من هم ocd داشتم
دارو گاهی اوقات لازمه
من خودم بعد اینکه از یه رابطه ی طولانی بیرون اومدم خیلی از لحاظ فکری بهم ریختم و نمیتونستم دیگه کاری بکنم .. به پیشنهاد روانپزشکم دارو خوردم و واقعا کمکم کرد.
ولی یه مدت طول کشید تا ترکیب طلایی که بهم میسازه رو پیدا کنیم
تقریبا هفته ای یک الی دو بار باهاش در تماس بودم و میگفتم اوضاعم خوب نیست یه کاریش بکنید لطفا اونم یه چی اضافه میکرد![]()
ویرایش توسط MatthiasOne : 19 فروردین 1405 در ساعت 16:51
«در گریختن، رستگاری نیست. بمون و از خودت چیزی بساز که نشکنه...»
قبل جنگ با چت یه مکالمه ای داشتیم تهش بهم گفت دانشجویی ایرانی بازی در نیار
بعد ازش پرسیدم اینو گفت:
«دانشجویی ایرانی» یعنی چی؟ (خیلی خودمونی ولی دقیق)
وقتی میگم دانشجویی ایرانی، منظورم سبک آموزشیایه که ما باهاش بزرگ شدیم، نه هوش یا تلاش.
الگوهای کلاسیکش 👇
🔸 ۱. وسواسِ «کامل بودن»
باید همه چیز رو بدونم
اگه یه پاراگراف نفهمم یعنی هیچی بلد نیستم
تا همه لغتها رو حفظ نکنم جلو نمیرم
🔸 ۲. رونویسی بهجای یادگیری
جزوه قشنگ = حس موفقیت
هایلایت زیاد = خیال راحت
دفتر پر = وجدان آسوده
ولی مغز:
«خب؟ قرار بود من کاری بکنم؟»
🔸 ۳. تعریفمحوری
مثلاً:
Hypotension = blood pressure lower than 90/60
دانشجوی ایرانی میگه:
✔️ بلدم
خارج میگه:
این مریض الان میمیره یا نه؟ چی کار کنم؟
🔸 ۴. یادگیری برای «بعداً»
الان مینویسم، بعداً میخونم
الان نمیفهمم، بعداً میفهمم
ولی بعداً هیچوقت نمیاد 😄
.
.
.
خلاصه که نگران نباش
هنوز ۳ سال از دانشگاه مونده و تابستون هم هست
هیچ دانشجویی بعد فارغ التحصیلی چیزی بلد نیست، برای همین یک ماه تو بیمارستان برات آموزش فشرده میذارن ... کلا میدونن دانشجویی ایرانی چیه![]()
عجب جون سختی ام من که، هنوز هم فکر آینده ام
سلام عزیزم
حس میکنم این حس تا یه بخشیش طبیعیه ؛ بخش اولش به خاطر تغییر مقطع و جو محیط اکادمیکه که قبلا از دبیرستان وارد دانشگاه میششی و حالا با تومه به اینکه رشته ات پرستاریه و ترم یک هستی و با درسا علوم پایه سروکار داری ؛ درسای حجیم و در ابتدا نافهمی هستند برای کسی که صرفا فقط زیست دبیرستان خونده ؛ بعد آدم نمیدونه باید از کجا شروع کنه ؟ نمیدونه باید چجوری بخونه؟ نمیدونه حالا اینایی خونده یاد گرفته نگرفته و اوضاع چجوریه ؟ و حالا اگه از اینا عقب بیفته دیگه جمع کردن و رسوندنش واویلاست . البته اینا برا اون دسته دانشجوهای استرسی صدق میکنه یه سریا هم دانشگاه کلا براشون مهم نییست . این یه مورد باعث میشه نتونه بخونه ؛ که خب با همون ایده بچه ها کارات بنویسی بعد برنامه ریزی و پارت بندی انجام بدی براشون و بخونی مورد دوم جو دانشجوها و ورودی هم به شدت تاثیر میذاره ؛ و متاسفانه دانشگاه که میری اصلا یه سریا رو میبنیی که فکر میکنی الان اینا بیشتر بهشون میخورد مهد کودک برن تا دانشگاه و یه سریا تا یه حد باور نکردنی بچه ان ؛ یا حالا هنوز تو حو سمی رقابت دبیرستان و کنکور موندن ؛ که خب اینا اگه بهشون اهمیت بدی ازار دهنده است و باید برات مهم نیاشن و ایگنور کنی اونا درس خوندن بیشتر خوندن نخوندن هر کار کردن واقعا تو دانشگاه برای بقیه مهم نیست صرفا دید اساتید نسبت به ورودیتون فرق میکنه که اینم خیلی مهم نیست .
مورد سوم اینکه میگی قبلا سابقه افسردگی داشتی و ممکنه به خاطر اون باشه و تو هم دائم ذهنت درگیر این کردی که عقبی ؛ درس نمیخونی و نمیتونی ؛ شاید شگرد ذهنته تا از این بخواد برا افسردگی شروعش استفاده کنه یا برعکس ؛ ولی کاری که میتونی براش انجام بدی اینه برنانه ریزی درسیت انجام بده ولی یکی دو روز رو کلا به خودت استراحت بده و بذار ذهنت اروم بشه ؛ با کارایی که دوسشون داری و اینا . بعد برو سراغشون .
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
منم همینطور! راهی پیدا نمیکنم پایاننامه رو جمع کنم دائم مشکلات جدید هم اضافه میشه! یه زمانی دانشجوی ممتاز بودم الان دعا میکنم فقط یه جوری تمومش کنم!
آرزوی سلامتی برای دوستان عزیز.
در این ایام شاید مهم ترین مسئله ای که باید بهش فکر کنیم این قضیه است که سلامتیمون در اولویته. چه سلامتی جسمی، چه روحی.
پس لطفا نیاید انتظارات بیجا داشته باشید از خودتون، الان هیچکس دنبال درس خوندن برای پیشرفت یا آزمون نیست. بحث بحث بقا هست.
یادتون باشه، ذهن ماها از ما باهوش تره. اون صاحب ماست، نه ما صاحب اون. در نتیجه در ایامی که ذهن آدم توی خطره و احساس خطر میکنه انتظار نداشته باشید اون ذهنتون بشیه براتون درس بخونه، که سخت ترین و پرهزینه ترین کاره براش.
ذهنتون رو یه پسر جوون، قوی و باهوش ترسیم کنین که ته مایه ای از لجبازی هم داره. فشار بیش از حد، خواسته بیش از حد، اونم توسط فردی که ازش پایینتره فقط نتیجه رو نامطلوب تر میکنه. تازه ذهن یک عنصر لجبازی هم داره که وقتی ببینه خیلی بهش فشار میارید نتیجه کاملا عکس میده.
مسائل بالا کاملا علمی هستند، میتونید درموردشون البته بعد اینکه حق اولیه تون یعنی اینترنت وصل شد تحقیق کنین. ساده سازی شدن که هضم اونا راحت باشه.
در ضمن من منظورم از درس، وظیفه تحصیلی هست. این وظیفه میتونه تحقیق و ریسرچ باشه، درس دانشگاهی یا درس کنکور باشه.
تنها در دو شرایط نیازه که درس بخونین: 1) آینده شغلیتون بستگی داره به این وظیفه تحصیلی 2) برای بیکار نبودن اون کار رو انجام میدید. یعنی یه پارت روزانتون هست.
خلاصه که اینهمه گفتیم، که براتون جا بندازیم انتظاراتتون رو کم کنین تا بهتر عمل کنین. من بارها گفتم 3 ساعت مطالعه با بازده بالا هزار برابر بهتر از 8 ساعت مطالعه با بازده کمه.
حالا چیکار کنیم؟
1) سوخت مغزتون رو برسونین. اون چیزی که واقعا نیاز داره بهش بدید. لجبازی نکنین، اون[مغز] دست بالاتر رو داره.
2) با کم شروع کنین. خیلی واضحه و نیاز نیست من بهتون بگم که وقتی دیروز 1 ساعت وقت گذاشتید نمیتونید امروز 8 ساعتش بکنید. شما سوپرمن نیستید، شما انسانید. آهسته آهسته برید جلو خیلی بهتره تا Burnout بشید.
3) از همه مهم تر شاید برنامه باشه. لطفا به من نگید من کارم کوچیکه یه امتحان سادس برنامه برا چیمه. حتی در شرایط معمول هم برنامه ریزی الزامیه چه برسه الان که شرایط وخیمه. برنامه رو بسازید خودتون هم بسازید.
4) اگه احیانا وظیفه تحصیلیتون درس یا امتحان هست سعی کنین درست بخونین. نه کور کورانه. رجوع کنید به پستم درمورد نحوه مطالعه در دروس دانشگاهی.
5) یه مشکلی که همه درگیرشن و خیلی واضحه تله های دوپامینیه. این اسمو همه میدونن ولی هیچکیم اجراش نمیکنه حتی من. خود من هم اجراش نمیکنم ولی خب نگرانش نیستم چون عملکردم فعلا عالیه.
تله دوپامینی یعنی شرایطی که مغزتون رو محدود میکنین، بلافاصله سیراب میکنین اما با یه دوز کم. دوباره محروم، دوباره سیراب با دوز کم.
خودتون بودید، یه نفر مجبورتون میکرد بدویید بعد فقط 10 ثانیه استراحت کنین، دوباره بدویید و 10 ثانیه استراحت و..، راضی بودید؟
مغز کارشو انجام میده ولی وقتی پاداش درست حسابی بگیره نه این پاداشای سطحی. فلسفه اون پومودرو هم که Amme sign هست همینه. من نمیخوام وارد چیزای واضح بشم چون وقت نمیشه، اما واضحه که شما اگه برنامتون 2 ساعت وظیفه تحصیلیه،
20 دیقه مطالعه کن، 10 دیقه اطراف رو بگرد. دوباره 20 دیقه، دوباره 10 دیقه اطراف رو بگرد. بعد از یکساعت اینا الان بشین فیلمتو ببین، پیامرسانت رو چک کن و ...
سوخت مغزتو اینقد زود بهش نده که بی انگیزش کنی.
کلی صحبت هست ولی به علت کمبود وقت همینارو تونستم جا بدم. اگه سوالی چیزی بود میتونید بپرسید. درمورد "نحوه مطالعه" هم که توی تاپیک مزبور گفتم:
https://forum.konkur.in/thread85472.html#post1979443
@_Blueberry_
پ.ن: دوستانی که تاپیک میزنید، در هر موضوعی که تاپیک میزنین اگه مثلا منبع میخواین که اوکی. ولی اگه درمورد یه موضوعی سوال دارید و کمک میخواید سعی کنین گیج نشید. هر فردی(حتی من) از دیدگاه خودش راه حل شمارو میگه و ممکنه کاملا هم اشتباه باشه. شما باید باهوش باشید و بذارید تا همه جوابشون رو بدن، و بعد از فکر کردن روی پاسخ ها اون موردی که واقعا به نظرتون میتونه به نفعتون باشه رو انجام بدید.
ویرایش توسط WickedSick : 22 فروردین 1405 در ساعت 23:37
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)