نمایش نسخه قابل چاپ
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 یاد باد آنکه نهانت نظری با ما بود رقم مهر تو بر چهره ی ما پیدا بود ... یاد باد آنکه در آن بَزمگه خلق و ادب *** آن که او خندهٔ مستانه زدی صَهبا بود
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart اشک حرم نشین نهانخانه مرا *** زان سوی هفت پرده به بازار می کشی یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد / طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart دیدی کسی مرا هیچ کسی یاد نکرد *** جز غم که هزار آفرین بر غم باد دیگر نمیخواهم ز عشق او بخوانم بس خوانده ام دیگر نمیچرخد زبانم بر لب ز او گویم ولی دل یاد او نیست شاید نشاید بیش از این عاشق بمانم
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد / طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم خود بتازيم به هر درد که از دوست رسد *** بهرِ بهبود ولي فکر دوايي نکنيم
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد / طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید**** قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart خود بتازيم به هر درد که از دوست رسد *** بهرِ بهبود ولي فکر دوايي نکنيم ما را ز خیال تو چه پروای شرابست ... خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است !
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 دیگر نمیخواهم ز عشق او بخوانم بس خوانده ام دیگر نمیچرخد زبانم بر لب ز او گویم ولی دل یاد او نیست شاید نشاید بیش از این عاشق بمانم چه خوش بود روز جدایی *** اگر با وی نباشد بی وفایی
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart خود بتازيم به هر درد که از دوست رسد *** بهرِ بهبود ولي فکر دوايي نکنيم مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم /// که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 ما را ز خیال تو چه پروای شرابست ... خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است ! گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست *** هر شربت عذبم که دهی عین صوابست
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست *** هر شربت عذبم که دهی عین صوابست تا چه بازی رخ نماید ، بیدقی خواهیم راند ... عرصه ی شطرنج رندان را مجال شاه نیست !
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم /// که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم مرا مگوی که سعدی طریق عشق رها کن*** سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 تا چه بازی رخ نماید ، بیدقی خواهیم راند ... عرصه ی شطرنج رندان را مجال شاه نیست ! چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟*** زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش؟*** زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست توراتاحدومرزبت پرستی دوست دارم/تورااندازه شب های مستی دوست دارم
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 توراتاحدومرزبت پرستی دوست دارم/تورااندازه شب های مستی دوست دارم ازعشق من به هرسودرشهرگفت وگویست *** من عاشق توهستم این گفت وگوندارد
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart ازعشق من به هرسودرشهرگفت وگویست *** من عاشق توهستم این گفت وگوندارد در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه *** مشو غره به امروزت که از فردا نی اگه
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه *** مشو غره به امروزت که از فردا نی اگه حالم ز می عشق خرابست و خراب چون عاقبت عشق عذابست و عذاب چون ریشه ی این درد قدح بوده و می پس چاره ی آن نیز شرابست و شراب
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 در این درگه که گه گه که که که که شود ناگه *** مشو غره به امروزت که از فردا نی اگه مشو غره بر حسن گفتار خويش ***به تحسين نادان و پندار خويش .
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 حالم ز می عشق خرابست و خراب چون عاقبت عشق عذابست و عذاب چون ریشه ی این درد قدح بوده و می پس چاره ی آن نیز شرابست و شراب یارم همه دانی و خودم هیچ ندانی // یارب چه کند هیچ ندان با همدانی
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart مشو غره بر حسن گفتار خويش ***به تحسين نادان و پندار خويش . شب، همه دروازههایش باز بود/// آسمان چون پرنیان ناز بود
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 یارم همه دانی و خودم هیچ ندانی // یارب چه کند هیچ ندان با همدانی یک نفس گوش به فرموده ی حافظ دادم بنده ی عشق شدم از دو جهان افتادم
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 یک نفس گوش به فرموده ی حافظ دادم بنده ی عشق شدم از دو جهان افتادم مرا اسب سپیدی بود روزی // شهادت را امیدی بود روزی
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 شب، همه دروازههایش باز بود/// آسمان چون پرنیان ناز بود گرم، در رگ های ما، روح شراب ***همچو خون میگشت و در اعجاز بود
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart گرم، در رگ های ما، روح شراب ***همچو خون میگشت و در اعجاز بود در عالم کسی بی غم نباشد /اگر باشد بنی ادم نباشد
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 مرا اسب سپیدی بود روزی // شهادت را امیدی بود روزی یا بیا دل بده یا دل بستان کار امروز به فردا مکشان
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 در عالم کسی بی غم نباشد /اگر باشد بنی ادم نباشد تو را نادیدن ما غم نباشد *** که در خیلت به از ما کم نباشد
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 یا بیا دل بده یا دل بستان کار امروز به فردا مکشان نه چنان گنهکارم که به دشمنم سپاری // تو به دست خویشت کن اگرم کنی عذابی
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart تو را نادیدن ما غم نباشد *** که در خیلت به از ما کم نباشد دل از من برد و روی از من نهان کرد /// خدا را با که این بازی توان کرد
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 دل از من برد و روی از من نهان کرد /// خدا را با که این بازی توان کرد میان مهربانان کی توان گفت *** که یار ما چنین گفت و چنان کرد
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 دل از من برد و روی از من نهان کرد /// خدا را با که این بازی توان کرد دور از تو نماز هر غروبم انگار یک غایب ویژه دارد آن هم قلبم
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart میان مهربانان کی توان گفت *** که یار ما چنین گفت و چنان کرد دیوانه دلی خفته در این خلوت خاموش // او زاده ی غم بود زغم های جهان گشت فراموش
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 دور از تو نماز هر غروبم انگار یک غایب ویژه دارد آن هم قلبم من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع /// او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 دیوانه دلی خفته در این خلوت خاموش // او زاده ی غم بود زغم های جهان گشت فراموش بودنم را هیچ كس باور نداشت *** هیچ كس كاری به كار من نداشت
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart بودنم را هیچ كس باور نداشت *** هیچ كس كاری به كار من نداشت تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی /// چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی
تو را دیدم . و همانا عشق در یک نگاه ... مشتق عشقست به نگاه ... وقتی دلم به سمت لبت میل میکند ... افسوس اما ... که عشقم "حد ندارد"
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی /// چه از این به ارمغانی که تو خویش تن بیابی چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان *** تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان *** تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا // یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا
نقل قول: نوشته اصلی توسط hosna76 یار مرا غار مرا عشق جگر خوار مرا // یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی *** سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی *** سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ... آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند ؟
نقل قول: نوشته اصلی توسط Love_Heart نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی *** سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا یادگار از تو همین سوخته جانی ست مرا // شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا
نقل قول: نوشته اصلی توسط vahid96 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند ... آیا بود که گوشه ی چشمی به ما کنند ؟ گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار*** صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند