تو سر تا سر این شهر هرجا بری همراتم
سگ و سوتک میدونه
کشته عشوه هاتم
من که همی لاف عشق در سخنم میزنم
وای بر احوال من گر که شوم روسیاه
خدا همیشه انلاینه ... کافیه دلت رو بروز رسانی کنی... اون موقع می بینی ک در تک تک لحظات کنارت بوده و هست و خواهد بود...
آن جاده و غروب قشنگی که داشتیم
حالا نمــاد فاصله در ذهن شاعر است
در ایــن دیار ، آمدن نــو بهـار ِ پوچ
تنها دلیل رفتن مرغ مهاجر است
I KEEP DANCING ON MY OWN
از هر چه دلت بخواهد نوشتم
از كوه
باران
خيابان
شعر ...
از همه چيز
اما هيچكدامشان
لذّتِ نوشتن از چشمانت نشد
حسين شفيع زاده
وقتي ميخندي زندگي زيباست
چشمايِ سردت مثله آسمون
هم رنگِ درياست ...
با تو تكرارِ شوق پروازم
با تو دنيايي از آسمونُ آينه ميسازم ...
من را به غیر عشق به نامی صدا نکن
غم را دوباره وارد این ماجرا نکن
خدا همیشه انلاینه ... کافیه دلت رو بروز رسانی کنی... اون موقع می بینی ک در تک تک لحظات کنارت بوده و هست و خواهد بود...
ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی
ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی
فاضل نظری
ویرایش توسط MOAZIZ : 31 مرداد 1396 در ساعت 12:29
در حال حاضر 14 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 14 مهمان)