تاب بنفشه می دهد طره ی مشک سای تو
پرده غنچه می درد خنده دل گشای تو
حافظ
نمایش نسخه قابل چاپ
تاب بنفشه می دهد طره ی مشک سای تو
پرده غنچه می درد خنده دل گشای تو
حافظ
اگر آن ترک شیرازی به دست ارد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را
حافظ
از دوست به يادگار دردي دارم
كان درد به صد هزار درمان ندهم
#مولونا
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش
شهاب یاد تو در آسمان چشم من
پیاپی از همه سو خط زر کشید بیا
#سیمین بهبهانی
الا ای اهوی وحشی کجایی
مرا با توست چندین آشنایی
یک جمع نکوشیده رسیدند به مقصد
یک قوم دویدند و به مقصد نرسیدند
#فروغی بسطامی
دنیا همیشه عرصه ی پیچیده بودن است
آدم که صاف و ساده به جایی نمیرسد
#طاهری
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
#حافظ
تا شدم حلقه به گوش در میخانه ی عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم
* جریان این نقل قول نگرفتن چیه؟ :)) خب اینطوری آدم از کجا بفهمه جواب بیتش رو دادن یا نه؟