این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او عاشق "او" بود
نمایش نسخه قابل چاپ
این قلب ترک خورده ی من بند به مو بود
من عاشق او بودم و او عاشق "او" بود
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
تو مثل معجزه ای غیر قابل انکار
شبیه یک غزل ناگهان و بی تکرار
تو آسمانی ترین سهمم از زمین هستی
دلم به نام تو سبز است ای همیشه بهار
راهی به خدا دارد خلوتگه تنهایی...
آنجا که روی از خود ، آنجا که به خود آیی...
يارت شوم ، يارت شوم ، هر چند آزارم کني
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کني
یک چشمم اشك بود یک چشمم خون
آن لحظه جنون بود و جنون بود و جنون
نا کرده گناه در جهان کیست بگو
وان کس که گنه نکرد چون زیست بگو
وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
نشستم روی ساحل، حال دریا را نمیدانم!
من این پایینم و قانون بالا را نمیدانم !
چرا اینقدر مردم از حقایق رویگردانند؟!
دلیل این همه انکار وحاشا را نمیدانم!
مپرس شادی من حاصل کدام غمست/که پشت پرده ی عالم هزار زیر و بم است
تو باشی بهار باشد و چکاوک ها
مگر من از خوشبختی چه می خواهم؟!
من دهان باز نكردم كه نرنجي از من/مثل زخمى كه لبش باز به لبخند نشد
در شهر تو میخانه زیاد است، ولی من...
شوریده و دیوانه زیاد است، ولی من...
جمعیتی اطراف تو سرگرم طوافند
بر گِرد تو پروانه زیاد است، ولی من...
شیرینی و لیلایی و عذرایی و ویسی
از عشق تو افسانه زیاد است، ولی من...
بگذار که بغض تو بماند که بماند
هر چند تو را شانه زیاد است، ولی من...
این شعر پر از "من" شده؛ گفتی عوضش کن
باشد! "من" بیگانه زیاد است، ولی من...
نبايد بستن اندر چيز و کس دل
که دل برداشتن کاريست مشکل
سعدي
لبت شكر به مستان داد و چشمت می به میخواران
منم كز غایت حرمان نه با آنم نه با اینم