اگر وقت نداری حالم را بپرسی،
درکت میکنم؛
اگر وقت نداری با من صحبت کنی،
درکت میکنم؛
اگر وقت نداری مرا ببینی،
درکت میکنم؛
اما اگر بعد از تمام اینها، دیگر دوستت نداشتم، اینبار نوبت توست که درکم کنی!
اگر وقت نداری حالم را بپرسی،
درکت میکنم؛
اگر وقت نداری با من صحبت کنی،
درکت میکنم؛
اگر وقت نداری مرا ببینی،
درکت میکنم؛
اما اگر بعد از تمام اینها، دیگر دوستت نداشتم، اینبار نوبت توست که درکم کنی!
نشسته ام تنهای تنها نه کسی حال مرا میپرسدنه کسی هوای مرا دارد
عیبی نداردفقط...ای کاش برمیگشتم به کودکیچهره به چهره میشدم بااو...باکسی کهبافت وپشت کوه انداخت زنجیر ناقص سرنوشت مرا...
- - - - - - پست ادغام شده - - - - - -
بــــﻌـﻀــﯽ ﻭﻗــﺘـﺎ ﺁﺩﻡ ﻋــﺠﻴـﺐ ﺩﻟــﺶ ﻣﻴــﺨـﻮﺍﺩﻳــﮑـﯽﺑــﻬ ـﺶ ﮔﻴـــﺮ ﺑـــﺪﻩ !
ﺍﺯﺵ ﺑــﭙــﺮﺳــﻪ ﮐــﺠـﺎﻳــﯽ؟؟؟
ﮐــﺠــﺎ ﻣﻴــﺮﯼ؟؟؟
ﮐــﯽ ﻣﻴـــﺎﯼ؟؟؟
ﺯﻭﺩ ﺑـــﺮﻭ ﺧــﻮﻧــﻪ !
ﺭﺳــﻴـﺪﯼ ﺯﻧـﮓ ﺑـــﺰﻥ !!
ﻫـــﻮﺍ ﺳـــﺮﺩﻩ ﻟــﺒـﺎﺱ ﮔـــﺮﻡ ﺑـﭙـــﻮﺵ ...ﺗــﺎ ﺩﻳـــﺮ ﻭﻗـﺖ ﺑـــﻴـﺪﺍﺭ ﻧــﻤـــﻮﻥ ...
ﺣـــﺘـﯽ ﺑــﺎﻫــﺎﺕ ﻗـــﻬــﺮ ﮐـــﻨـﻪ ، ﺑــﺎﻫــﺎﺵﻗــﻬــﺮﮐــﻨ ــﯽ ...
ﻧـــﺎﺯﺕ ﺭﻭ ﺑــﮑـﺸـــﻪ !
ﻧـــﺼـﻔــﻪ ﺷــﺒـﯽ ﺑـﻬـﺖ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺑـــﺪﻩ ...
ﺑـــﺪﻭﻧــﯽ ﺗــﻮ ﺑــﻲ ﺧــﻮﺍﺑﻴــﺎﺷـــﻢ ﺑــﻪﻳــﺎﺩﺗـــﻪ ...
ﺑـــﺎﻳـﺪ ﻳـــﮑـــﯽ ﺑـــﺎﺷــﻪ ﻧــﮕـﺮﺍﻧـﺖﺑـــﺎﺷـــﻪ ... !
ﺑـــﺎﻳــﺪ ﻳـــﮑــﯽ ﺑـــﺎﺷــﻪ ﺑـﻬـﺖ ﺑــﮕـــﻪ :ﻣــﻮﺍﻇـﺐ ﺧـــﻮﺩﺕﺑــﺎﺵ ! ...ﺁ
آﺩﻡ ﻫـــﯽ ﻣـــﻴﺨــﻮﺍﺩ ﺑــﻪ ﺭﻭﯼ ﺧـــﻮﺩﺵﻧـــﻴــﺎﺭﻩ، ﻫــﯽﺑـﮕـــﻪ ﻫــﻤﻴــﻨـﺠـــﻮﺭ ﯼ ﺧــﻴـﻠــﻴـــﻢ ﺧـــﻮﺑــﻪ !
ﻭﻟــﯽ ﻳـــﻪ ﻭﻗـــﺘــﺎﻳـــﯽ ﺩﻳـــﮕــﻪ ﻧـــﻤﻴـــﺸــﻪ،ﺩﻳـــﮕـ ـﻪﻧــﻤﻴــﺘـﻮﻧـــﻪ !
ﺑـــﻌـﻀـــﯽ ﻭﻗـــﺘــﺎ ﺁﺩﻡ ﺣـﺲ ﻣﻴــﮑﻨــﻪﻣــﻴﺨــﻮﺍﺩ ﻳـــﻪﺣـــﺮﻓـﺎﻳـﯽ ﺭﻭ ﺑـــﺸـﻨـــﻮﻩ ...
بــــﻪ ﺣـــﺴـﺎﻳــﯽ ﺭﻭ ﺗـــﺠــﺮﺑــﻪ ﮐــﻨـــﻪ !
بـــﻌـﻀـــﯽ ﻭﻗــﺘــﺎ ﺁﺩﻡ ﺩﻟـﺶ ﻣـــﻴﺨـــﻮﺍﺩ ﻭﺍﺳـﻪﻳـﮑــﯽ ﻣـﻬـــﻢ ﺑـــﺎﺷـــﻪ .
ﻫـﻤﻴــــﻦ/.
آن قدر براي ديگران خوب باش که بزرگترين تنبيهت براي ديگران گرفتن
خودت از آن ها باشد .
پی احساســـــ آرامشــــ
همونــــ حسیـ کهـ این روزا به حـــــد مــــــرگـــــــ میخوامشـــــــ
درونت پاکه
وحشی
اما ساکت...!
شــــــــرمــــــــــنده اگــــــــه بــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــَـــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــدمـ
درونت پاکه
وحشی
اما ساکت...!
نسل ما...
نسل آهنگای خارجی...
نسل هدفونای توی گوش...
نسل آهن**** که بوم بوم صدا دارن فقط!
کاشکی یه کم داخلی گوش میدادیم!
با شما نیستما
اول با خودم اصلا!
یه کم ببینیم رپ خونامو چی میگن
یه کم ببینیم پاپ خونامون چی میگن!
چندتامون اهنگای احسان خواجه امیریو حفظیم؟ چندتامون اهنگای رضا یزدانیو گوش کردیم؟ خدایی اصا دان کردیم؟
اصا خدایی اهنگای صادق رو گوش دادیم؟ حالا میگیم حص ـین بی ادبه اصا!
تا میگی رپ ایرانی میگن اخخخخخخخ اوووووووق تففففففف
تا میگی پاپ میگن اووووووق فقط هوییییییی متاااااااال
دارم میگما اولین نفر اینارو به خودم میگم
هعییییییی
اینارو حواسمون باشه...
بقیش پیشکش...
شبتون خوش
یاعلی
درونت پاکه
وحشی
اما ساکت...!
اندوه که از حد بگذرد
جایش را میدهد به یک بیاعتنایی مـزمـن !
دیـــگـر مـهـم نـیـســت :
بــــــــــودن یا نـبـــــــــودن ؛
دوست داشـتــن یا نـداشـتـــن ...
آنـچه اهـمـیـت دارد
کــــشــــداری رخـوتـنـاک حسی است
که دیگر تـو را به واکـنـش نمیکـشانــــد !
در آن لحظه فـقـط در سکوت غـرق می شـوی
و نـگـاه میکـنی و نـگــــــــــاه ...
از همان روزی که دست حضرت قابیل گشت الوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان
زهر دشمنی در خونشان جوشید:ادمیت مُرد گر چه ادم زنده بود
از همان روزی که یوسف را برادر ها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین ساختند
ادمیت مرده بود
بعد , دنیا هی پر شد از ادم و این اسیاب گشت و گشت
قرن ها از مرگ ادم هم گذشت ,ای دریغ, ادمیت بر نگشت
سینه ی دنیا ز خوبی ها تهی ست .صحبت از ازادی , پاکی, مروت, ابلهی ست
صحبت از عیسی و موسی و محمد نابجاست
قرن موسی قرن چومبه هاست
روزگار مرگ انسانیت است
من که از پژمردن یک شاخه گل,از نگاه ساکت یک کودک بیمار
از فغان یک قناری در قفس , از غم یک مرد در زنجیر , حتی قاتلی بردار
اشک در چشمان و بغض در گلوست وندرین ایام , زهرم در پیاله
اشک و خونم در سبوست , مرگ او را از کجا با ور کنم
صحبت از پژمردن یک برگ نیست , واااااااااااای ! جنگل را بیابان می کنند
دست خون الود را در پیش چشم خلق پنهان می کنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا . انچه این نامردان با جان انسان می کنند
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن : مر گ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن : جنگل بیابان بود از نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
درونت پاکه
وحشی
اما ساکت...!
در من
آدم برفی ای ستکه عاشق آفتاب شده ..
و این خلاصه ی همه،داستان های عاشقانه جهان است
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
داستان غم انگیزیست...
دستی که داس را برداشت
همان دستی ست
که روزی گندم را کاشت...
باران خیال تو آخر می کشد مرا …
ای کاش بر تن خـیسم چتر میشدی …
ویرایش توسط *BARAN* : 29 مرداد 1393 در ساعت 18:07
در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 2 مهمان)