یارا بهشت، صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامناسب، جهنم است
نمایش نسخه قابل چاپ
یارا بهشت، صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامناسب، جهنم است
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
دانی که چرا سر نهان با تونگویم؟
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری
یاد باد آنکه زما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد
در آغاز محبت گر پشيماني بگو با من
كه دل ز مهرت بر كنم تا فرصتي دارم
موی سپيد را فلکم آسان نداد
اين رشته را به نقد جوانی داده ام
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود انچه میپنداشتیم
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
تا دل هرز گرد من رفت به چین زلف او
زان سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
در دايره قسمت ما نقطه ی تسليميم
لطف آنچه تو انديشی حكم آنچه تو فرمايی
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم
در میان لاله و گل آشنایی داشتم
ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز دریاییم و دریا می رویم
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
شکر به ترازوی وزارت برکش
شو همره بلبل به لب هر مهوش
.
.
.
.
پ.ن : بیت خاصیه! برعکس هم میشه خوندش :-)
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد