X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7
    1. Top | #1
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      09 آذر 1402
      نوشته ها
      94
      نمایش مشخصات

      رقابتی نبودن تا یه جایی خوبه بعدش...

      دوستان لطفا اگه تجربه مشابه دارید کمکم کنین
      من واسه رقابت ساخته نشدم اصلا
      آدم رقابت نیستم آدم فرصت طلبی نیستم
      یک نفر ازم پرسید اگه امسال(سال سوم کنکورم) بدونی یک نفر دیگه خوشحال تر میشه با قبولی به جای تو کنار میکشی؟
      و من مثل احمقا از ته دلم مطمئنم کنار میکشم


      تا یه جاییش باحال و خوبه ولی از یه جایی به بعد داره واقعا بهم آسیب میزنه
      من دوست دارم تلاش کنم واسش
      ولی هربار میگم اگه قسمت باشه میشه
      دوست دارم همه فکر و ذکرم کنکور باشه ولی همش میگم بیخیال تفریحی میخونم
      من کلی آموزش تندخوانی گرفتم به امید اینکه جدی تر بخونم ولی باز هم خیلی آروم و مسخره میخونم
      اعصابم داره از دست خودم خورد میشه
      اصلا آدم رقابت نیستم
      آدم خشنی نیستم یاد بگیرم نظم و ترتیب رو یاد بگیرم با شرایط بد بخونم به جاش مثل بچه ها مراقب ذهنم هستم که یکوچولو اگه ناراحته یا اوضاع اوکی نیست ولش کن از فردا میخونم
      یا یک نفر میبینم که بیشتر داره درس میخونه اصلا اون روحیه زیاده طلبی داخل من به وجود نمیاد بدتر فقط واسش آرزوی موفقیت میکنم میگم حقشه باریکلا و اینا
      اوایلش خیلی خوب بودا همه میگفتن چقدر خوب که حسود نیستی ولی الان بعد از سه سال پشت کنکور موندن و با این اوضاع پیش بره سال بعد میفهمم هرچیزی به حدش خوبه من هم حسادت درون وجودم هست ولی اصلا سرو کله اش پیدا نمیشه انگار دیگه واسم مهم نباشه و اصلا کنکور رو یک رقابت نمیبینم همش فکر میکنم حتما میشه خون ام رنگین تره و با روزی یک صفحه خوندن هم میشه و و و مثل سالهای پیش کنکورم که با همین طرز فکر باعث شکستم شد...
      همه میگن یه غول درون هر آدمیه
      چجوری باید غول خودمو بیدار کنم؟
      خسته شدم واقعا خسته شدم دوست ندارم واسه کسی بدخواهی کنم یا حسودی ای کنم که مخرب باشه ولی در اون حدی که باعث فشار آوردن تلاش خودم میشه واقعا مفیده
      خیلی بدجور درگیرم
      میدونم با این طرز فکرم ۱۰ درصد هم تلاش نمیکنم و واقعا این تمام تلاش من نیست
      دارم دیوونه میشم واقعا

    2. Top | #2
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      18 خرداد 1402
      نوشته ها
      145
      نمایش مشخصات
      اینایی که نرمال درس میخونن همه خشنن همه حسود و بدخواهن؟ این چه تصورات ماوراطبیعیه که از درس خوندن برا خودتون ساختین اهل رقابت با بقیه نیستین با خودتون رقابت کنین از خود دیروز و پریروزتون جلو بزنین 
      اون غول و احساسات و اینا برا تو فیلم و انیمهاست، درس خوندن تو دنیای واقعی اونقدام جالب نیست لاقل برای من که اینطور نیست
      The frog at the bottom of a well doesn't know the vastness of the sea but it does know the blueness of the sky

    3. Top | #3
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      14 آذر 1402
      نوشته ها
      31
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Iamthatmanyou نمایش پست ها
      دوستان لطفا اگه تجربه مشابه دارید کمکم کنین
      من واسه رقابت ساخته نشدم اصلا
      آدم رقابت نیستم آدم فرصت طلبی نیستم
      یک نفر ازم پرسید اگه امسال(سال سوم کنکورم) بدونی یک نفر دیگه خوشحال تر میشه با قبولی به جای تو کنار میکشی؟
      و من مثل احمقا از ته دلم مطمئنم کنار میکشم


      تا یه جاییش باحال و خوبه ولی از یه جایی به بعد داره واقعا بهم آسیب میزنه
      من دوست دارم تلاش کنم واسش
      ولی هربار میگم اگه قسمت باشه میشه
      دوست دارم همه فکر و ذکرم کنکور باشه ولی همش میگم بیخیال تفریحی میخونم
      من کلی آموزش تندخوانی گرفتم به امید اینکه جدی تر بخونم ولی باز هم خیلی آروم و مسخره میخونم
      اعصابم داره از دست خودم خورد میشه
      اصلا آدم رقابت نیستم
      آدم خشنی نیستم یاد بگیرم نظم و ترتیب رو یاد بگیرم با شرایط بد بخونم به جاش مثل بچه ها مراقب ذهنم هستم که یکوچولو اگه ناراحته یا اوضاع اوکی نیست ولش کن از فردا میخونم
      یا یک نفر میبینم که بیشتر داره درس میخونه اصلا اون روحیه زیاده طلبی داخل من به وجود نمیاد بدتر فقط واسش آرزوی موفقیت میکنم میگم حقشه باریکلا و اینا
      اوایلش خیلی خوب بودا همه میگفتن چقدر خوب که حسود نیستی ولی الان بعد از سه سال پشت کنکور موندن و با این اوضاع پیش بره سال بعد میفهمم هرچیزی به حدش خوبه من هم حسادت درون وجودم هست ولی اصلا سرو کله اش پیدا نمیشه انگار دیگه واسم مهم نباشه و اصلا کنکور رو یک رقابت نمیبینم همش فکر میکنم حتما میشه خون ام رنگین تره و با روزی یک صفحه خوندن هم میشه و و و مثل سالهای پیش کنکورم که با همین طرز فکر باعث شکستم شد...
      همه میگن یه غول درون هر آدمیه
      چجوری باید غول خودمو بیدار کنم؟
      خسته شدم واقعا خسته شدم دوست ندارم واسه کسی بدخواهی کنم یا حسودی ای کنم که مخرب باشه ولی در اون حدی که باعث فشار آوردن تلاش خودم میشه واقعا مفیده
      خیلی بدجور درگیرم
      میدونم با این طرز فکرم ۱۰ درصد هم تلاش نمیکنم و واقعا این تمام تلاش من نیست
      دارم دیوونه میشم واقعا
      احتمالا به این خاطر که پیشرفتی نداشتی یا نتونستی پیشرفتی‌ که کردی رو بسنجی و پیگیریش کنی و جایگاه خودتو نسبت به رقبات بدونی این حس بهت دست داده.
      همه ی ما آدما با حس رقابت زنده ایم ، غیر ممکنه کسی زنده باشه ولی برای چیزی تلاش و رقابت نکنه.
      برای اینکه حالت بهتر بشه باید گذشته ی تحصیلیتو یه مروری بکنی (اگر وضعیتت توی کنکور ناراحتت کرده و برای رتبت نگرانی)
      میدونم ۳ سال زمان کمی نیست ولی یادت باشه اگر اشتباهاتتو اصلاح کنی ، عادت های بدتو حذف کنی و عادات خوبتو تقویت ، میتونی با یه برنامه قوی و یه شروع درست و ادامه دادن مسیرت به نحو درست و صد البته یه جمع بندی درست ، به یه نتیجه فوق العاده برسی.
      ببین دوست عزیز منم ۴ بار کنکور دادم و توی اون ۴ سال شاید باورت نشه ولی به دلایل شخصی نتونستم روی هم رفته حتی به اندازه ۱۶۸ ساعت یا ۱ هفته مفید درس بخونم.
      حالا هم که سربازیم تموم شده ، اومدم توی این سایت تا با مشورت و پرس و جو اینبار با تمام توانم تلاش کنم و به نتیجه ای که میخوام برسم.
      امیدوارم تو هم به یه نتیجه ی درست در مورد گذشته ی تحصیلیت برسی و ازش به نفع خودت استفاده کنی.
      به امید روزای‌ خیلی خوب
      موفق باشی
      میخوام یه بار دیگه شانسمو امتحان کنم
      شاید یه روزی برسه که به خودم بگم
      دیدی شد ...

    4. Top | #4
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      03 مرداد 1398
      نوشته ها
      604
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Iamthatmanyou نمایش پست ها
      دوستان لطفا اگه تجربه مشابه دارید کمکم کنین
      من واسه رقابت ساخته نشدم اصلا
      آدم رقابت نیستم آدم فرصت طلبی نیستم
      یک نفر ازم پرسید اگه امسال(سال سوم کنکورم) بدونی یک نفر دیگه خوشحال تر میشه با قبولی به جای تو کنار میکشی؟
      و من مثل احمقا از ته دلم مطمئنم کنار میکشم


      تا یه جاییش باحال و خوبه ولی از یه جایی به بعد داره واقعا بهم آسیب میزنه
      من دوست دارم تلاش کنم واسش
      ولی هربار میگم اگه قسمت باشه میشه
      دوست دارم همه فکر و ذکرم کنکور باشه ولی همش میگم بیخیال تفریحی میخونم
      من کلی آموزش تندخوانی گرفتم به امید اینکه جدی تر بخونم ولی باز هم خیلی آروم و مسخره میخونم
      اعصابم داره از دست خودم خورد میشه
      اصلا آدم رقابت نیستم
      آدم خشنی نیستم یاد بگیرم نظم و ترتیب رو یاد بگیرم با شرایط بد بخونم به جاش مثل بچه ها مراقب ذهنم هستم که یکوچولو اگه ناراحته یا اوضاع اوکی نیست ولش کن از فردا میخونم
      یا یک نفر میبینم که بیشتر داره درس میخونه اصلا اون روحیه زیاده طلبی داخل من به وجود نمیاد بدتر فقط واسش آرزوی موفقیت میکنم میگم حقشه باریکلا و اینا
      اوایلش خیلی خوب بودا همه میگفتن چقدر خوب که حسود نیستی ولی الان بعد از سه سال پشت کنکور موندن و با این اوضاع پیش بره سال بعد میفهمم هرچیزی به حدش خوبه من هم حسادت درون وجودم هست ولی اصلا سرو کله اش پیدا نمیشه انگار دیگه واسم مهم نباشه و اصلا کنکور رو یک رقابت نمیبینم همش فکر میکنم حتما میشه خون ام رنگین تره و با روزی یک صفحه خوندن هم میشه و و و مثل سالهای پیش کنکورم که با همین طرز فکر باعث شکستم شد...
      همه میگن یه غول درون هر آدمیه
      چجوری باید غول خودمو بیدار کنم؟
      خسته شدم واقعا خسته شدم دوست ندارم واسه کسی بدخواهی کنم یا حسودی ای کنم که مخرب باشه ولی در اون حدی که باعث فشار آوردن تلاش خودم میشه واقعا مفیده
      خیلی بدجور درگیرم
      میدونم با این طرز فکرم ۱۰ درصد هم تلاش نمیکنم و واقعا این تمام تلاش من نیست
      دارم دیوونه میشم واقعا
      سلام. کلا حسادت ویژگی خوبی نیست. حسادت یعنی من ببینم یکی موفق هست یا یه چیزی رو داره ولی من احساس بدی بهم دست بده و بخوام که اون شخص دیگه موفق نباشه و اون چیز رو نداشته باشه. در واقع من بخوام اونو بکشم پایین و براش آرزوهای بد کنم. اما به جاش غبطه خوردن ویژگی خوبی هست و باعث رشد میشه مثلا من یه شخصی هست که خیلی موفقه و من دارم میبینمش از موفقیتش لذت میبرم و حس خوبی نسبت بهش دارم و براش آرزوهای خوب میکنم و به این فکر میکنم که مثلا منم میخوام مثل اون قوی و موفق باشم. پس سعی میکنم از ویژگی های خوبش که باعث موفقیتش شده الگو برداری کنم مثلا میبینم که تلاشش زیاده و ناامید نمیشه منم سعی میکنم همینطوری باشم. این خیلی فرق داره با حسادت. به نظرم این کلماتی که برای توصیف احساساتت استفاده میکنی غلط هستن. مثلا فکر میکنی اگه یه مشکل کوچولو توی روزت به وجود اومد اگه قسمتی از روزت رو از دست دادی بعد بیای بقیه روزت رو بخونی بهش میگی آدم خشن درصورتی که اون قوی هست و هدفش و آینده اش براش مهمه و کارها رو به عقب نمینداره و داره تلاششو میکنه همه چیز دست آدم نیست ممکنه یه مشکلی توی روز پیش بیاد اما اینکه بقیه اشو جا نزنی دست خودته. شما اتفاقا داری به صفات خوب یه سری صفات منفی نسبت میدی. اولین کسی رو که باید خوشبختش کنی و دوستش داشته باشی خودتی. کسی که نتونه خودشو دوست داشته باشه نمیتونه به بقیه هم عشق بورزه. مثلا اگه من بخوام به یه سری آدم کمک کنم اگه من آدم قوی و یا ثروتمندی نباشم نمیتونم مشکلات مالی اونارو حل کنم مثلا اگه شرکت داشته باشم میتونم کلی آدمو ببرم سرکار اما بدبخت بودن من به نفع هیچ کس نخواهد بود تازه یه بار اضافه هم براشون میشم. اول باید من به جایی برسم تا بتونم به بقیه کمک کنم. دوستان درست گفتن شما با خودت رقابت کن شروع کن به درس خوندن و سعی کن هر روز بهتر بشی و وقتتو تلف نکنی و اگه مشکلی هم پیش اومد از بقیه روزت استفاده کن و این درس خوندن و قوی بودن و جا نزدن رو صفت خوب بدون و بهشون افتخار کن.
      زخم هاتو دوست داشته باش. اونا شاهدای اصلی اند که چطور شجاعانه زندگی کردی.

    5. Top | #5
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      28 دی 1401
      نوشته ها
      50
      نمایش مشخصات
      میفهممت این فکرا در نتیجه اورثینک زیاد بوجود میاد
      اگه یه مدت بیوفتی روی دور درس خوندن و چند پیوسته درس بخونی کم کم حالت بهتر میشه و انگیزه میگیری و دلت میخواد بری یه دانشگاه خوب

    6. Top | #6
      کاربر باسابقه
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      15 مرداد 1397
      نوشته ها
      517
      نمایش مشخصات
      سلام، حرفاتونو کاملا متوجه شدم چون منم مثل شما هستم منتها فاکتور تلاش تو زندگیم بر مبنای رقابت یا حسادت نیست کلا پیشرفت یا پسرفت دیگران اصلا برام مهم نیست پیگیر زندگی کسی هم نیستم یه برنامه دراز مدت و کوتاه مدت برای خودم ریختم دستاوردها و تلاشهامو با اون می سنجم اهدافم به ادمها و حرفاشون متکی نیست شما اول سعی کن استعداد و علایقتو پیدا کنی بعد براش برنامه بچینی و تلاشتو با هدفت تنظیم کنی که قطعا اهداف بزرگ تلاش بزرگ می خواد

    7. Top | #7
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      08 آذر 1397
      نوشته ها
      683
      نمایش مشخصات
      زندگی براساس رقابته و برنده ها صاحب مقام میشن و تولید مثل می کنند. در طول تاریخ و بین همه موجودات همینطوری بوده و انسان هم مستثنی نیست.

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. پاسخ: 7
      آخرين نوشته: 26 مهر 1402, 12:20
    2. مصلایی یا بابایی یا شیروانی؟
      توسط KARIMASADI در انجمن منابع شیمی
      پاسخ: 17
      آخرين نوشته: 11 دی 1401, 11:37
    3. با رتبه 1500 میشه دبیری شهید رجایی قبول شد؟!(اضطراری لطفا راهنمایی کنید)
      توسط MohammadMahdi14 در انجمن رتبه مورد نیاز قبولی در رشته و دانشگاه
      پاسخ: 11
      آخرين نوشته: 03 مهر 1401, 01:28
    4. ???درخواست راهنمایی برای «امتحانات نهایی سوم» - معرفی کتاب؟؟؟
      توسط Sleeplife در انجمن امتحانات سال یازدهم
      پاسخ: 10
      آخرين نوشته: 18 شهریور 1395, 08:04
    5. dvd بخرم نخرم؟؟!!! بچه هایی ک دارید لطفا راهنمایی
      توسط طراوت در انجمن فیلمهای کمک آموزشی
      پاسخ: 12
      آخرين نوشته: 18 اردیبهشت 1393, 19:22



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن