قراره ۱۰۰ تا تست بزنید بگید فقط ۱۰ تا تست میزنم اینجوری انگیزه تون بیشتر میشه و در اکثر موارد ادامه میدین
تکنیک بعدی قانون ۱۰ دقیقه ست با خودتون بگین ده دقیقه درس میخونم ولی بعد از اون انگیزه تون بیشتر میشه و تکنیک های دیگه
دلم برای این فضا و جو کنکور تنگ شده بود
حس میکنم با شماها بدون اصل دادن بدون پروسه آشنا شدن آشنام
شاید مسخره باشه دلت برای رنجات و سختیات تنگ بشه که همینطور هم هست
راستش دوران کنکور من مرگ روح و جسممو جلوی چشمام دیدم
تلاشایی که نتیجه نداشت امیدی که ناامید میشد انگیزه ای که نابود شد خلاقیتی که خاک خورد
تموم شد من دانشگاه اومدم الان ترم چهارم دانشجو بودنمه نفر اول رشتم توی کل ورودیای دانشگاهمم تا به الان و دارم نتیجه تلاشامو هر چند ناچیز میبینم
ولی انگیزه سابق کو؟امیدواری سابق به آینده؟خوشحالی از ته دل بابت چیزای کوچیک؟اون روزا تموم شدن انگار
داشتم پیامای اعضارو میخوندم انگار هممون همینیم دیگه کسی چیزی برای ارائه و تز دادن نداره حتی شادیای بزرگ خوشحالمون نمیکنه
همه به یه عاقبت دچار شدیم: خسته از همه چیز
من جای همه درکتون میکنم کنکوریا
و از ته قلبم دوستون دارم
شمایی که درس رو حالا به هر دلیلی ترجیح دادید روح بزرگی دارید
میدونم بینهایت توانایی دارید میدونم همتون باهوشید همتون تلاشگرید ولی توی دور باطل افتادید
بهتون افتخار میکنم و ازتون میخوام خودتونو از کنکور نجات بدید
پست یکی از بچه هارو خوندم گفته بود زودتر کاری که میخواید بکنید رو انجام بدید سنتون بالا بره حساس میشید
سنتون که بالاتر بره و همش امیدتون ناامید شه دیگه حساسیتی هم نمیمونه راستش به خستگی مطلق میرسید
دیروز بعد از کلاس شش تا هشت برگشتم خابگاه طبق معمول شام رسیده بود با بچه ها دور هم داشتیم شام میخوردیم
هم اتاقیم گفت انگار خنده هات زوریه معلومه خیلی خسته ای از صبح کلاسی با خندیدن و تایید جوابشو دادم
آره والا خیلیم خستم و میدونم هممون خسته ایم انگار تبعید شدیم به بدترین نقطه دنیا
گاهی فکر میکنم برده پول شدیم توی این جهان
و شاید اگر دغدغه پول رو نداشتیم زندگی قشنگ تر و قابل تحمل تر بود
حداقلش بابت چیزایی که ارزشش رو داره اذیت میشدیم نه پول
خونوادمون دوییدن که ما به جایی برسیم که ما هم بدوییم و بعد بچه هامون به مرحله دوییدن برسن و..
شاید تنها راه شاد زیستن دیوونگی باشه ولاغیر
هر که او بیدارتر پر دردتر هر که او آگاه تر رخ زردتر
نمیدونم
همه مدت بی تفاوت بعد نیازمند به باطری ساز
خیلیا منو زدن ... پاسبونا ... شوفرا ... پارچه فروش های کوچه مهران ... آدمای ممد ارباب ... سیاهی های کوچه سرخپوستا ... می دونی ... همیشه بعدِ هر یه کتک خوردنِ مفصل یه جوری میشم ... مثل آدمی که خارش داشته باشه و حسابی بخاروننش ... از دردش خوشم میاد (الکی )... مثلِ این می مونه که حکمِ مرخصیمو امضا کرده باشن...
ما همه اِبی و این دنیا هم کندوی ما...
وقتی تاس آدم بد نشست، بد نشست .
این دنیا یه نخود بهم مردونگی نشون نداده که براش یه دنیا مردونگی کنم
کاش یکی بود هرچند دقیقه یه بار محکم میزد توگوشم و بهم یاداور میشد الان وقتش نیست الان نهه چیزی نمونده(ملایمت و زبان نرم روی وی کوچکترین تاثیری نداره)
کمی کلافه ام،هضم این روزا کمی سخت شده یه بار سنگینی بهت القا میکنن،چطور بگم خیلی ارومه همه چی، عین ارامش قبل طوفان، همینش ادمو کلافه میکنه
ولی با این حال بازم یه ارامش خاصی دارم شاید همین باعث شده عین قبل دست و پامو گم نکنم و تمرکزمو از دست ندم،بابت همین یه قلم از خودم راضیم،کم کم دارم به ترسام غلبه میکنم..
اگر ایران به جز ویرانسرا نیست
من این ویرانسرا را دوست دارم
اگر اب و هوایش دلنشین نیست
من این اب و هوا را دوست دارم)
اولین ماه رمضونی که رسما شدم خانوم خونه و خودم باید بفکر سحری و افطاری باشم (:
از خدا میخام تو این ماه قشنگش عادت های خوبی بهم اضافه بشه ♡
روزای سختیه و استرس کنکور زیاده ولی ناامید نیستم و به تلاشم ادامه میدم
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار
نگاهم به زندگی، جامعه و انسانها اونقدر منفی و سیاه شده که گاهی از خودم میترسم
امیدوارم بتونم قلبم رو از این تاریکی نجات بدم.. هر چند که فعلا دور از ذهن به نظر میرسه
If you ever miss me, you can find me fighting my nightmares and chasing my dreams
Come with me! I promise we will have fun!
در حال حاضر 169 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 169 مهمان)