خب اما در مورد مطرح کردن شبهه شهادت صدیقه طاهره حضرت زهرا سلام الله علیها ؛
شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعيتى است كه منابع حديثى و تاريخ شيعه و سنّى بر آن گواه است.
برخى به علت عدم آشنائى با حديث و تاريخ ، در اين واقعيت ترديد نمودهاند. از اين رو گوشهاى از شواهد اين مصيبت بزرگ را تنها از منابع
صحیح و معتبر اهلسنّت تقديم پويندگان حق و حقيقت مىنمائيم.
قال رسول اللَّه (ص): «... فتكون اوّل من يلحقنى من اهل بيتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».
ترجمه :
(فاطمه) اولين كسى از اهلبيتم مىباشد كه به من ملحق مىگردد، پس بر من وارد مىشود، محزون، مكروب، مغموم،
مقتول ...
سند صحیح و معتبر : فرائد السمطين ج 2، ص 34
قال ابن عباس: « إنّ الرّزيّة كُلَّ الرّزية، ما حال بين رسولاللَّه (ص) و بين كتابه. »
ترجمه : مصيبت تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص) و نوشتارش حائل گرديدند.
سند صحیح و معتبر : صحيح بخارى ، ج 1، 120
«عن ابن عباس قال: لمّا اشتدّ بالنّبيّ (صلى الله عليه و سلم) وجعه، قال: ائتونى بكتاب اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده، قال عمر: انّ النّبيّ (صلى الله عليه و سلم) غلبه الوجع وعندنا كتاب اللَّه حسبنا، فاختلفوا وكثر الغلط، قال: قوموا عنّي ولاينبغي عندي التنازع، فخرج ابن عباس يقول: انّ الرزيّة كلّ الرزيّة ماحال بين رسول اللَّه (صلى الله عليه و سلم) وبين كتابه.»
چون بيمارى رسول خدا (ص) شديد گرديد، فرمود: چيزى بياوريد تا بر آن براى شما نوشتهاى بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد.
عمر بن خطاب گفت: بر پيامبر (ص) بيمارى چيره گرديده ، كتاب خدا در دست ماست ما را بس است ، پس اختلاف كردند وجنجال بالا گرفت.
پيامبر (ص) فرمود: از نزد من بر خيزيد درگيرى در حضور من سزاوار نيست.
پس ابن عباس بيرون رفت ومى گفت: مصيبت، تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص) و نوشتارش حائل گرديدند.
اسناد صحیح و معتبر :
صحيح بخارى، ج 1، ص 120، كتاب العلم، باب 82 كتابة العلم، حديث 112. و ج 3، ص 318، كتاب المغازى، باب 199 مرض النّبيّ (ص) و وفاته، حديث 872. و ج 4، ص 225، كتاب المرض و الطب، باب 357 قول المريض قوموا عنّى، حديث 574. و ص774، كتاب الاعتصام، باب 1191 كراهية الخلاف، حديث 2169.
اسناد شهادت صدیقه طاهره ؛
خانه انبياء احترام ويژهاى دارد كه كسى حق ورود بدون اجازه ندارد ؛
« يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ. »( سوره مبارکه الأحزاب ، آیه شریفه 53 )
ترجمه : اى افرادى كه ايمان آوردهايد! در خانه هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما اجازه داده شود.
شكى نيست كه خانه حضرت صديقه طاهره خانه پيغمبر محسوب میشود همانطورى كه در تفاسير متعدد اهل سنت
ذيل آيه شريفه:
« فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُو يُسَبِّحُ لَهُو فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ. » ( سوره مبارکه نور ، آیه شریف 36 )
ترجمه : در خانه هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود. در آن [خانه] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش میكنند.
سيوطى و ديگران از قول ابوبكر از نبى مكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كردهاند ؛
كه خانه علي و زهرا عليهما السلام از با فضيلت ترين خانههاى انبياء محسوب می شود
« وأخرج ابن مردويه عن أنس بن مالك وبريدة قال: قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية في بيوت أذن الله أن ترفع
فقام اليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله قال: بيوت الأنبياء. فقام اليه أبو بكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها ـ
البيت علي و فاطمة ـ قال: نعم من أفاضلها. »
رسول خدا (صلی الله علیه وآله) اين آيه را تلاوت فرمود، شخصى پرسيد: اين كدام خانه ها است؟ فرمود: خانه هاى پيامبران. ابوبكر پرسيد: آيا خانه علي و فاطمه هم از همان خانه ها است؟ فرمود: بلي، از برترين آن است.
اسناد صحیح و معتبر :
السيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين (متوفاي911هـ)، الدر المنثور، ج 6، ص 203، ناشر: دار الفكر - بيروت –
1993 م؛
الثعلبي النيسابوري أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاي427هـ) الكشف والبيان، (متوفاي 427 هـ - 1035م)، ج 7، ص 107، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛
الثعالبي، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفاي875هـ)، الجواهر الحسان في تفسير القرآن، ج 7، ص 107، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات – بيروت.
الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 18، ص 174، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
پیش بینی پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها ؛
یكى از دليلهاى شيعيان براى اثبات مصيبتهاى وارده بر حضرت زهرا سلام الله عليها و شهادت آن بانوى گرامي ، روايتى است كه ، صدر الدين ، ابوالمجامع جوينى در كتاب معتبر فرائد السمطين آورده است.
وى در اين كتاب مىنويسد:
روزى پيامبر صلى الله عليه وآله نشسته بود ، حسن بن علي عليهما السلام وارد شد ، ديدگان پيامبر كه بر حسن افتاد ، اشك آلود شد ، سپس حسين بن علي بر آن حضرت وارد شد ، مجدداً پيامبر گريست.
در پى آن دو ، فاطمه و علي عليهما السلام بر پيامبر وارد شدند ، اشك پيامبر با ديدن آن دو نيز جارى شد ، از پيامبر علت گريه بر فاطمه را پرسيدند ، فرمود:
« وَأِنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَقَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتِهَا وَانْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَغُصِبَتْ حَقُّهَا وَمُنِعَتْ إِرْثُهَا وَكُسِرَ جَنْبُهَا [وَكُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَأُسْقِطَتْ جَنِينُهَا وَهِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابْ وَتَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثْ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُني مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقَدَّمَ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة. فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَعَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَخَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين. «
سند صحیح و معتبر :
الجويني، ابراهيم بن محمد بن مؤيد (متوفاي 722هـ)، فرائد السمطين، ج2، ص 34 و 35، ناشر: مؤسسة المحمودي ـ بيروت، 1400هـ.
زمانى كه فاطمه را ديدم، به ياد صحنهاى افتادم كه پس از من براى او رخ خواهد داد ، گويا مىبينم ذلت وارد خانه او شده ، حرمتش پايمال گشته ، حقش غصب شده ، از ارث خود ممنوع گشته ، پهلوى او شكسته شده و فرزندى را كه در رحم دارد سقط شده ؛ در حالى كه پيوسته فرياد مىزند : وا محمداه! ؛ ولى كسى به او پاسخ نمىدهد ، کمک مىخواهد؛ اما كسى به فريادش نمىرسد.
او اول كسى است از خاندانم كه به من ملحق مىشود؛ و در حالى بر من وارد مىشود كه محزون، نالان، غمگين، حقش غصب و شهيد شده است.
در آن حال عرض مىكنم: خدايا لعنت كن هر كه به او ستم كرده، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا اين كه فرزندش را سقط كرد، و ملائكه آمين گويند.
هجوم به خانه وحی در چهار مرحله صورت گرفته است ؛
1ـ تهدید ؛
2ـ تهدید همراه فتیله آتش زا ؛
3ـ تهدید و آتش کشیدن خانه وحی ؛
4ـ شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها ؛
1ـ تهدید ؛
طبری گوید:
« حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا جَرِيرٌ، عَنْ مُغِيرَةَ، عَنْ زِيَادِ بْنِ كُلَيْبٍ، قَالَ: أَتَى عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ مَنْزِلَ عَلِيٍّ وَفِيهِ طَلْحَةُ وَالزُّبَيْرُ وَرِجَالٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ، فَقَالَ: وَاللَّهِ لأَحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ أَوْ لَتَخْرُجُنَّ إِلَى الْبَيْعَةِ فَخَرَجَ عَلَيْهِ الزُّبَيْرُ مصلتا بالسيف، فَعَثَرَ فَسَقَطَ السَّيْفُ مِنْ يَدِهِ، فَوَثَبُوا عَلَيْهِ فاخذوه. »
ترجمه :
عمر بن خطاب (خلیفه دوم) به خانه علي آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند.
به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم؛ مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد درحالى كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند.
اسناد صحیح و معتبر :
الكتاب: تاريخ الطبري المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ) (صلة تاريخ الطبري لعريب بن سعد القرطبي، المتوفى: 369هـ) الناشر: دار التراث - بيروت الطبعة: الثانية - 1387 هـ عدد الأجزاء: 11 -ج3 ص202
همچنین ابن أبي الحديد گوید:
« عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذى نفسى بيده لتخرجنّ إلى البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم »
سند صحیح و معتبر : شرح نهج البلاغه؛ ابن ابی الحدید انتشارات دارالجبیل ج2 ص45
همچنین ابن أبی شیبه (متوفای225) میگوید:
نقلهای تاریخی حاکی از آن است که حضرت زهراعلیهاالسّلام ، تهدیدِ عمر بن خَطّاب (خلیفه دوم) مبنی بر سوزاندنِ خانه را جدّی دانسته و به واقعی بودنِ آن تصریح فرمودهاند؛
فَقالَتْ: ... وَ أیْمُ اللهِ لَیُمْضِیَنَّ لِما حَلَفَ عَلَیْهِ ...
آن بانو فرمود: ... به خدا سوگند، او به آنچه برایش سوگند خورده، عمل میکند.
سند صحیح و معتبر :
(الكتاب: الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار المؤلف: أبو بكر بن أبي شيبة، عبد الله بن محمد بن إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي (المتوفى: 235هـ) المحقق: كمال يوسف الحوت الناشر: مكتبة الرشد - الرياض الطبعة: الأولى، 1409 عدد الأجزاء: 7 دارالتاج- ج7 ص432)
2ـ آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى عمر بن خطاب (خليفه دوم) بر اعتراض مردم ؛
ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) می گوید:
و قال عمر: « والذى نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.»
و ابوبکر غیبتِ گروهی را ـ که از بیعتِ با او [با حضورشان] نزد علی سرپیچی کرده بودند ـ ، احساس کرد؛ لذا عمر بن خطاب را به سراغشان فرستاد.
او آمد و ـ در حالی که آنان درخانه علی بودند ـ صدایشان زد.
آنان از بیرون آمدن امتناع ورزیدند.
عمر بن خطاب هیزم طلبید و گفت: قسم به آن که جانم در دست اوست، یا بیرون میآیید یا بیتردید خانه را ـ با هر کس که در آن است ـ، به آتش میکشم.
اسناد صحیح و معتبر :
الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 30، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه، تحقيق: الشیری، ناشر: دارالاضواء
أعلام النساء لعمر رضا كحالة موسسه الرساله ج4 ص114
همچنین ابن شَحْنه، متوفّای (882) میگوید:
« إنَّ عُمَرَ جاءَ إلی بَیْتِ عَلِیٍّ لِیُحْرِقَهُ عَلی مَنْ فِیهِ. »
ترجمه : عمر بن خطاب سوی خانه علی آمد تا خانه را با اهلش بسوزاند.
سند صحیح و معتبر :
(روضة المناظر تألیف: ابن شَحْنه، متوفّای 882 دارالکتب العلمیه ج1 ص101)
3ـ آوردن وسائل آتش سوزي و درگيرى لفظى ميان حضرت صديقه سلام الله عليها و عمر بن خطاب ؛
بَلاذُری (متوفّای 279) میگوید:
« أنَّ أبابَكْرٍ أرْسَلَ إلی عَلِیٍّ یُرِیدُ الْبَیْعَةَ، فَلَمْ یُبایِعْ. فَجاءَ عُمَرُ وَ مَعَهُ فَتِیلَةٌ فَتَلَقَّتْهُ فاطِمَةُ عَلَی الْبابِ. فَقالَتْ فاطِمَةُ: یَابْنَ الْخَطّابِ! أتُراکَ مُحْرِقاً عَلَیَّ بابِی؟! قالَ: نَعَمْ... »
ترجمه :
ابوبكر سراغ علی فرستاد تا بیعت بگیرد و او بیعت نكرد. عمر با آتش آمد و فاطمه او را بر آستانه درب دید.
فاطمه فرمود: پسر خَطّاب! آیا تو دربِ خانهام را به آتش میكشی؟ عمر بن خطاب گفت: آری.
سند صحیح و معتبر :
(أنساب الأشراف بلاذری ج1 ص586 المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر بن داود البَلَاذُري (المتوفى: 279هـ)، تحقيق: سهيل زكار ورياض الزركلي، الناشر: دار الفكر - بيروت، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13)
همچنین ابوالفداء گوید:
« وكذلك تخلف عن بيعة أبي بكر أبو سفيان من بني أمية ثم إن أبا بكر بعث عمر بن الخطاب إِلى علي ومن معه ليخرجهم من بيت فاطمة رضي الله عنها، وقال: إِن أبوا عليك فقاتلهم. فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي الله عنها وقالت: إِلى أين يا ابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم. »
سند صحیح و معتبر :
الكتاب: المختصر في أخبار البشر المؤلف: أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي بن محمود بن محمد ابن عمر بن شاهنشاه بن أيوب، الملك المؤيد، صاحب حماة (المتوفى: 732هـ) الناشر: المطبعة الحسينية المصرية الطبعة: الأولى عدد الأجزاء: 4 - ج1 ص164.
همچنین ابن عبد ربّه (متوفّای 328) می گوید:
« اَلَّذِینَ تَخَلَّفُوا عَنْ بَیْعَةِ أبِیبَکْرٍ... فَأمّا عَلِیٌّ وَ الْعَبّاسُ وَ الزُبَیْرُ فَقَعَدُوا فِی بَیْتِ فاطِمَةَ حَتّی بَعَثَ إلَیْهِمْ أبُوبَکْرٍ، عُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ؛ لِیُخْرِجَهُمْ مِنْ بَیْتِ فاطِمَةَ، وَ قالَ لَهُ:إنْ أبَوْا فَقاتِلْهُمْ!فَأقْبَلَ عُمَرُ بِقَبَسٍ مِنْ نارٍ عَلی أنْ یُضْرِمَ عَلَیْهِمُ الدّارَ... »
آنان که از بیعتِ با ابوبکر سرپیچی کردند ... امّا علی و عبّاس و زبیر، در خانه فاطمه تحصّن کردند تا جایی که:
ابوبکر، عمر بن خَطّاب را به سراغ آنان فرستاد تا ایشان را از خانه فاطمه بیرون آورد ؛
و به او گفت: اگر امتناع ورزیدند، با آنان بجنگ.
لذا عمر بن خطاب با شعلهای از آتش پیش آمد تا خانه را همراه با آنان به آتش کشد.
سند صحیح و معتبر :
(العقد الفرید جلد 5، صفحه 13 ـ 14، چاپ: بیروت، 1404 هـ؛ دارالکتب العلمیه و جلد 3، صفحه 64، چاپ: مصر، 1353 هـ)
4ـ حمله عمر بن خطاب (خليفه دوم) به حضرت صديقه طاهره ؛
شهرستانى گوید:
« عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان فى الدار غير علىّ و فاطمة و الحسن والحسين و زينب. »
سند صحیح و معتبر :
الملل والنحل: الشهرستانی. طبعة بيروت، دار المعرفة.ج1ص71
همچنین مسعودى گوید:
« فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً. »
سند صحیح و معتبر :
إثبات الوصیة للإمام علیّ بن أبی طالب نويسنده:مسعودی، علی بن حسین ج1 ص146
همچنین ابن حجر عسقلانى گوید:
« إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن »
ترجمه : عمر بن خطاب به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.
سند صحیح و معتبر :
العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) لسان الميزان، ج 1، ص 268، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.)
همچنین صفدى گوید:
« إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها. »
سند صحیح و معتبر :
الكتاب: الوافي بالوفيات المؤلف: صلاح الدين خليل بن أيبك بن عبد الله الصفدي (المتوفى: 764هـ) المحقق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى الناشر: دار إحياء التراث - بيروت عام النشر:1420هـ- 2000م عدد الأجزاء: 29 =ج6 ص15
همچنین ذهبي گوید:
« إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن. »
سند صحیح و معتبر :
1ـ الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛
2ـ الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ
ندامت ابوبکر (خلیفه اول) از هجوم به خانه وحی ؛
« أنا حميد أنا عثمان بن صالح، حدثني الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي، حدثني علوان، عن صالح بن كيسان، عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف، أن أباه عبد الرحمن بن عوف، دخل على أبي بكر الصديق رحمة الله عليه في مرضه الذي قبض فيه ... فقال [أبو بكر] : « أجل إني لا آسى من الدنيا إلا على ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّي تَرَكْتُهُنَّ، ثلاث تركتهن وددت أني فعلتهن، وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله ، أما اللاتي وددت أني تركتهن، فوددت أني لم أَكُنْ كَشَفْتُ بيتَ فاطِمَةَ عن شيء، وإن كانوا قد أَغْلَقُوا على الحرب... . »
عبد الرحمن بن عوف به هنگام بيمارى ابوبكر به ديدارش رفت و پس از سلام و احوالپرسى، با او گفت و گوى كوتاهى داشت. ابوبكر به او چنين گفت: من در دوران زندگى بر سه چيزى كه انجام دادهام تأسف مىخورم ، دوست داشتم كه مرتكب نشده بودم ، يكي از آنها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود ، دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمىكردم ؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند ...
سند صحیح و معتبر :
الأحاديث المختارة ج1 ص89 المؤلف: ضياء الدين أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد المقدسي (المتوفى: 643هـ)، دراسة وتحقيق: معالي الأستاذ الدكتور عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، الناشر: دار خضر للطباعة والنشر والتوزيع، بيروت - لبنان، الطبعة: الثالثة، 1420 هـ - 2000 م، عدد الأجزاء: 13.
آيا فاطمه صدیقه (س) دختر گرامی رسول اکرم (ص) از شيخين ( جناب ابوبکر و عمر) راضى شد؟
ابن قتيبه گوید:
هنگامى كه آن دو (ابوبکر و عمر) براى عيادت آمدند ، فاطمه زهرا سلام الله عليها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به اميرمؤمنان علي عليه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت كرد ، در پاسخ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:
البيت بيتك. يعنى علي جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر كسى را كه دوست دارى اجازه ورود بدهي.
امير مؤمنان عليه السلام براى اتمام حجت و اين كه آن دو بعداً بهانه نياورند كه ما مىخواستيم از فاطمه رضايت بگيريم ؛ ولى علي نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد.
هنگامى كه آن دو (ابوبکر و عمر) عذرخواهى كردند ، صديقه طاهره (س) نپذيرفت ؛ بلكه از آنها اين چنين اعتراف گرفت:
« نشدتكما الله ألم تسمعا رسول الله يقول «رضا فاطمة من رضاي وسخط فاطمة من سخطي فمن أحب فاطمة ابنتي فقد أحبني ومن أ رضى فاطمة فقد أرضاني ومن أسخط فاطمة فقد أسخطني »
ترجمه :
شمارا به خدا سوگند مىدهم آيا شما دو نفر از رسول خدا نشنيديد كه فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام كند مرا دوست داشته و احترام كرده است و هر كس فاطمه را خوشنود نمايد مرا خوشنود كرده است و هر كس فاطمه را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است؟
هر دو نفرشان (ابوبکر و عمر) اعتراف كردند: آرى ما از رسول خدا اينگونه شنيده ايم.
« نعم سمعناه من رسول الله صلى الله عليه و سلم »
سپس صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود:
« فإني أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتماني وما أرضيتماني ولئن لقيت النبي لأشكونكما إليه. »
ترجمه : پس من خدا و فرشتگان را شاهد مىگيرم كه شما دو نفر مرا اذيت و ناراحت كردهايد و در ملاقات با پدرم از
شما دو نفر شكايت خواهم كرد.
حضرت فاطمه (س) به اين نيز بسنده نكرده و فرمود:
« والله لأدعون الله عليك في كل صلاة أصليها. »
ترجمه : به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرين خواهم كرد.
سند صحیح و معتبر :
الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1، ص 17، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.
هدف حضرت زهرا (سلام الله علیها) از وصیت به دفن مخفیانه چه بود؟
بخاری در صحیحش (صحیح بخاری) گوید:
«فلما تُوفيّت دَفَنها زوجُها علیٌ ليلاً و لم يؤذن بها أبابکر و صلّی عليها».
ترجمه :
[فاطمه زهرا(سلام الله علیها)] زمانی که از دنیا رفت شوهرش علی (علیه السلام) او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت.
سند صحیح و معتبر :
کتاب صحیح البخاری، ج5، ص82، باب غزوة خیبر
همچنین بیهقی گوید :
«فغضبت فاطمه(ع) علی ابی بکر و هجرته ، فلم تکلمه حتی ماتت فدفنها علی(ع)لیلاً »
ترجمه : حضرت فاطمه (ع)بر ابوبکر غضب کرد و خشمناک شد، و از او اعراض نمود و با او صحبت نکرد تا این که شهید شد ، پس
علی(ع) او را شبانه دفن کرد
سند صحیح و معتبر :
سنن الکبری ، جلد ششم ، صفحه300، چاپ بیروت
همچنین ؛
«فوجدت فاطمة على ابى بكر في ذلك فهجرته فلم تكلمه حتّى توفيّت وعاشت بعد النّبيّ (صلى الله عليه و سلم) ستّة اشهر... ولم يكن يبايع تلك الاشهر. »
«فاطمه (س) بر ابوبكر غضب نمود پس با وى قهر كرد پس با او سخنى نگفت تا وفات نمود وبعد از پيغمبر (ص) شش ماه زندگى كرد... (و على (ع)) در اين ماه ها بيعت نكرد. »
سند صحیح و معتبر :
صحيح بخارى، ج 3، ص 253، كتاب المغازى، باب 155 غزوة خيبر، حديث 704.
این مطلب گوشه ای کوچک از اسناد و مدارک مربوطه به شهادت رساندن دخت گرامی رسول اکرم (ص) و فرزندشون حضرت محسن بن علی (ع) است که همین تعداد اندک سند ، شبهه و ادعای شما رو مبنی بر اینکه میگی شهادت صدیقه طاهره حضرت زهرا (س) افسانه هست و به افسانه تعبیرش میکنی رو رد و نقض میکنه و ...
در مورد شبهه غدیر خم هم داداش به مفصل برات از منابع شیعه و الخصوص کتب صحیح اهل سنت توضیح خواهم داد که شبهه شما کاملاً برطرف شود و شکی درش نباشد
خدا همه ی ما رو به صراط مستقیم وعده داده شده اش هدایت کند؛ الهی آمین
السلام علیک یـا امـ❤ــیر الــ❤ــمؤمنین یـا عــ❤ــلــ❤ــی بن ابی طالب علیه السلام
السلام علیک یـا فـاطــ❤ــمــ❤ــه زهــ❤ــرا یـا صدیقه الــ❤ــشهیــ❤ــده سلام الله علیها
![]()



LinkBack URL
About LinkBacks





















.gif)
السلام علیک یـا امـ❤ــیر الــ❤ــمؤمنین یـا عــ❤ــلــ❤ــی بن ابی طالب علیه السلام
پاسخ با نقل قول









