اشک گرم و آه سرد و روی زرد و سوز دل
حاصل عشقند و من این نکته میدانم چو شمع
اشک گرم و آه سرد و روی زرد و سوز دل
حاصل عشقند و من این نکته میدانم چو شمع
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
عشق را از تیغ و خنجر باک نیست
اصل عشق از آب و باد و خاک نیست
در جهان هم صلح و هم پیکار عشق
آب حیوان تیغ جوهر دار عشق
اقبال لاهوری
سلام. امیدوارم حالت خوب باشه.
هر سوالی داشتی میتونی همینجا یا از طریق @mohammad_8_2 توی ابراپلیکیشنبله بپرسی. امیدوارم زودتر نت وصل شه که خلاصی پیدا کنیم از این وضعیت.
مهربانی هم بلد بودی عجب نامهربان
بعد عمری یادت افتاده که یاری داشتی
وقت رفتن بغض کردی خیره ماندی سوی من
شاید از دیوانه ی خود انتظاری داشتی
یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشت
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
در هوای چشم چون مریخ او
ساز ده ای زهره باز آن چنگ را
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی
مهم نیست زندگی منو به کجا میبره... همیشه منو با یه لبخند پیدا میکنی..
یا رب از عشق چه سرمستم و بی خویشم
دست گیریدم تا دست به زلفش نزنم
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
موجی که از دریا گریزان شد کجا میرفت؟
ساحل که دلتنگی دریا را نمیفهمد...
مهم نیست زندگی منو به کجا میبره... همیشه منو با یه لبخند پیدا میکنی..
در دفتر تاریخ نوشتند که هستیم
هستیم ولی دل به که بستیم نبستیم
ان قدر شکستند دل خسته ما را
چشم از همه بستیم و به میخانه نشستیم
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
مایه حسن ندارم که به بازار من آیی
جان فروش سر راهم که خریدار من آیی
مهم نیست زندگی منو به کجا میبره... همیشه منو با یه لبخند پیدا میکنی..
یارشو ای مونس غمخوارگان
چاره کن ای چاره بیچارگان
میگویند شب خطرناک است؛ اما خطرناکتر از شب، آدمهایی هستند که یاد گرفتهاند لبخند بزنند و هیچچیز از درونشان معلوم نباشد. خیابانهای نیمهشب، تنها شاهدِ حقیقت آنهاست.
Leave them wondering.
نوجوان بودی و شعرت همه افاق گرفت
در نود سالگی ات نیز همانی سایه
مهم نیست زندگی منو به کجا میبره... همیشه منو با یه لبخند پیدا میکنی..

هـدهـد گـرفـت رشـتـه صـحـبت به دلکشی
بــازش ســخــن ز زلـف تـو و شـانـه تـو بـود
This is........it
چه مبارک است این غم،که تو در دلم نهادی
به غمت،که هرگز این غم،ندهم به هیچ شادی
ز تو دارم این غمِ خوش، به جهان از این،چه خوشتر؟
تو چه دادی ام که گویم که از آن به ام ندادی؟
ز کدام راه رسیدی،ز کدام در گذشتی؟
که ندیده دیده،ناگه به درون دل فتادی
پ.ن: امضای یکی از بچه ها بود و جالب بود
نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش/نه خیال رفته ها میداد آزارم ...
در حال حاضر 16 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 16 مهمان)