X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 10 از 30 نخستنخست ... 9101120 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 136 به 150 از 446
    1. Top | #136
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 بهمن 1400
      نوشته ها
      150
      نمایش مشخصات
      سلام رفقا حالتون خوبه؟
      راستش یه چیزی رو که تازگیا متوجهش شدم اینه که یجورایی اکثریتمون این روزا بجای اینکه بشینیم سوال و تست حل کنیم.بیشتر داریم سوال می‌پرسیم.میشه؟نمیشع؟میرسم ؟نمیرسم؟کسی بوده که از الان شروع کنه و دورقمی بشه؟ینی واقعا بوده؟من پایم ضعیفه میتونم؟من مدرسه عادی درس میخونم میشع؟خیلیا بودن که از خیلی وقت پیش شروع کردن و الان سطحشون عالیه پس چرا من قبول شم؟
      و....
      خب،رفیق می‌خوام باهات یک معامله ای بکنم.من جواب همه سوالات و یک بار برای همیشه میدم تو در مقابلش فقط یک سوال منو جواب بده.منصفانست نه؟جواب همه سوالات در ازای پاسخ دادن یک سوال اونم نه به من.خودت به خودت.خب شروع کنیم؟
      سوال اول:
      از الان شروع کنم احتمال موفقیتم چقدره؟یک هزارم درصد
      سوال دوم:کسی بوده که از الان شروع کنه و تونسته باشه؟نه.هیچ کس هیچ کس هیچ کس نبوده.همه از همون دوران جنینی که چه عرض کنم از همون عالم زر که هنوز وارد این دنیاهم نشده بودن شروع کردن به خوندن.
      من مدرسم عادیه،معلمای خوبی ندارم،پایم ضعیفه.میشه؟احتمالش خیلی خیلی کمه.چون هیچی از درسا تقریبا میشه گفت نمیدونی و سطحت پایینه اکثر دورقمیا تیزهوشانی بودن.
      وقتی خیلیا تا الان عالی درس خوندن .چرا من؟اره حق با تویه .واقعا چرا تو؟بقیه بنظر لایق ترن.بدو هدفتو دو دستی تقدیمشون کن.بدو.
      خب رفیق الوعده وفا.حالا نوبت تویه.که سوال منو جواب بدی:با همه این حرفا هنوزم هدفتو میخوای؟
      ببین جواب من یک کلمست فقط یک کلمه.یا اره یا هم نه.اگه جوابت نه هستش که خب...اکی امیدوارم تو زمینه دیگه ای موفق باشی.ممنون که وقت گذاشتیو خوندی.
      آما،اون سرسختایی که جوابشون اره هستش.خب پس همین الان پاشو برو جلو آینه تک تک سوالا رو با جوابایی که من بهت دادم رو بخون و آخر هر سوال بلند بگو :به درک.
      یه به درک درست و حسابی بگو به همه موانع و بهانه ها و ترسات و اینکه رفیق حواست به این آره ای که گفتی باشه.من بهت جوابی که همه بهت میدن رو دادم اینکه تو خودتو باور کنی یا بقیه رو. رویاتو باور کنی یا ترساتو.تواناییاتو باور کنی یا گذشتتو.
      .فقط اگه مغزت باز این سوالا رو واست پررنگ کرد.بهش بگو:ببین من این سوالا رو پرسیدم و یک جواب سرراست هم گرفتم.اما باور نکردم و ترجیح دادم خودمو و خدامو هدفمو باور کنم.پس بشین سرجات این تستی که گذاشتم جلوت رو بحل.افرین مغز قشنگم.قشنگ مغزم.
      خب دیه بسه خیلی حرف زدم .برو با خودت و هدفت کنار بیا.برو.

    2. Top | #137
      کاربر فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      10 دی 1399
      نوشته ها
      402
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ainz نمایش پست ها
      عزیزم درک میکنم همه مشکل داریم به انواع مختلف و مطمئن باش کنکوری نیست که بی دغدغه درس بخونه خب؟
      الان قبول دارم حمایت خانواده خیلی مهمه ولی خب تو باید با خودت فک کنی من ی دختر محکمو مستقلم خودم آینده ی خودمو میسازم .. ینی منظورم اینه از لحاظ عاطفی مستقل باش خودت ب خودت روحیه بده (اینا رو از رو بخار معده نمیگمااا درک میکنم تجربه داشتم )
      درباره کار کردن دوتا پیشنهاد دارم : یا با یکی از اقوامتون ک بنظرت دلسوزه صحبت کن ک یا بری خونه اونا یا با مامانت صحبت کنه
      دوم اینکه در برابر خانوادت جبهه نگیر خیلی منطقی با هر کدوم از پدرومادرت ک راحت تری بشین صحبت کن بگو الان 3 ماه مونده ک واسم خیلی مهم و سرنوشت سازه اجازه بدید این سه ماه رو واسه خودم باشم یا حداقل تایمی در حد ی ساعت میام کمکتون بگو ب عنوان ی دختر رشته ای ک میرم خیلی تو آیندم تاثیر داره
      خلاصه اینکه منطقی صحبت کن قطعا یجوری حرفتو قبول میکنن ممکنه یکم سخت باشه یا چندبار نیاز ب تکرار داشته باشه
      کتابخونه رفتنم بهت پیشنهاد نمیکنم چون بنظرم مناسب نیست

      و اینکه مطمئن باش اصلا دیر نیست
      با ی برنامه درست میتونی اونچیزی رو ک میخوای برسی عزیز دلم
      صبور باش
      واسه خودت بجنگ
      ناامید نشو
      بدون که مشکلات واسه همه هست❤
      اگر از حرفاشون دلخور شدی ی گوشو در کن یکی دروازه واست مهم نباشه
      ارزش تو خیلی بالاست ک بخوای با چندتا ناهمواری بیخیال ایندت بشی ❤
      متاسفانه هزاران بار باهاشون صحبت کردم نتیجه ای نداده
      فامیل هم ندارم اونجوری بتونه صحبت کنه
      باید با این شرایط بسوزم و بسازم دیگه مرسی عزیزم
      خود را به زندگی سپرده ام.
      فقط شروع به تلاش کرده ام.
      همین.

    3. Top | #138
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      05 بهمن 1400
      نوشته ها
      61
      نمایش مشخصات
      #اتمام_چالش_روز_شانزدهم وهفدهم

    4. Top | #139
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 بهمن 1400
      نوشته ها
      150
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط S.brave نمایش پست ها
      متاسفانه هزاران بار باهاشون صحبت کردم نتیجه ای نداده
      فامیل هم ندارم اونجوری بتونه صحبت کنه
      باید با این شرایط بسوزم و بسازم دیگه مرسی عزیزم
      آخه حیف اون پروفایل قشنگ و باحالت نیست که با بسازم و بسوزم خرابش میکنی؟
      ببین منو بساز،اره زندگیتو بساز.ولی نسوز.اگه میخوای ازین شرایط نجات پیدا کنی و به اصطلاح خودت بشی خانم خودت. بزار راحت بهت بگم بقول یکی باید بتونی به یه روشی خودتو جدا کنی یک بار.واسه همین ازت پرسیدم چه رشته و دانشگاهی میخوای.ببین خواهر من تو اگه یه زندگی عالی و به عبارت بهتر مستقل و بدون آشوب های الانتو میخوای باید ثابت کنی که چقدر باارزش و باعرضه ای.چرا پیراپزشکی؟چرا کرج؟هوم؟تو که تهرانی ،تو که مشخصه رویاهای بزرگ تو سرته.چرا پزشکی تهران نه؟هان ؟چرا تو نه؟غلط کرده هر کی گفته مال تو نیست.اتفاقا مال خود خود خودته.کسی تا حالا نتونسته؟تو بشو اولی.بابا اصن ربطی به اینکه بقیه چقدر خوندن و تو صفری نداره.تو فقط باید به خودت قول بدی که درسارو کامل تا روز کنکور یاد میگیری و میفهمی بعدش دیه طرف حسابت کنکوره که باید حتی اگه شده از حلقومش یه صندلی دانشگاه تهران بکشونی بیرون.همین.اتفاقا تو می‌رسی.میدونی چرا؟چون تو از زیاد درس خوندن خسته نمیشی چون زیاد کار کردی و خستگی واست شده شوخی.کسیو نداری که بهت انگیزه بده و اوضاعت میشه واست انگیزه.بنظر من چیزای بد که بخوایم عالیشون کنیم انگیزه بهترین تا چیزای خوب.زمانت کمه؟هر چند شب درمیون بخواب.من امتحان کردم.ساعت مطالعت پایین نمیاد هیچ تازه زیادم میشه چون انگیزه میگیری.فکر نکن من صدام از جای گرم بلند میشه منم آن‌قدر مشکلات مضخرف و دنیای دارک دارم که اگه بخوام بگم یه مثنوی فقط باید پیام بفرستم.پاشو دختر پاشو.بگو از لج شرایطمم که شده امسال یه رتبه دورقمی حقمه.همین و تمام

    5. Top | #140
      کاربر فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      10 دی 1399
      نوشته ها
      402
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ترنادو نمایش پست ها
      آخه حیف اون پروفایل قشنگ و باحالت نیست که با بسازم و بسوزم خرابش میکنی؟
      ببین منو بساز،اره زندگیتو بساز.ولی نسوز.اگه میخوای ازین شرایط نجات پیدا کنی و به اصطلاح خودت بشی خانم خودت. بزار راحت بهت بگم بقول یکی باید بتونی به یه روشی خودتو جدا کنی یک بار.واسه همین ازت پرسیدم چه رشته و دانشگاهی میخوای.ببین خواهر من تو اگه یه زندگی عالی و به عبارت بهتر مستقل و بدون آشوب های الانتو میخوای باید ثابت کنی که چقدر باارزش و باعرضه ای.چرا پیراپزشکی؟چرا کرج؟هوم؟تو که تهرانی ،تو که مشخصه رویاهای بزرگ تو سرته.چرا پزشکی تهران نه؟هان ؟چرا تو نه؟غلط کرده هر کی گفته مال تو نیست.اتفاقا مال خود خود خودته.کسی تا حالا نتونسته؟تو بشو اولی.بابا اصن ربطی به اینکه بقیه چقدر خوندن و تو صفری نداره.تو فقط باید به خودت قول بدی که درسارو کامل تا روز کنکور یاد میگیری و میفهمی بعدش دیه طرف حسابت کنکوره که باید حتی اگه شده از حلقومش یه صندلی دانشگاه تهران بکشونی بیرون.همین.اتفاقا تو می‌رسی.میدونی چرا؟چون تو از زیاد درس خوندن خسته نمیشی چون زیاد کار کردی و خستگی واست شده شوخی.کسیو نداری که بهت انگیزه بده و اوضاعت میشه واست انگیزه.بنظر من چیزای بد که بخوایم عالیشون کنیم انگیزه بهترین تا چیزای خوب.زمانت کمه؟هر چند شب درمیون بخواب.من امتحان کردم.ساعت مطالعت پایین نمیاد هیچ تازه زیادم میشه چون انگیزه میگیری.فکر نکن من صدام از جای گرم بلند میشه منم آن‌قدر مشکلات مضخرف و دنیای دارک دارم که اگه بخوام بگم یه مثنوی فقط باید پیام بفرستم.پاشو دختر پاشو.بگو از لج شرایطمم که شده امسال یه رتبه دورقمی حقمه.همین و تمام
      ممنونم از حرفات
      از تک تکشون
      اوهوم مشکلات هست و من حتی اینجا یک دهمشون هم بیان نکردم

      ممنونم که بهم انگیزه دوباره بلند شدن دادی
      موفق باشی تو هم عزیزم
      خود را به زندگی سپرده ام.
      فقط شروع به تلاش کرده ام.
      همین.

    6. Top | #141
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      01 بهمن 1399
      نوشته ها
      296
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط S.brave نمایش پست ها
      ممنون
      راستش خیلی داغونم خیلی خیلی زیاد
      احساس میکنم به بن بست زندگیم رسیدم
      هر چقدرم تلاش کنم از این منجلاب نمیتونم خودمو بکشم بالا
      خیلی تنهام خیلی خیلی زیاد
      عملا چیزی به اسم خانواده ندارم
      و این بیشتر میرسونم
      کل زندگیم جنگیدم با همه چی
      احساس میکنم تموم شدم دیگه
      خالی خالیماینکه حتی یه نفرم تو زندگیت نداشته باشی
      چیزی از خانواده نفهمیده باشی
      الان ازم کار میکشن هه
      کم آوردم به خدا
      خیلی سخته خیلی سخته
      جملات گاهی یاری نمیکنه چیزی رو بیان کنی یا توصیف کنی باید تو اون لحظه یا مکان باشی که بتونی یک صدم لمسش کنی درست مثل گفته هات کسی نمیتونه مثل تو بفهمه حرفاتو


      یا باید کوهی بیشتر از تو روی سرش فرود اومده باشه که تو یک صدم از دردهاشو بفهمی یا رشته کوه به اندازه خودت یا کمتر که اون بفهمه تو چی مقصود حرفات و تجربیاتت هست


      شرایط روحی و جسمی و روانیت طوریه که انگار بختک 24 ساعته روت افتاده ، تویه بیداری و خواب باهاش میجنگی چشمات بازه میبینیش که سیاهیش دور و ورتو گرفته ولی بدنت قفله و دست و پاهات جون حرکت نداره گلوتو محکم فشار میده از ترس و اضطراب میخوای خون بالا بیاری ضربان قلبت اینقدر کوبنده س که صداش تو مغزت اکو میشه


      یک لحظه ولت میکنه و تو با شتاب میپری و زود چراغ اتاقتو روشن میکنی که روشنایی اتاقت نجاتت بده میری جلو آیینه و میبینی دور گلوت قرمزه و با چشمای اشکی میگی : خدایا کی پس خواب راحت داشته باشم؟


      تو نمیتونی چراغ اتاق رو روشن بزاری چون جو خونه تنش زاست و از حوصلت خارجه بخوای بخاطر چراغ روشن ساعت 3 صبح بازخواست بشی فرداش که چیکار میکنی هر شب این موقع روشنه اتاقت ؟!


      پس شمع رو روشن میکنی و کنارت میزاری که به امید یه ذره نور بتونی 1 ساعت بخوابی و همون نور شمع میشه دلگرمیت


      یکساعت بعد با صدای جیغی تو سرت از خواب میپری و سردرد بدی سراغت میاد ، ساعت رو میبینی که چه زود یکساعت گذشت و تو با چشمای قرمز و خسته باید پاشی بری دنبال درس مورد علاقت که بهت این ساعت جون بده


      روند زندگیت مثل پاندول ساعته که گاهی اونقدر باطریش نو هست که به سرعت میچرخه و دوماه بعدش سرعتش کم میشه و روزای بعدش انرژیش رو به تحلیل میره و خواب میمونه

      ولی در این لحظات تنها چیزی که میتونه موثر باشه برای تو تکرار جملات مثبت هست مشخصا یک کار مزخرف و بیخود تلقیش میکنی ولی من میتونم دوساعت از تاثیرات گفتار مثبت برات سیمنار برگزار کنم و موثر بودنش در زندگیم حرف بزنم

      گفتار دو بعد داره یکیش منفی که اونقدر شعاع پراکندگیش زیاده که عملا در 2 دسته تقسیم میشه : 1_ تخریب 2_ ذهن پریشانی

      گفتار مثبت شعاع پراکندگیش کمتره در 2 دسته : 1_ تحسین و تشویق 2_باورسازی

      آدم ها میتونن با یه جمله منفی اونقدر محکم تو سر یکی بزنن که اون سر فروپاشی کنه و نابود بشه انگار که از اول آدمی با این ویژگی ها و حس ها وجود خارجی نداشته یا میتونن یکی رو سوار ماشین کنن و شب ببرن جاده برهوت و وقتی که داره فکر میکنه به خودش در ماشین رو باز کنن و هلش بدن و از ماشین پرت بشه بیرون و اونقدر شدت افتادنش زیاد باشه تشتک زانوش بشکنه و از درد جیغ بکشه

      گفتار منفی مثل یه خنجر سه لبه هست که بخاطر عمیق بریدن و اصابت کردنش با پوست سوم بدن معروفه از هر طرف بگیریش تند و سریع دستتو مثل گوشت بره برش میده و تنها آسیبش فقط به خودته

      حتی پرتش کنی هم بخاطر سنگین بودن و تیزی فوق العاده ش امکان برخوردش به پاهات هست و جز گرون ترین ها هم محسوب میشه در عین تیز بودن و خطرناک بودنش

      پس بجای اینکه هر روز این خنجر رو دستت بگیری حداقل پرتش کن که بار آخر فقط پاتو ببره و بدونی این ضربه آخره و یکبار قراره دردشو بکشی و پوستت بعد 1 هفته ترمیم پیدا میکنه و لازم نیست هربار درون بدنت فرو کنی و در بیاری

      گفتار مثبت مثل یه قهوه میمونه در عین حال که اوایل واست بی معنیه ولی به مرور بخاطر آنتی اکسیدان زیادی که داره روی سلامت پوست و مو تاثیرات بسزایی میزاره

      همینطور که روی سوخت چربی در بدن و حس خوب و کاهش اضطراب نقش زیادی ایفا میکنه و کبد چرب و بیماری های قلبی و عروقی و سرطان ها رو کمتر میکنه

      هرچقدر بیشتر با تلخیش کنار بیایی مفید تر واقع میشه چون میزان مرغوب بودنش به کافئین بیشترشه

      هر روز از این گفتار مثبتی که مثل قهوه هست بنوش بزار دلتو بزنه بزار نخوای ادامه بدی ولی فکر کن این نسکافه هست و شکر داخلش حل شده ولی اونقدری برای سلامت جوارح بدنت شگفت انگیزه که باید ازش بنوشی بخاطر خودت

      یه جنگجو واقعی هیچ وقت از جنگ هایی که پشت سر گذاشته واسه اطرافیانش و یارانش حرفی نمیزنه چون پیروزی خودش نقش و نگاره داره و همونقدر چشمهارو از زیباییش میسوزونه

      فقط قهوه تو هر روز بنوش و یه لباس جنگ زره پوش محکم و قدرتمند بپوش که مانع از فرو رفتن خنجر و شمشیر بهت بشه

      امید دارم که تو شخصیت داستان بعدیم هستی با این وجود این شخصیت یه بانو هست که با 50 نفر به میدان اومده بهش فریاد میزنن از صحنه روزگار محوت میکنیم و تو سوار بر اسب شمشیر نقره نشان تو بیرون میکشی و با پوزخند میگی : بیاین وسط من آمدم

      5 نفر همزمان با سرعت گرد باد به سمتت هجوم میارن و تو با یک دست گردن و شونه هاشونو میزنی و از اسب پرت میشن پایین و همینطور نفرات بعدی میان و تو میمونی و رییس ارتش که مردی جنگجو و صاحب منصب هست

      اگر شکستش بدی مدال شوالیه سرخ بهت تعلق میگیره چون تو قراره از زمین های ذهن و روحت مراقبت کنی نزاری کسی بهشون تعرض کنه و با اینکارت اهالی وجدانت از تو تقدیر و تشکر میکنن

      این مرد پر خشم و قدرتمند گردن اسبتو میزنه زمین و تو از پشت به زمین اصابت میکنی ولی در یک لحظه که قراره زیر پاهای اسبش خورد بشی بلند میشی و از پشت کمر این مرد رو زخمی میکنی و از درد خودشو جمع میکنه و زبونشو گاز میگیره

      و عصبی شمشیر زهرآلودشو در میاره با دو شمشیر قصد داره واسه همیشه نیست و نابودت کنه ولی تو از پشت کمرت طنابی رو در میاری و سرش که مثل جوخه مرگ میمونه به دور گردنش میفته و با قدرت میکشیش و از شدت فشار طناب رو میخواد پاره کنه ولی افسوس که طناب از فلزی سخت ساخته شده ظاهرش به براقی پوست مار از دم خفه میشه و
      روی اسبش آویزان ....

      تو یه جنگجویی میشی که تو سکوت و تاریکی کار رو به اتمام رسوند و خاک میدان رو از زره خودش تکاند
      اگر تمام دنیا هم از تو بدشان بیاید و تو را آدم بدی بدانند، تا وقتی که وجدانت تو را تایید می کند و تو را گناهکار نمی داند،تو بدون دوست نمی مانی.
      ویرایش توسط Parimah : 19 اسفند 1400 در ساعت 13:59

    7. Top | #142
      کاربر انجمن

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 1400
      نوشته ها
      5
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ترنادو نمایش پست ها
      آخه حیف اون پروفایل قشنگ و باحالت نیست که با بسازم و بسوزم خرابش میکنی؟
      ببین منو بساز،اره زندگیتو بساز.ولی نسوز.اگه میخوای ازین شرایط نجات پیدا کنی و به اصطلاح خودت بشی خانم خودت. بزار راحت بهت بگم بقول یکی باید بتونی به یه روشی خودتو جدا کنی یک بار.واسه همین ازت پرسیدم چه رشته و دانشگاهی میخوای.ببین خواهر من تو اگه یه زندگی عالی و به عبارت بهتر مستقل و بدون آشوب های الانتو میخوای باید ثابت کنی که چقدر باارزش و باعرضه ای.چرا پیراپزشکی؟چرا کرج؟هوم؟تو که تهرانی ،تو که مشخصه رویاهای بزرگ تو سرته.چرا پزشکی تهران نه؟هان ؟چرا تو نه؟غلط کرده هر کی گفته مال تو نیست.اتفاقا مال خود خود خودته.کسی تا حالا نتونسته؟تو بشو اولی.بابا اصن ربطی به اینکه بقیه چقدر خوندن و تو صفری نداره.تو فقط باید به خودت قول بدی که درسارو کامل تا روز کنکور یاد میگیری و میفهمی بعدش دیه طرف حسابت کنکوره که باید حتی اگه شده از حلقومش یه صندلی دانشگاه تهران بکشونی بیرون.همین.اتفاقا تو می‌رسی.میدونی چرا؟چون تو از زیاد درس خوندن خسته نمیشی چون زیاد کار کردی و خستگی واست شده شوخی.کسیو نداری که بهت انگیزه بده و اوضاعت میشه واست انگیزه.بنظر من چیزای بد که بخوایم عالیشون کنیم انگیزه بهترین تا چیزای خوب.زمانت کمه؟هر چند شب درمیون بخواب.من امتحان کردم.ساعت مطالعت پایین نمیاد هیچ تازه زیادم میشه چون انگیزه میگیری.فکر نکن من صدام از جای گرم بلند میشه منم آن‌قدر مشکلات مضخرف و دنیای دارک دارم که اگه بخوام بگم یه مثنوی فقط باید پیام بفرستم.پاشو دختر پاشو.بگو از لج شرایطمم که شده امسال یه رتبه دورقمی حقمه.همین و تمام

      سلام ترنادو عزیز
      من دو تا سوال دارم ازت
      میدونم این روزها شکر خدا داری حسابی تلاش میکنی و از 7 یهمن شروع کردی
      به من بگو از امروز همین امروز دورقمی میشه؟ اصلا دو رقمی ن زیر 500 ؟
      بهم بگو چیشد ک 7 اسفند شد شروع تو؟ چیشد ک اراااااا ده کردی رفیق؟
      هرجوابی بدی همونو قبول میکنم... چون واقعا ازت انگیزه میگیرم...موفق باشی
      چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد...

    8. Top | #143
      کاربر فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      10 دی 1399
      نوشته ها
      402
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Parimah نمایش پست ها
      جملات گاهی یاری نمیکنه چیزی رو بیان کنی یا توصیف کنی باید تو اون لحظه یا مکان باشی که بتونی یک صدم لمسش کنی درست مثل گفته هات کسی نمیتونه مثل تو بفهمه حرفاتو


      یا باید کوهی بیشتر از تو روی سرش فرود اومده باشه که تو یک صدم از دردهاشو بفهمی یا رشته کوه به اندازه خودت یا کمتر که اون بفهمه تو چی مقصود حرفات و تجربیاتت هست


      شرایط روحی و جسمی و روانیت طوریه که انگار بختک 24 ساعته روت افتاده ، تویه بیداری و خواب باهاش میجنگی چشمات بازه میبینیش که سیاهیش دور و ورتو گرفته ولی بدنت قفله و دست و پاهات جون حرکت نداره گلوتو محکم فشار میده از ترس و اضطراب میخوای خون بالا بیاری ضربان قلبت اینقدر کوبنده س که صداش تو مغزت اکو میشه


      یک لحظه ولت میکنه و تو با شتاب میپری و زود چراغ اتاقتو روشن میکنی که روشنایی اتاقت نجاتت بده میری جلو آیینه و میبینی دور گلوت قرمزه و با چشمای اشکی میگی : خدایا کی پس خواب راحت داشته باشم؟


      تو نمیتونی چراغ اتاق رو روشن بزاری چون جو خونه تنش زاست و از حوصلت خارجه بخوای بخاطر چراغ روشن ساعت 3 صبح بازخواست بشی فرداش که چیکار میکنی هر شب این موقع روشنه اتاقت ؟!


      پس شمع رو روشن میکنی و کنارت میزاری که به امید یه ذره نور بتونی 1 ساعت بخوابی و همون نور شمع میشه دلگرمیت


      یکساعت بعد با صدای جیغی تو سرت از خواب میپری و سردرد بدی سراغت میاد ، ساعت رو میبینی که چه زود یکساعت گذشت و تو با چشمای قرمز و خسته باید پاشی بری دنبال درس مورد علاقت که بهت این ساعت جون بده


      روند زندگیت مثل پاندول ساعته که گاهی اونقدر باطریش نو هست که به سرعت میچرخه و دوماه بعدش سرعتش کم میشه و روزای بعدش انرژیش رو به تحلیل میره و خواب میمونه

      ولی در این لحظات تنها چیزی که میتونه موثر باشه برای تو تکرار جملات مثبت هست مشخصا یک کار مزخرف و بیخود تلقیش میکنی ولی من میتونم دوساعت سمینار از تاثیرات گفتار مثبت برات سیمنار برگزار کنم و موثر بودنش در زندگیم حرف بزنم

      گفتار دو بعد داره یکیش منفی که اونقدر شعاع پراکندگیش زیاده که عملا در 2 دسته تقسیم میشه : 1_ تخریب 2_ ذهن پریشانی

      گفتار مثبت شعاع پراکندگیش کمتره در 2 دسته : 1_ تحسین و تشویق 2_باورسازی

      آدم ها میتونن با یه جمله منفی اونقدر محکم تو سر یکی بزنن که اون سر فروپاشی کنه و نابود بشه انگار که از اول آدمی با این ویژگی ها و حس ها وجود خارجی نداشته یا میتونن یکی رو سوار ماشین کنن و شب ببرن جاده برهوت و وقتی که داره فکر میکنه به خودش در ماشین رو باز کنن و هلش بدن و از ماشین پرت بشه بیرون و اونقدر شدت افتادنش زیاد باشه تشتک زانوش بشکنه و از درد جیغ بکشه

      گفتار منفی مثل یه خنجر سه لبه هست که بخاطر عمیق بریدن و اصابت کردنش با پوست سوم بدن معروفه از هر طرف بگیریش تند و سریع دستتو مثل گوشت بره برش میده و تنها آسیبش فقط به خودته

      حتی پرتش کنی هم بخاطر سنگین بودن و تیزی فوق العاده ش امکان برخوردش به پاهات هست و جز گرون ترین ها هم محسوب میشه در عین تیز بودن و خطرناک بودنش

      پس بجای اینکه هر روز این خنجر رو دستت بگیری حداقل پرتش کن که بار آخر فقط پاتو ببره و بدونی این ضربه آخره و یکبار قراره دردشو بکشی و پوستت بعد 1 هفته ترمیم پیدا میکنه و لازم نیست هربار درون بدنت فرو کنی و در بیاری

      گفتار مثبت مثل یه قهوه میمونه در عین حال که اوایل واست بی معنیه ولی به مرور باعث آنتی اکسیدان زیادی که داره روی سلامت پوست و مو تاثیرات بسزایی میزاره

      همینطور که روی سوخت چربی در بدن و حس خوب و کاهش اضطراب نقش زیادی ایفا میکنه و کبد چرب و بیماری های قلبی و عروقی و سرطان ها رو کمتر میکنه

      هرچقدر بیشتر با تلخیش کنار بیایی مفید تر واقع میشه چون میزان مرغوب بودنش به کافئین بیشترشه

      هر روز از این گفتار مثبتی که مثل قهوه هست بنوش بزار دلتو بزنه بزار نخوای ادامه بدی ولی فکر کن این نسکافه هست و شکر داخلش حل شده ولی اونقدری برای سلامت جوارح بدنت شگفت انگیزه که باید ازش بنوشی بخاطر خودت

      یه جنگجو واقعی هیچ وقت از جنگ هایی که پشت سر گذاشته واسه اطرافیانش و یارانش حرفی نمیزنه چون پیروزی خودش نقش و نگاره داره و همونقدر چشمهارو از زیباییش میسوزونه

      فقط قهوه تو هر روز بنوش و یه لباس جنگ زره پوش محکم و قدرتمند بپوش که مانع از فرو رفتن خنجر و شمشیر بهت بشه

      امید دارم که تو شخصیت داستان بعدیم هستی با این وجود این شخصیت یه بانو هست که با 50 نفر به میدان اومده بهش فریاد میزنن از صحنه روزگار محوت میکنیم و تو سوار بر اسب شمشیر نقره نشان تو بیرون میکشی و با پوزخند میگی : بیاین وسط من آمدم

      5 نفر همزمان با سرعت گرد باد به سمتت هجوم میارن و تو با یک دست گردن و شونه هاشونو میزنی و از اسب پرت میشن پایین و همینطور نفرات بعدی میان و تو میمونی و رییس ارتش که مردی جنجگو و صاحب منصب هست

      اگر شکستش بدی مدال شوالیه سرخ بهت تعلق میگیره چون تو قراره از زمین های ذهن و روحت مراقبت کنی نزاری کسی بهشون تعرض کنه و با اینکارت اهالی وجدانت از تو تقدیر و تشکر میکنن

      این مرد پر خشم و قدرتمند گردن اسبتو میزنه زمین و تو از پشت به زمین اصابت میکنی ولی در یک لحظه که قراره زیر پاهای اسبش خورد بشی بلند میشی و از پشت کمر این مرد رو زخمی میکنی و از درد خودشو جمع میکنه و زبونشو گاز میگیره

      و عصبی شمشیر زهرآلودشو در میاره با دو شمشیر قصد داره واسه همیشه نیست و نابودت کنه ولی تو از پشت کمرت طنابی رو در میاری و سرش که مثل جوخه مرگ میمونه به دور گردنش میفته و با قدرت میکشیش و از شدت فشار طناب رو میخواد پاره کنه ولی افسوس که طناب از فلزی سخت ساخته شده ظاهرش به براقی پوست مار از دم خفه میشه و
      روی اسبش آویزان ....

      تو یه جنگجویی میشی که تو سکوت و تاریکی کار رو به اتمام رسوند و خاک میدان رو از زره خودش تکاند
      واقعا ممنونم خیلی خوب بود
      انگار تمام احساسات من رو بیان کردید
      خیلی قلم زیبایی دارید
      ممنون
      خود را به زندگی سپرده ام.
      فقط شروع به تلاش کرده ام.
      همین.

    9. Top | #144
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 بهمن 1400
      نوشته ها
      150
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط S.brave نمایش پست ها
      فایل پیوست 99740



      @ترنادو@ تمام تلاشمو کردم امروز
      سلااااااااااااااااامممممم مممم تو فوق العاده ای فوق العاده ای فوق العاده دمت گرم دختر دمت گرم ترکوندی که.روز اولت این بود باقی روزات دیه فکر کنم قراره یه کار کنی کنکور استرس بگیره از سال بعد حذف شه.دمت گرم عالی بودی عالی خانم دکتر

    10. Top | #145
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 بهمن 1400
      نوشته ها
      150
      نمایش مشخصات
      سلااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااامممممم خدمت همه رفقای درجه یک خودم.همگی خسته نباشین.
      گزارش امروز:
      زیست ۴٫۱۵
      دینی۳٫۵
      شیمی۴٫۵
      عربی۲٫۵
      زمین۱٫۵
      ساعت ۱۶٫۱۵
      تست۳۲۰
      شبتون به قشنگی رویاهای معرکتون

    11. Top | #146
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 بهمن 1400
      نوشته ها
      150
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط happy_month نمایش پست ها
      سلام ترنادو عزیز
      من دو تا سوال دارم ازت
      میدونم این روزها شکر خدا داری حسابی تلاش میکنی و از 7 یهمن شروع کردی
      به من بگو از امروز همین امروز دورقمی میشه؟ اصلا دو رقمی ن زیر 500 ؟
      بهم بگو چیشد ک 7 اسفند شد شروع تو؟ چیشد ک اراااااا ده کردی رفیق؟
      هرجوابی بدی همونو قبول میکنم... چون واقعا ازت انگیزه میگیرم...موفق باشی
      سلام به روی ماهت
      خب.ببین به هیچ کس هیچ کس هیچ کس اجازه نده که بهت بگه نمیشه.چون هیچ کس صلاحیت اینو جز خدا نداره.خدایی که اومده فکر رتبه دورقمی رو انداخته تو ذهن تو.خودش از همه چیزت اطلاع داشته میدونسته که توانایی شو داری میدونسته که لیاقتشو داری همه ما میگیم خدا حکیمه ینی چی ینی کار بدون علت اصن تو مرامش نیست پس رفیق ببین چقدددررررررررر آدم باارزشی هستی که خدا هدفی که تو سرت گذاشته با جون آدما سروکار داره.ببین چقدر بهت اعتماد داشته که تو سرت رویاهای بزرگی گذاشته که خیلیا حتی جرعت فکر کردن بهش رو هم ندارن.رفیق میشه باور کن ایمان داشته باش که میشه.من نمیدونم چجوری فقط اینو میدونم که اگه از ته دلت واسه هدفت بجنگی هدفت هرچی که باشه خدا بهت میده.چرا؟چون خودش به حضرت داوود گفته ای داوود اگه بنده من چیزی رو بخواد و بیاد به من بگه خدایا من جز تو کسیو ندارم کمکم کن حتی اگه زمین و آسمان دست به دست هم بدن که اون به چیزی که میخواد نرسه من اونو می‌رسونم.میبینی؟خودش گفته خودش قول داده.خیلیا میان میگن بقیه قبلا خوندن مگه میشه ما الان بخونیم و برسیم؟بابا ما چرا داریم عدالت خدا رو با عدالت در سطح خودمون قیاس میکنیم.کی گفته عدالت خدا به معنای برابریه.نه. آدما پیش خدا نون دلشون و میخورن.داریم کسیو که از الان شروع کنه و برسه به دانشگاه تهران چون عاشقه و داریم کسیو که چندساله داره واسه کنکور میخونه و هنوز نرسیده.فقط باید با تمرکز و دقت همه وجودت و بزاری.من خودم کنکوری ۱۴۰۰بودم سه روز مونده به کنکور نشستم دینی و عربی رو که حتی نهاییمم بزور پاس کرده بودم اونم با یک نمره افتضاح خوندم.اما باهمه تمرکزم اگه بگم اون ۳روز روزی ۲۰ساعت درس خوندم باور میکنی؟درصدم تو کنکور چندشد تو این دوتا درس؟چهل وخورده ای.فقط سه روز خوندم فقط سه روز.پس ینی اگه من با این همه زمان تا کنکور این دوتا درسو صد نزنم(بلانسبت جمع)ینی خود خرم.
      پس رفیق پاشو.پاشو بیا چیزی که حقمونه رو بگیریم بیا در حد مرگ تلاش کنیم تا مرداد ۱۴۰۱بیایم همینجا به ریش همه کسایی که بهمون میگفتن نمی‌تونین بخندیم.رفیق بیا تلاش کنیم تا سال دیگه همدیگه رو جلوی سر در دانشگاه تهران ببینیم و بشیم رفیقای واقعی.پاشو دختر پاشو.هیچ کس نمیتونه توانایی های تو رو اندازه بگیره هیچ کس.هنوز هیچ دانشمندی نتونسته وسیله ای قدرتمند تر از مغز تو بسازه پاشو ثابت کن که چقدر همه چی تحت کنترلته.پاشو به مغزت به کالبدت حالی کن که اینجا رییس تویی و اونا کارگر.بهشون حالی کن وظیفشونه تورو به هدفت برسونن.تنها کاری که باید بکنی اینه که پاشی همین الان یه برگه برداری روش بزرگ بنویس پزشکی تهران بعدم یه برگه بردار یه کارنامه قبولی هم پیدا کن ببین برای رسیدن به پزشکی تهران حدودا چه درصدایی نیاز داری اونارم بنویس.رو یک برگه دیگه بنویس کنکور ۱۴۰۱بعد برگه اول و بزار زیر میزت و بهش بگو تا بهت نرسیدم همونجا میمونی بعد برگه درصداتو بگیر روبه روی برگه بعدی خوب بهش نشون بده چی بهت بدهکاره‌.حالیش کن که اگه از آسمون سنگم بیاد تو این درصدارو از حلقومش می‌کشی بیرون.بعدهم اون برگه درصدارو بزار جلوت تا بفهمی برای چی داری تلاش میکنی و بعدش هم بشین یه برنامه فشرده بریز و بشین سر درسات و با تک تک تستایی که میزنی قدم هاتو روی سنگفرش های دانشگاه تهران بساز.
      موفق باشی آبجی گلم
      ویرایش توسط ترنادو : 20 اسفند 1400 در ساعت 02:50

    12. Top | #147
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      05 بهمن 1400
      نوشته ها
      61
      نمایش مشخصات
      #اتمام_چالش_روز_هجدهم

    13. Top | #148
      کاربر انجمن

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 1400
      نوشته ها
      5
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ترنادو نمایش پست ها
      سلام به روی ماهت
      خب.ببین به هیچ کس هیچ کس هیچ کس اجازه نده که بهت بگه نمیشه.چون هیچ کس صلاحیت اینو جز خدا نداره.خدایی که اومده فکر رتبه دورقمی رو انداخته تو ذهن تو.خودش از همه چیزت اطلاع داشته میدونسته که توانایی شو داری میدونسته که لیاقتشو داری همه ما میگیم خدا حکیمه ینی چی ینی کار بدون علت اصن تو مرامش نیست پس رفیق ببین چقدددررررررررر آدم باارزشی هستی که خدا هدفی که تو سرت گذاشته با جون آدما سروکار داره.ببین چقدر بهت اعتماد داشته که تو سرت رویاهای بزرگی گذاشته که خیلیا حتی جرعت فکر کردن بهش رو هم ندارن.رفیق میشه باور کن ایمان داشته باش که میشه.من نمیدونم چجوری فقط اینو میدونم که اگه از ته دلت واسه هدفت بجنگی هدفت هرچی که باشه خدا بهت میده.چرا؟چون خودش به حضرت داوود گفته ای داوود اگه بنده من چیزی رو بخواد و بیاد به من بگه خدایا من جز تو کسیو ندارم کمکم کن حتی اگه زمین و آسمان دست به دست هم بدن که اون به چیزی که میخواد نرسه من اونو می‌رسونم.میبینی؟خودش گفته خودش قول داده.خیلیا میان میگن بقیه قبلا خوندن مگه میشه ما الان بخونیم و برسیم؟بابا ما چرا داریم عدالت خدا رو با عدالت در سطح خودمون قیاس میکنیم.کی گفته عدالت خدا به معنای برابریه.نه. آدما پیش خدا نون دلشون و میخورن.داریم کسیو که از الان شروع کنه و برسه به دانشگاه تهران چون عاشقه و داریم کسیو که چندساله داره واسه کنکور میخونه و هنوز نرسیده.فقط باید با تمرکز و دقت همه وجودت و بزاری.من خودم کنکوری ۱۴۰۰بودم سه روز مونده به کنکور نشستم دینی و عربی رو که حتی نهاییمم بزور پاس کرده بودم اونم با یک نمره افتضاح خوندم.اما باهمه تمرکزم اگه بگم اون ۳روز روزی ۲۰ساعت درس خوندم باور میکنی؟درصدم تو کنکور چندشد تو این دوتا درس؟چهل وخورده ای.فقط سه روز خوندم فقط سه روز.پس ینی اگه من با این همه زمان تا کنکور این دوتا درسو صد نزنم(بلانسبت جمع)ینی خود خرم.
      پس رفیق پاشو.پاشو بیا چیزی که حقمونه رو بگیریم بیا در حد مرگ تلاش کنیم تا مرداد ۱۴۰۱بیایم همینجا به ریش همه کسایی که بهمون میگفتن نمی‌تونین بخندیم.رفیق بیا تلاش کنیم تا سال دیگه همدیگه رو جلوی سر در دانشگاه تهران ببینیم و بشیم رفیقای واقعی.پاشو دختر پاشو.هیچ کس نمیتونه توانایی های تو رو اندازه بگیره هیچ کس.هنوز هیچ دانشمندی نتونسته وسیله ای قدرتمند تر از مغز تو بسازه پاشو ثابت کن که چقدر همه چی تحت کنترلته.پاشو به مغزت به کالبدت حالی کن که اینجا رییس تویی و اونا کارگر.بهشون حالی کن وظیفشونه تورو به هدفت برسونن.تنها کاری که باید بکنی اینه که پاشی همین الان یه برگه برداری روش بزرگ بنویس پزشکی تهران بعدم یه برگه بردار یه کارنامه قبولی هم پیدا کن ببین برای رسیدن به پزشکی تهران حدودا چه درصدایی نیاز داری اونارم بنویس.رو یک برگه دیگه بنویس کنکور ۱۴۰۱بعد برگه اول و بزار زیر میزت و بهش بگو تا بهت نرسیدم همونجا میمونی بعد برگه درصداتو بگیر روبه روی برگه بعدی خوب بهش نشون بده چی بهت بدهکاره‌.حالیش کن که اگه از آسمون سنگم بیاد تو این درصدارو از حلقومش می‌کشی بیرون.بعدهم اون برگه درصدارو بزار جلوت تا بفهمی برای چی داری تلاش میکنی و بعدش هم بشین یه برنامه فشرده بریز و بشین سر درسات و با تک تک تستایی که میزنی قدم هاتو روی سنگفرش های دانشگاه تهران بساز.
      موفق باشی آبجی گلم
      دورت بگردم ک اینقدر مهربونی خانم دکتر
      آره آره من همونیم ک ساعت 10 شب امتحانهای نهایی تا 5 دقیقه قبل امتحان کتاب برای اولین بار میخوندم و معدلم بالای 19 شد
      من فقط بمدت ی سال و خورده ای با خودم لج کردم
      ممنونم ازت ممنونم
      فقط میتونم بگم بیصبرانه منتظرم سردر دانشگاه تهران همو ببینیم رفیق
      چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد...
      ویرایش توسط happy_month : 20 اسفند 1400 در ساعت 10:40

    14. Top | #149
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 بهمن 1400
      نوشته ها
      150
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط happy_month نمایش پست ها
      دورت بگردم ک اینقدر مهربونی خانم دکتر
      آره آره من همونیم ک ساعت 10 شب امتحانهای نهایی تا 5 دقیقه قبل امتحان کتاب برای اولین بار میخوندم و معدلم بالای 19 شد
      من فقط بمدت ی سال و خورده ای با خودم لج کردم
      ممنونم ازت ممنونم
      فقط میتونم بگم بیصبرانه منتظرم سردر دانشگاه تهران همو ببینیم رفیق
      ایول بزن بریم بترکونیم.مطمعنم بهترینا درانتظارمونه

    15. Top | #150
      کاربر فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      10 دی 1399
      نوشته ها
      402
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ترنادو نمایش پست ها
      سلااااااااااااااااامممممم مممم تو فوق العاده ای فوق العاده ای فوق العاده دمت گرم دختر دمت گرم ترکوندی که.روز اولت این بود باقی روزات دیه فکر کنم قراره یه کار کنی کنکور استرس بگیره از سال بعد حذف شه.دمت گرم عالی بودی عالی خانم دکتر
      مرسی قشنگم دختر مهربون
      شما که بیشتر من میخوندی از همون اولشم خیلی مونده که به شما برسم من
      خود را به زندگی سپرده ام.
      فقط شروع به تلاش کرده ام.
      همین.

    صفحه 10 از 30 نخستنخست ... 9101120 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 13 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 13 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. ترمیم معدل کنکور 1401
      توسط Khalil1380 در انجمن ترمیم معدل و دیپلم مجدد
      پاسخ: 17
      آخرين نوشته: 16 آبان 1401, 07:38
    2. درخواست لغو محرومیت دانشگاه روزانه 1401
      توسط thanks god در انجمن ثبت نام در کنکور
      پاسخ: 7
      آخرين نوشته: 26 آبان 1400, 16:58
    3. پاسخ: 41
      آخرين نوشته: 05 شهریور 1400, 13:36
    4. بهترین منابع برای کنکور 1401
      توسط pishvaa در انجمن منابع کنکور
      پاسخ: 0
      آخرين نوشته: 03 تیر 1400, 16:43
    5. کلاس های انلاین اساتید مطرح مخصوص کنکوری های 1401
      توسط Mhdyr2001 در انجمن مشاوران و مدرسان و موسسات کنکوری
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: 17 خرداد 1400, 22:49



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن