تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
نمایش نسخه قابل چاپ
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
دختر ساده ی دهقانم و می ترسم او
عاشق و شیفته ی دختر خانی بشود...
دلِ من در هوس روىِ تو اى مونس جان
خاك راهيست كه در دست نسيم افتادست...
حافظ
تو مى روى و دل ز دست مى رود
مرو كه با تو هر چه هست مى رود
هوشنگ ابتهاج
دنيايى كه انسان ناگزير باشد
براى اثبات ناچيزترين حقوق خويش
تا حد مرگ سرود بخواند
دنياى بسيار زشتى است
دنيايى وارونه با مفاهيم وارونه
شاملو
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود
حافظ
در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم
عاشق نمي شوي كه ببيني چه مي كشم
با عقل، آب عشق به يك جو نمي رود
بيچاره من كه ساخته از آب و آتشم
شهريار
مترسك!
آنقدر دستهايت را باز نكن
كسي تو را در آغوش نمي گيرد
ايستادگي هميشه تنهايي مي آورد
نيكي فيروزكوهي
دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما...
هر کسی را دوست دارم زود شوهر میکند:/
دیدار تو حل مشکلات است
صبر از تو خلاف ممکنات است
سعدی
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش
شگفت نیست که در بند زلف توست دلم
که هرکجا که دلی هست، اندر آن سوداست
به غمزه گر نربودی دل همه عالم
ز عشق تو دل جمله جهان چرا شیداست؟
عراقى
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
کاظم بهمنی
آرزو میکنم ای کاش دلش چون مویش
پیش چشم کسی آشفته و درهم نشود
" من که بیچاره شدم کاش ولی هیچ دلی
گیر لحن بـم مــــردانه ی محکم نشود"
:")
در اشتیاق گلـــــی که نچیده ام؛می لرزم !
شمس لنگرودی