درود
کسانی که اهل مشاعره هستن میتونن تو این تاپیک با هم رقابتی در عین رفاقت داشته باشن
بسم الله رحمن رحیم هست کلید در گنج حکیم
نمایش نسخه قابل چاپ
درود
کسانی که اهل مشاعره هستن میتونن تو این تاپیک با هم رقابتی در عین رفاقت داشته باشن
بسم الله رحمن رحیم هست کلید در گنج حکیم
ماییم و می و مطرب و این کنج خراب / جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
مدتی شد کآتش سودای او در جان ماست/زان تماناها که دایم در دل ویران ماست
ت بدید!:39:
تو مگو ما را بدان شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست
:39:
تو کجایی تا شوم من چاکرت/چارقت دوزم کنم شانه سرت:10:
تا به فراق خو کنم صبر من و قرار کو؟ / وعده ی وصل اگر دهد طاقت انتظار کو؟
و رای دیوانگان ز ما مطلب / که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست
حافظ
تا سر زلف تو در دست نسیم افتاده است/دل سودا زده از غصه دو نیم افتاده است
تو مپندار که خاموشی من / هست برهان فراموشی من
نیکنامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار / خود پسندی جان من برهان نادانی بود
دلم تنهاست، ماتم دارم امشب / دلی سرشار از غم دارم امشب
برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن
که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
آخر از راه دل و دیده سر آرد بیرون / نیش آن خار که از دست تو در پای من است
ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست/در حضرت کریم تمنــــــــــا چه حاجت است
تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
مخمورجام عشقم ساقی بده شرابی/پرکن قدح که بی می مجلس نداردآبی
یاد بگذشته به دل ماند و دریغ / نیست یاری که مرا یاری کند
درد ما رو نیست درمان القیاس
هجر ما را نیست پایان القیاس
سروچمان من چرا میل چمن نمی کند/همدم گل نمی شودیادسمن نمی کند
در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند/به دشت پرملال ما پرنده پر نمی زند
دوست آن باشد که گیرد دست دوست / در پریشان حالی و درماندگی
یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد!/دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد!
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی/خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
یه توپ دارم قلقلیه سرخ و سفید و آبیه میزنم زمین هوا میره نمیدونی تا کجا میرهههههههههههههههههههههه ه:2:
شعر بگین دیگه.لوسش نکنین!!!
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود ایا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
در خرابات مغان نور خدا می بینم / این عجب بین که چه نوری ز کجا می بینم
من و هم صحبتی اهل ریا دورم باد /از گرانان جهان رطل جهان مارا بس :(
سلام سوژه ی نابم برای عکاسی
ردیف منتخب شاعران وسواسی
یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم /زان پیش که کوزه ها کنند از گل ما
الف اول ارباب اگر برداری
یک دل سوخته میماند و بس
ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست/ آرزو می خشد و اسرار می دارد نگاه
هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال
با که گویم که در این پرده چه ها میبینم!
ماه خندید به کوتاهی شور و شعفم
دست بردم به تمنا و نیامد به کفم
من مست می عشقم هوشیار نخواهم شد
زین خواب خوش مستی بیدار نخواهم شد
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم وانسانم آرزوست
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
تکرار یک تصویر ، یک سوژه ،باران و...بعدش که تو رفتی
آهسته عمری می خزم تنها ،در حفره های انزوای تو
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟
الا ای آهوی وحشی کجایی؟// مرا با توست چندین آشنایی
دو تنها و دو سرگردان و بی کس// دد و دامت کمین از پیش و از پس