X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 366 از 521 نخستنخست ... 266356365366367376466 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 5,476 به 5,490 از 7806
    1. Top | #5476
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      22 آذر 1401
      نوشته ها
      928
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Eve نمایش پست ها


      تورو چرا دعوت نکردن؟ رسمی چیزی دارین که باید دونه دونه دعوت شین؟
      مال ما به بزرگ خانواده زنگ میزنن، میگن پاشین بیاین، بعدش هممون پا میشیم میریم

      خیالت راحت
      من همتونو دعوت میکنم
      نه رسم اینطور مضخرفی نداریم ولی همسایه مونه / کارت ورودی که داده 4 تاست و اولش فکر کردیم مجلس برا اقایون نیست ولی اسم بابام رو نوشته بودن با بانو ( مامانم) و خب برا من ندادن

      مال ما عروسی فامیل باشه هم کارت میدن زنگ نمیزنن ولی 2 تا 3تا اضافه میدن
      و اینکه اگه عروسی باشه ما نمیریم ما حمله میکنیم
      یاد عروسی دختر عمه ام افتادم / بزرگترا رفته بودن ما نوه ها که میشیم 45 تا با نتیجه ها 6 تا گفتیم برا اینکه فان بشه دو تا اتوبوس اجاره کردیم /// هیچی دیگه فقط همون دختر عمه ام خوشبخت تر شده

    2. Top | #5477
      Eve
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      10 آذر 1395
      نوشته ها
      2,148
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Zahra.xx نمایش پست ها


      نه رسم اینطور مضخرفی نداریم ولی همسایه مونه / کارت ورودی که داده 4 تاست و اولش فکر کردیم مجلس برا اقایون نیست ولی اسم بابام رو نوشته بودن با بانو ( مامانم) و خب برا من ندادن

      مال ما عروسی فامیل باشه هم کارت میدن زنگ نمیزنن ولی 2 تا 3تا اضافه میدن
      و اینکه اگه عروسی باشه ما نمیریم ما حمله میکنیم
      یاد عروسی دختر عمه ام افتادم / بزرگترا رفته بودن ما نوه ها که میشیم 45 تا با نتیجه ها 6 تا گفتیم برا اینکه فان بشه دو تا اتوبوس اجاره کردیم /// هیچی دیگه فقط همون دختر عمه ام خوشبخت تر شده
      حالا به دل نگیر، احتمالا سرشون شلوغ بوده یادشون رفته

      مال ما هم زنگ میزنن هم کارت میدن، ولی کارت بیشتر واسه غریبه‌هاس
      فامیل درجه یک رو از یه ماه قبلش خبر میدن
      "خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
      روی پاهای تو خوابم برده…"

    3. Top | #5478
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      21 فروردین 1401
      نوشته ها
      339
      نمایش مشخصات
      این دفعه‌م برام ماشین درنیاد شهرو بهم میریزم

      هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
      آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
      هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
      رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

    4. Top | #5479
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      27 بهمن 1392
      نوشته ها
      1,359
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Eve نمایش پست ها


      خو الان دیگه همینطوریه
      اول میرن تو رابطه، اگه جور بودن بعد خانواده‌هارو در جریان میذارن

      مرسی❤
      ایشالا خوشبختی هممون
      درستشم همینه دیگه! پس اول ازدواج کنن بچه دار شن بعد همدیگرو بشناسن؟


    5. Top | #5480
      Eve
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      10 آذر 1395
      نوشته ها
      2,148
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط NaKayama نمایش پست ها
      درستشم همینه دیگه! پس اول ازدواج کنن بچه دار شن بعد همدیگرو بشناسن؟
      "خواب دیدم تو یه دشت از نعنا،
      روی پاهای تو خوابم برده…"

    6. Top | #5481
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      21 فروردین 1399
      نوشته ها
      1,013
      نمایش مشخصات
      گاهی دلم تنگ میشه واسه زمانایی که دورم شلوغ بود
      اما ارامش الانمو ترجیح میدم به بودن یه سری اشغال دورم .
      اشغال که میگم واقعا اشغال واااقعا .
      وقتی فکر میکنم بش میگم من چه سمی بودم که همچین ادمایی رو تو زندگیم راه دادم.
      من که مودم زمین تا اسمون فرق میکرد !
      تو دانشگاه خیلی مراقب خودتون باشید خیلی ... یکم دیر بجنبید یهو دیدین انقد عوض شدین که خودتونو نمیشناسید!
      نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش/نه خیال رفته ها میداد آزارم ...

    7. Top | #5482
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      22 آذر 1401
      نوشته ها
      928
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط NaKayama نمایش پست ها
      درستشم همینه دیگه! پس اول ازدواج کنن بچه دار شن بعد همدیگرو بشناسن؟

      اصولی ترش اینه که اول بچه دار میشن بعد ازدواج میکنن بعد همو میشناسن


      دارم به زندگی مرلین مونرو می اندیشم

    8. Top | #5483
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      22 آبان 1401
      نوشته ها
      97
      نمایش مشخصات
      ساعت ۱:۲۵ شب و دارم به این فکر می کنم همسایه طبقه بالایی چرا باید الان دریل کاری کنه ؟ اصلا چیو داره سوراخ می کنه که اینقدر هربار طول می کشه ؟!
      به قول شاعر : هربار این در و محکم نزن نرو.... ( ربطی نداشت به نظرم !)
      .
      .
      .
      آخه آدم حسابی! به فکر مغز ملت نیستی به فکر دریل بینوا باش...سوخت داغون شد ( حیف اینجا عضو نیست بخونه حرفامو و متحول بشه یهو )

      هشتگ خانه تکانی با اعمال شاقه واسه همسایگان
      حرف بزن حرف بزن سال هاست
      تشنه ی یک صحبت طولانی ام....

    9. Top | #5484
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      18 آذر 1401
      نوشته ها
      497
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Alireza2510 نمایش پست ها
      ساعت ۱:۲۵ شب و دارم به این فکر می کنم همسایه طبقه بالایی چرا باید الان دریل کاری کنه ؟ اصلا چیو داره سوراخ می کنه که اینقدر هربار طول می کشه ؟!

      هشتگ خانه تکانی با اعمال شاقه واسه همسایگان

      به اینکه
      چرا ساعت 1:56 شب دارم به همسایه علیرضا میخندم؟ در حالی که نباید بخندم؟هوم؟
      بیخیال میخوام راحت باشم
      روز هاتون با لبخند

    10. Top | #5485
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      21 فروردین 1401
      نوشته ها
      339
      نمایش مشخصات
      به اینکه باز داره بهار میشه و آلرژیم داره پررنگ تر میشه
      چن روزه با دماغ قرمز از خواب بیدار میشم و طول روز زنجیره های عطسه های ۱۰/۱۵ تایی پدرمو درمیاره
      اوس کریم قربونت برم چرا باید اونی که عاشق گل و گیاه و طبیعته به درخت و چمن حساسیت داشته باشه آخه؟
      طول رور آنتی هیستامینم که میخورم بیهوش میشم
      کلیم درس دارم
      هعی خِدا
      جمع کنیم بریم استراحت بسه
      هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر
      آرام تر از آهو بی باک تر از شیرم
      هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
      رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر

    11. Top | #5486
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      23 آبان 1400
      نوشته ها
      334
      نمایش مشخصات
      به اینکه آیا به فازی بگم تاپیک صندلی داغ منو شروع کنه یا نه ؟

      دلم هیجان خواس یکم خو
      به هوش باش دلی را به سهو نَخْراشی

      به ناخنی که توانی گره گشایی کرد...🌿: )

    12. Top | #5487
      همکار سابق انجمن
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      تاریخ عضویت
      17 بهمن 1398
      نوشته ها
      3,878
      نمایش مشخصات
      زندگی خیلی وقتا درک پیچیدگی چیزای ساده ست...

      باید پیچیدگی و ظرافت چیزای ساده رو خوب درک کنی...
      اگه طرف مقابل من ، دوست من ، کسی که برام عزیز و مهمه
      غم داره ، تلخی داره توی زندگیش ...

      اینکه من بیام زورش کنم یا یجور حالت بازپرس گونه یا حالت برتری و... هی بخوام ازش که بگه از ناراحتیش از تلخیش بگه تعریف کنه حرف بزنه...
      خیلی وقتا نتیجه عکس میده و نه اون شخص حرفی میزنه و نه حس و حال بهتری پیدا میکنه...

      حس میکنم باید
      هم نشون بدی غیرمستقیم که نسبت به حالش و تلخیش بی اعتنا نیستی و هم مجبورش نکنی که حرف بزنه
      بلکه کنارش باشی انقدر صبر کنی و حس امنیت و اعتماد و آرامش بسازی
      تا طرف خودش راحت حرفاش رو با احساس امنیت و آرامش بزنه ، دردودل کنه بدون نگرانی ... توام باشی بشنویش با توجه به شخصیتش و موقعیتش حالش رو بهتر کنی یا گاهی حتی اصلا کاری نکنی و فقط باشی کنارش گرمای وجودت رو بهش بدی تا قلبش و روحش بابت این تلخی و سختی یخ نزنه...

      زندگی درک پیچیدگی های ساده ست...

    13. Top | #5488
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      03 مرداد 1401
      نوشته ها
      70
      نمایش مشخصات
      به این فکر میکنم که احتمالا اصالتا شیرازیم
      چقدر خستمه این روزا

    14. Top | #5489
      کاربر باسابقه

      Sarkhosh
      تاریخ عضویت
      28 مهر 1401
      نوشته ها
      580
      نمایش مشخصات
      لحظه ای برای توقف
      لحظه ای برای سکوت
      لحظه ای برای نداستن دانسته ها
      لحظه ای برای نداشتن ارزوها
      لحظه ای برای خالی از درد بودن
      لحظه ای برای پر از خالی بودن
      لحظه ای برای قدم زدن در دشت های ارامش
      لحظه ای برای فریاد از سر سازش
      سازش با اسب سرکش هدف ها، رویاها، ارزوها
      سازش با مغزهایی که میدانند که نمیدانند اما باید بگویند که میدانند
      سازش با پوچ بودن تخمه هایی که با ذوق شکاندی
      سازش با تنها خودکار زندگیت که نمینویسد
      شاید سرنوشتت یک روان نویس باشد
      شاید این اسب سرکش میخواهد به تو هشدار بدهد که خطری در کمین است، فرار کن!
      سازش را دوست داشته باش
      برای لحظه ای که با سازش بسازی و بتازی و برقصی بجنگ

    15. Top | #5490
      کاربر انجمن

      divoone-shodam
      تاریخ عضویت
      17 اسفند 1401
      نوشته ها
      22
      نمایش مشخصات
      به اینکه ملت این ساعت از خواب بیدار میشن من تازه دارم میرم بخوابم.ولی عاشق این آرامش دم صبحم.وقتی هوا کم کم داره روشن میشه.اگه وقتشو داشتم هرروز همین ساعت میرفتم پیاده روی یا دوچرخه سواری.
      ویرایش توسط Magenta : 20 اسفند 1401 در ساعت 05:45

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 128 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 128 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. نهایی خرداد، شهریور یا دی؟ کدوم رو پیشنهاد میدی؟
      توسط M.M.B در انجمن امتحانات سال یازدهم
      پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1402, 07:08
    2. ریاضی یا تجربی؟
      توسط khParya در انجمن تغییر رشته تحصیلی
      پاسخ: 5
      آخرين نوشته: 18 فروردین 1395, 20:50
    3. ادبیات موضوعی یا کتابهای مبحثی؟
      توسط fantom در انجمن زبان و ادبیات فارسی
      پاسخ: 15
      آخرين نوشته: 13 دی 1394, 22:35



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن