مائیم که از باده ی بی جام خوشیم
هرصبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
نمایش نسخه قابل چاپ
مائیم که از باده ی بی جام خوشیم
هرصبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
ما را سر باغ و بوستان نیست
هرجا که تویی تفرج آنجاست
تو در آب اگر ببینی حرکات خویشتن را به زبان خود بگویی که به حسن بی نظیرم
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبير زدم يک سره بر هر چه که هست
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است
تا در دل من عشق تو اندوخته شد
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد
عقل و سبق و کتاب بر طاق نهاد
شعر و غزل دوبیتی آموخته شد...
"مولانا"
دامن و آغوش گل خلوت سرای شبنم است
این مقام از دولت لطف و صفای شبنم است
تو کزمحنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است
تو مو می بینی و مجنون پیچش مو تو ابرو او اشارت های ابرو
وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت
هم تواند کرمش داد من مسکین داد
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
دنبال خلق گردد، خود را کسي که گم کرد
خود را بياب و بگذر از انتظار مردم...
#صائب