به اینکه دیگه واقعا الان باید برم اتاقمو تا قبل از اومدن مامانم مرتب کنم وگرنه قراره برخورد ناخوشایندی بشه باهام![]()
به اینکه دیگه واقعا الان باید برم اتاقمو تا قبل از اومدن مامانم مرتب کنم وگرنه قراره برخورد ناخوشایندی بشه باهام![]()
هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
به اینکه خدا یه زمانی خیلی اتفاقی یکی رو سر راه من گذاشت و شده همه چیز و فکر و ذکرم و الان در حال حاضر که تو بیمارستانه و وضعش وخیم هست خدا دوباره بهم برگردونه
اون اوایل اصلا فکرشم نمیکردم یه روزی برسه که بشه همه زندگیم و بدون اون نتونم زندگی کنم خدایا خودت کمک کن
یاد بگیر برای موفقیت دیگران دست بزنی
به موقعه اش زمان موفقیت تو هم میرسه
به سوالی که از دوستام راجب به من پرسیدن
مائده در نگاه اول چگونه بود از نظرتون؟
سرد
خشک
مننننن؟
آه ای جان
آخر تا کی سرگردان...
من داشتم طبق معمول به عشقم فکر میکردم
البته بهتره بگم عشق ممنوعه í ½í²” که فقط تو ذهنم دارمش í ½íº¶í ¼í¿»♀️
به رفیقی که توی بیمارستان داره واس زنده بودن میجنگه ...
به اینکه چرا مثل قبلنا نمیتونم متوسل ب دعا شم ...
مطمئنی نمیتونی؟
یا نمیخوای؟
نمیدونم!
به یکسال و چهار ماهی فکر میکنم که باهاش قهرم و وانمود میکنم دیگه چیزی ازش نمیخوام!
ولی ب خودم که نمیتونم دروغ بگم
هنوووزم تهه دلم بهش امید دارم همیشه
پس بخاطر اون یه ذره امید حالشو خوب کن ..
میدونم ازم دلخوری
میدونم بد کردم
ولی یادته اون قبلنا ب بخشندگیت قَسمت میدادم؟
دلخوریامون باشه واس بعد!
الانم قَسمت میدم هواشو داشته باش
گناه داره
بسه هرچی عذاب کشیده
اصلا بخاطر من نه
بخاطر خودش کمکش کن
دمت گرم!
بودِ ما محض نمودست؛
سرابیم ســـراب ..
در حال حاضر 22 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 22 مهمان)