در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عو عو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
سیف فرغانی
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عو عو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
سیف فرغانی
تا بوده چشم عاشق در راه یار بوده است
بی آنکه وعده باشد در انتظار بوده
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ می کند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست …
مثل آغاز
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود
هر جمله که گفتند غلط بود و ریا بود
گفتند چنینیم و چنانیم دریغا
اینها همه لالایی خواباندن ما بود
....
ایرج میرزا
چمدان بستی و هنگام خداحافظی ات
"دوستت دارم" تلخ تو معما مانده
چندتا عکس و دو خط نامه و یک دفتر شعر
تکه هاییست که از روح تو این جا مانده ...
"تو؛ آفتاب نبودی که بیدریغ بتابی"
فدا سرت، پیش میاد!
همدم خار می شوم ! بی کس و یار می شوم
بر سرِ دار می شوم ، باز مقابلم تویی !
مولانا
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ می کند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست …
مثل آغاز
در هر که تو را دیده ، به حسرت نگرانم
عمری ست که من زنده به جانِ دگرانم
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ می کند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست …
مثل آغاز
تو مرا آزردی ...
که خودم کوچ کنم از شهرت !
تو خیالت راحت ، میروم از قلبت !
میشوم دور ترین خاطره در شب هایت ...
سهراب سپهری
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ می کند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست …
مثل آغاز
شمع را شاهد احوال من و خويش مگردان
خلوتی خواسته ام با تو که تنها بنشينم
ویرایش توسط serenity : 03 آبان 1400 در ساعت 19:54
منم عاشق مرا غم سازگار است
تو معشوقی تو را با غم چه کار است ؟
به پایان فکر نکن
اندیشیدن به پایان هر چیز
شیرینی حضورش را تلخ می کند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست …
مثل آغاز
در حال حاضر 16 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 16 مهمان)