X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 3 از 4 نخستنخست ... 234 آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 31 به 45 از 46
    1. Top | #31
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      18 خرداد 1394
      نوشته ها
      598
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط amir.hav نمایش پست ها
      من خیلی می ترسم

      بار اول شاید
      اما بعدش عادت میکنی!!

      حتی دبیرا و ناظم و...هم به فرار تو عادت میکنن!

    2. Top | #32
      کاربر باسابقه

      Romantic
      تاریخ عضویت
      24 بهمن 1392
      نوشته ها
      1,244
      نمایش مشخصات
      یعنی قشنگ دوران تینِیجر بودمون رو کشتن در دبیرستان -_-

      من خاطرات خیلی خوبی دارم ولی واقعا افسوس میخورم که میتونستیم این دوران رو واسه بچه ها جذاب تر ارائه بدیم

      #اجیرستان

      هرروزی که بهترازروزهای قبلت باشه،تکه ای ازپازل رویاهای توست که سرجاش قرار میگیره، سعی کن هرروز بهترازروزقبل باشی تاپازل رویاهات روهرچه سریعتر کامل کنی

      Sina
      CEO of Iramrich

      by the way here's my channel : @MrRich


    3. Top | #33
      کاربر نیمه فعال

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      29 خرداد 1394
      نوشته ها
      232
      نمایش مشخصات
      خیلی خیلی خوشحالم..مطمئنم یه روزی دلم برای همه بچه ها تنگ میشه...بالاخره روزای خوب داشت بد هم داشت...ولی گذشت..درکل خوشحالم..بخصوص اینکه دیگ سرصف نمیرم...گرچه من اصلا به صف نمیرسیدم و صبحا همش ترس از دادوفریاد مدیر داشتم..................
      <br>

    4. Top | #34
      fzh
      کاربر انجمن

      Na-Omid
      تاریخ عضویت
      12 آذر 1394
      نوشته ها
      13
      نمایش مشخصات
      منم خیلی خوشحالم واقعا هم اینکه بعضی از بچه ها رو نمی بینم و هم دبیران با سواد و خوش اخلاق مدرسمونو .

    5. Top | #35
      کاربر انجمن

      AkhmooAsabani
      تاریخ عضویت
      26 بهمن 1394
      نوشته ها
      42
      نمایش مشخصات
      دلم برای تقلبام تنگ میشه.......

    6. Top | #36
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      03 تیر 1394
      نوشته ها
      528
      نمایش مشخصات
      دیگه با همه خوب و بدیش تموم شد

    7. Top | #37
      کاربر انجمن

      AkhmooAsabani
      تاریخ عضویت
      26 بهمن 1394
      نوشته ها
      42
      نمایش مشخصات
      من سر بربری خوردن 5 بار تعهد دادم که ازمدرسه بدون اجازه خارج نشم؛از پنجره ی مستراح فرار کردم؛نصف زنگای ریاضی رو توی نمازخانه خوابیدم
      یادش بخیر.......
      صف وایسادن نشونه ی اسکلی بود
      عضو گروه سرود بودن و امثالهم هم نشونه ی اسکلی بود
      هر چی بی-ش-عور تر بودیم محبوب تر بودیم
      آوردن گوشی به مدرسه ممنوع بود ولی معلمامون از هات اسپات گوشیای ما استفاده می کردن
      کلا باغ وحشی بود که توش روزی 8 ساعت اسیر بودیم
      ویرایش توسط hosein.23 : 13 خرداد 1395 در ساعت 18:11

    8. Top | #38
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      31 فروردین 1394
      نوشته ها
      687
      نمایش مشخصات
      من یه سالم مونده
      ولی بزارین از دوران دبیرستانم بگم بهتون
      با معلما و ناظما و مدیر رابطه خوبی دارم!
      حتی میرم اتاق مدیر و پشت میزش میشینم!
      عامل اصلی فتنه های مدرسه بنده هستم
      معمولا امتحانا رو با پاچه خواریای حرفه ای لغو می کردم
      تو کلاس با معلما +18 حرف میزنم
      یه بار به معلم تاریخ گفتم عاغا الکسیس رو میشناسی!؟
      گفت همون مو طلاییه!؟
      گفتم نه عاغا منظورم الکسیس سانچز بازیکن آرسناله؛فکرت خرابه هاا
      کلاس رف رو هوا
      معلمه هم قشنــــگ ضایع شده بود
      از مدرسه فرار نمی کردم؛با خونسردی تمام از در بیرون میرفتم
      زود تر از ساعت 8 نمیومدم
      تعداد غیبتام بیشتر از 15 تا بود
      با بیشتر بچه ها به جز خرخونا و گ.شادا(با عرض معذرت!)صمیمی هستم
      هر وقت معلم بیرونم می کرد اونقدر لفتش میدادم که می گفت بیا بشین
      سر کلاس با بکس فقط میخندیدیم
      اما
      از همه معلمام به جز معلم زیستم نفرت دارم
      از ساعت 7 صبح بیدار شدن نفرت دارم
      از این که نتونی درست رو بخونی و از شانست معلم فقط از تو بپرسه نفرت دارم
      از این که هیچ وقت نتونستن ما رو درک کنن نفرت دارم
      از اینکه تو کلاس بین دوستات ضایعت می کنن نفرت دارم

    9. Top | #39
      کاربر نیمه فعال

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      29 خرداد 1394
      نوشته ها
      232
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط fzh نمایش پست ها
      منم خیلی خوشحالم واقعا هم اینکه بعضی از بچه ها رو نمی بینم و هم دبیران با سواد و خوش اخلاق مدرسمونو .
      اره واقعا حیف....دبیرای سرشار از سواد و علممو نو...واقعا حیف شددددددددددد
      <br>

    10. Top | #40
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      18 بهمن 1394
      نوشته ها
      225
      نمایش مشخصات
      من که هیچ وقت از مدرسه بدم نیومده چون هیچ وقت به معنی واقعی کلمه دانش آموز نبودم
      با معاون مدرسه مون الان 3 ساله که دوستم و هفته ای چندبار میریم بیرون دوسه نفر دیگه هم هستن تو گروه
      مدیر مدرسه که رو حرفم حرف نمیزد باهاش بعضی روزا تودفتر چایی میخوردم
      امسال راحت 10 نفر روکه داشتن اخراج میشدن من نگه داشتم
      هیچ وقت اسنرس درس نداشتم چون کاری نمیتونستن بکنن باهام
      یه بار به یکی رشوه دادم از حراست اموزش پرورش اومدن مدیر باهاشون حرف زد
      کلا پادشاهی بودم ولی الان همش نابود شده
      هرچی شلوغی و بی نظمی توکلاس بود تقصیر من بود معلما چیزی نمیگفتن مینداختم گردن یه بدبخت


    11. Top | #41
      fzh
      کاربر انجمن

      Na-Omid
      تاریخ عضویت
      12 آذر 1394
      نوشته ها
      13
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ASALI99 نمایش پست ها
      اره واقعا حیف....دبیرای سرشار از سواد و علممو نو...واقعا حیف شددددددددددد
      به خصوص معلم زیست و ریاضی

    12. Top | #42
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      02 آبان 1394
      نوشته ها
      686
      نمایش مشخصات
      نام: 840312_133.jpg نمایش: 41 اندازه: 94.9 کیلو بایت


      هیچ چیز غیرممکن (impossible) نیست، خود کلمه هم دارد می گوید: "من ممکن ام" (I’m possible!)
      (آدری هپبورن)


    13. Top | #43
      کاربر باسابقه

      bache-mosbat
      تاریخ عضویت
      23 فروردین 1395
      نوشته ها
      650
      نمایش مشخصات
      الان اولشه خوشحالید
      بذارین 1 سال بگذره
      من دلم برای دوستان تنگ شده
      دم همه ی بچه های 4R گرم

    14. Top | #44
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      01 آذر 1392
      نوشته ها
      592
      نمایش مشخصات
      برا من که خیلی خوب بود خیلی گذشت...


      این شبیه معلم فیزیک ماست بعد اینکه برگه های امتحانی تصحیح می کرد میومد سر کلاس!





      A SONG OF ICE AND FIRE
      ویرایش توسط namkarbary : 19 خرداد 1395 در ساعت 00:04

    15. Top | #45
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      19 دی 1392
      نوشته ها
      1,119
      نمایش مشخصات
      @اگه ازدوستام جداشم
      ولی چون خلاص شدم خوشحالم

      جانم از آتشفشان ها گذر مي کند
      با خويشتن در جنگم
      از خود عبور مي کنم
      تو آن سوي من ايستاده اي
      و لبخند مي زني
      و لبخند تو آن قدر بها دارد
      که به خاطرش از آتش بگذرم
      من طلا خواهم شد
      مي دانم .


    صفحه 3 از 4 نخستنخست ... 234 آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 2 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن