X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 474 از 521 نخستنخست ... 374464473474475484 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 7,096 به 7,110 از 7806
    1. Top | #7096
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      دلم برا اون بیخیالی و آهنگ گوش دادن تنگ شد
      ۲۰ سالگی
      ولی دیگه هیچوقت فکر نکنم مث اون موقع بشه ،اشکالی نداره یجور دیگه ولی بازم قشنگ پیش بریم خوبه

    2. Top | #7097
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      07 آذر 1395
      نوشته ها
      5,341
      نمایش مشخصات
      یادمه یه زمان میگفتن درس نخون پول تو بازاره . الان میبینم بازاری تو آزاره . اعتصاب و اعتراض بازاریا که به نوعی همیشه از گرونیها سود میبردن با انبار کردن جنسها هم دیگه در اومده.
      رفتم شلوار بخرم گفتم اغا تخفیف میدید گفت بزار سرجاش فردا بیا میدم . فردا رفتم به قیمت روز قبل بهم گفت گفتم دیروز که همینو گفتی گفت امروز گرون شده واست قیمت دیروز رو حساب کنم تحفیفه. بعدش گفت همین که الان امروز اینو بخری واسه ی فردات تخفیفه

      دوستم طلافروشی داشت . در عرض یه ماه ورشکست شد . الان فراریه . رفته خونه مادربزرگش تو روستا از دست طلب کارا طلارو فروخته بود 8.5 الان شده 16 . دیگه نمیتونه طلا بخره بفروشه . کلی قرض و بدهی ش رو نمیتونه صاف کنه . میگفت اگه این یه ماه مغازه رو میبیتم و هیچ کاری نمیکردم برنده بودم.
      همین
      روزه کربلا خوندم واستون خواستید گریه کنید.
      ابر بارنده به دریا میگفت :
      گر نبارم تو کجا دریایی
      در دلش خنده کنان دریا گفت:
      ابر بارنده تو هم از مایی
      ویرایش توسط _TheOne_ : 16 دی 1404 در ساعت 10:34

    3. Top | #7098
      rz1
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      khejalati
      تاریخ عضویت
      01 مهر 1399
      نوشته ها
      1,015
      نمایش مشخصات
      به دیالوگی ک توی برتا گفته شد و منم واسش نوشتم:
      بوته ای در شیب تپه ای رویید.یک روز یک باد سهمگین آن را شکست و به ان سوی تپه پرتاب کرد.بوته با خود گفت: آن طرف تپه را دیدن ارزش شکستن داشت
      ب این فک میکنم که هرچقد درد داشته باشه راضیم و ادامه میدم.
      شاید امید واهی ای باشه.ولی ارزش داره
      و به این فک میکنم ک ب یکی دوتا ا دوستام اینجا رو نشون بدم ک بیان
      و ب این فک میکنم ک دیروز نتونستم با فاطمه ها و آنا حرف بزنم و این رو مخم رف.دلم واسشون تنگ شده.
      این ک با ۲۳ سال سن هنوز باید ی سری کارای عادی رو حواسم بهش باشه یکم رو مخمه.
      مثلا این که دو سه روز دیگه تولد فرنازه و من...........
      بگذریم
      شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست

    4. Top | #7099
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      28 اردیبهشت 1401
      نوشته ها
      1,130
      نمایش مشخصات
      همه شدن last seen within a week
      امیدوارم month نشه..
      می‌گویند شب خطرناک است؛ اما خطرناک‌تر از شب، آدم‌هایی هستند که یاد گرفته‌اند لبخند بزنند و هیچ‌چیز از درونشان معلوم نباشد. خیابان‌های نیمه‌شب، تنها شاهدِ حقیقت آن‌هاست.

      Leave them wondering.

    5. Top | #7100
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1400
      نوشته ها
      923
      نمایش مشخصات
      حوصله م سر رفته

    6. Top | #7101
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      26 دی 1404
      نوشته ها
      2
      نمایش مشخصات
      دوباره پیداش در خونه رو باز نکن
      دوباره بذار برع نسازی باهاش خاطره
      ....
      هیچی دیگه بریم بمیریم
      به چجوری خودمو بکشم : )
      از مرداب گوه بیام بیرون
      گوه ...
      گوه زده شده به زندگیم
      تموم شدم

    7. Top | #7102
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      26 دی 1400
      نوشته ها
      627
      نمایش مشخصات
      چرا درس نمیخونم ، دیگه کافیه باید خودمو جمع کنم
      قراره ببخشمش یا نه … اصن چی داره بگه
      چرا انقد خسته و بی انرژی شدم
      نتا وصل میشه یا نه
      هووف

    8. Top | #7103
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      26 دی 1400
      نوشته ها
      627
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط selenophile نمایش پست ها
      چرا درس نمیخونم ، دیگه کافیه باید خودمو جمع کنم
      قراره ببخشمش یا نه … اصن چی داره بگه
      چرا انقد خسته و بی انرژی شدم
      نتا وصل میشه یا نه
      هووف
      بخشیدمش
      شاید نباید این کارو میکردم
      شایدم کارم درسته که انقد به ادما فرصت میدم که کاملا ناامیدم کنند
      نمیدونم

    9. Top | #7104
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      28 اردیبهشت 1401
      نوشته ها
      1,130
      نمایش مشخصات
      چرا ما مردم ایران گذشته ای به مراتب بهتر از آینده داریم و حسرت گذشته رو بیشتر می‌خوریم تا آینده! تو تاریخ انسانیت ثبت میشه این زندگی ما
      می‌گویند شب خطرناک است؛ اما خطرناک‌تر از شب، آدم‌هایی هستند که یاد گرفته‌اند لبخند بزنند و هیچ‌چیز از درونشان معلوم نباشد. خیابان‌های نیمه‌شب، تنها شاهدِ حقیقت آن‌هاست.

      Leave them wondering.

    10. Top | #7105
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      26 دی 1400
      نوشته ها
      627
      نمایش مشخصات
      اخرش چی میشه

    11. Top | #7106
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      26 دی 1400
      نوشته ها
      627
      نمایش مشخصات
      اگه هیچوقت تو این سایت نمیومدم اینکه چجوری میشد
      حس میکنم یکی از معدود کسایی ام که اینجا منو جلو نبرد هیچ
      صد پله اورد عقب

    12. Top | #7107
      rz1
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      khejalati
      تاریخ عضویت
      01 مهر 1399
      نوشته ها
      1,015
      نمایش مشخصات
      ب رعد و برقی ک الان زد
      ب هوای گرفته هنگام کوچ کردن من
      ب دل گرفته خودم
      ب این ک وسط داخلی باید امتحان زنان بدم و اگر تلگرام درست نشه رحمانی میندازه مرا
      ب این ک دلم شور میزنه
      ب این ک قبل از این ک برگردم بوشهر باید ۵۰ صفحه اخر کتابم تموم کنم و تحویل بدم ب صاحابش..کتاب من بود ولی صاحاب پیدا کرد

      ب این ک معنی خیلی چیزا تغییر میکنه. بقول گفتنی تو جایی ک گریه کردی قبلا، میخندی.
      ولی وقتی ک میخندی،یادت میوفته ب این ک ی روز اینجا گریه کردی

      ب اهنگ میخوام ببخشم خودمو از روزبه
      ب این ک امروز تولد فرنازه و من میدونم چقد دور شدم
      از همشون
      از همه آدمایی ک ی زمان واسم عزیز بودن
      ساغر ، فرناز،سعیده و ...
      نمیدونم دردم چیه
      ولی واقعا از خودم میترسم

      ادیت:
      گل نرگس اوردن برام ...
      من الان خوب گشتم
      شاه نشین ِ چشم ِ من ، تکیه گَه ِ خیال ِ توست
      ویرایش توسط rz1 : 29 دی 1404 در ساعت 11:06 دلیل: گل نرگس آوردن خو باید مینوشتمش

    13. Top | #7108
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      28 اردیبهشت 1401
      نوشته ها
      1,130
      نمایش مشخصات
      به اینکه این مدت چقد تغییر کردم و دارم به چیزی تبدیل میشم که متنفر بودم ازش ولی اقتضای جامعه و جوی که داخلشم همینه
      می‌گویند شب خطرناک است؛ اما خطرناک‌تر از شب، آدم‌هایی هستند که یاد گرفته‌اند لبخند بزنند و هیچ‌چیز از درونشان معلوم نباشد. خیابان‌های نیمه‌شب، تنها شاهدِ حقیقت آن‌هاست.

      Leave them wondering.

    14. Top | #7109
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      09 خرداد 1403
      نوشته ها
      393
      نمایش مشخصات
      به این که زندگی چقدر عجیبه و چقدر ذهن آدما می‌تونه گول‌زننده باشه
      این که حقیقت رو نادیده بگیری و بخوای چیز دیگه‌ای رو به خودت بقبولونی، اشتباه‌ترین کاریه که می‌تونی در حق خودت بکنی
      چون بالاخره یه جایی اون حقیقت گیرت می‌اندازه و یقه‌ت رو می‌چسبه

      فقط کاش دیر نشده باشه

    15. Top | #7110
      کاربر اخراجی

      تاریخ عضویت
      26 دی 1404
      نوشته ها
      2
      نمایش مشخصات
      به اینکه به آذم ها چیزهایی که آزارتون میده رو نگید
      نگید چون برای کسی جز خودتون مهم نیست چی می‌کشید
      حتی عزیزترینتون : )

    صفحه 474 از 521 نخستنخست ... 374464473474475484 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 168 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 168 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. نهایی خرداد، شهریور یا دی؟ کدوم رو پیشنهاد میدی؟
      توسط M.M.B در انجمن امتحانات سال یازدهم
      پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1402, 07:08
    2. ریاضی یا تجربی؟
      توسط khParya در انجمن تغییر رشته تحصیلی
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1395, 20:50
    3. ادبیات موضوعی یا کتابهای مبحثی؟
      توسط fantom در انجمن زبان و ادبیات فارسی
      پاسخ: 15
      آخرين نوشته: 13 دی 1394, 22:35



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن