خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
اومدم یه تاپیک دیگه بدم بالا
سیستم پوکید تاپیک به ف ن ا رفت
هعیییییی بی خیالش
این هفته که گذشت بیشتر برام حکم تایم استراحت و ریکاوری داشت
گفتم یکم داخل انجمن هم فعال تر بشم
چندوقت پیش قول تاپیک انتخاب رشته رو داده بودم که خوب یا بد اون رو هم قرارش دادم (فقط وقت نشد کامل ترش کنم ایشالا بعدا..)
از فردا برنامه ها و کارام جدی شروع میشه باید درست حسابی بچسبم به برنامه ام...
خب دیگه از شر زیرو راحت شدید دیه مثل الان پرکار و فعال نیسم میرم تو سایه
هستم ولی درسایه
هعییی
عااا
یاد یکی از بچه ها که ناخوشه افتادم الان ، بریم یه حال احوال پرسی ای کنیم
عمه های من تو زمینه درس و کنکور و بجایی رسیدن ، اذیت میکنن و آمار میگیرن.
تو زمینه های دیگه خوبن. راضیم ازشون.ولی خب اگه تو اولین مهمونی بعد کنکور ، نه تنها یه دفعه از خودم بلکه بعدش از مامان و بابام درباره ی چطور دادن کنکور نمیپرسیدن، ازشون راضی تررررر هم میشدم. حیف که خودشون نذاشتن![]()
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
خود را به زندگی سپرده ام.
فقط شروع به تلاش کرده ام.
همین.
خود را به زندگی سپرده ام.
فقط شروع به تلاش کرده ام.
همین.
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
خود را به زندگی سپرده ام.
فقط شروع به تلاش کرده ام.
همین.
خود را به زندگی سپرده ام.
فقط شروع به تلاش کرده ام.
همین.
چقد مسخره
چند سال سگی از همه چی بگذری ..
نمونه ساده ش دو و پیاده روی صبح و کوه ، ولی الآنم نتونی بعدا هم نتونی.
ما نبینیم کسی را که نبیند ما را
مرده دانیم کسی را که نبیند ما را
ینیااا هر وقت این تاپیکو میبینم بدووون استثنا یاد این اهنگ تتلو میوفتم که میگه دارم به این فکر میکنممم چرا ساعت 7 نمیشه![]()
هر جای انجمن که میری یکی با زیر شلواری و قلیون نشسته داره میگه هعی دونیاااااا
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
در حال حاضر 17 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 17 مهمان)