آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغیت کزین خانه به آن خانه برند
نمایش نسخه قابل چاپ
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
این چراغیت کزین خانه به آن خانه برند
دلارام در بر دلارام جوی لب از تشنگی خشک بر طرف جوی
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم
در میان لاله و گل آشیانی داشتیم
مشکل عشق نه در حوصله ی دانش ماست / حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد
دل حافظ ار بجویی غم دل ز تندخویی/ چو بگویمت بگویی سر دردسر ندارم
میروی و گریه میاید مرا
ساعتی بنشین که باران بگذرد
درازنای شب از چشم دردمندان پرس / تو قدر اب چه دانی که بر لب جویی
یــا بــه آهــو روشــان انــس وصــفـا ده یـارب
یـا ز صـاحـبـنـظـران بـازسـتـان ذوق سـلـیـم
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد / یا علی گویان هنوزم عاشقیم
معلوم نگردد سخن عشق به تقریر / که آیات مودت نبود قابل تفسیر
رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبر داشتن
یا زجانان یا زجان باید که دل برداشتن
نامم به بدی در همه آفاق علم باد / رسوا شده ی عشق تو را ننگ ز نام است
تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافریست
راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش
شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر/ کاین سر پر هوس شود خاک در سرای تو
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر میکنند