من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم
من ک سرتاسر خموشم
مست بی اندازه نوشم
از کجا جویم تورا؟
از کجا جویم تورا؟
شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست
ما نگوییم بدو میل به ناحق کنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
ای بی خبر از سوخته و سوختنی
عشق آمدنی بود ن اموختنی..
شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست
مي رود عمر عزيز ما، دريغا چاره چيست
دي برفت و ميرود امروز و فردا، چاره چيست
یاد بگیر برای موفقیت دیگران دست بزنی
به موقعه اش زمان موفقیت تو هم میرسه
در حال حاضر 16 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 16 مهمان)