
نوشته اصلی توسط
Expired
ولی خداوکیلی اورژانس جدا از خستگی و پرفشار بودنش
یکی از اصلی ترین و بهترین جاهاست برای یادگیری
سر کلاسای مختلف و پای توضیحات مختلف و رفرنس های مختلف میشینم مثلا درمورد سرگیجه میخونم و گوش میدم ولی همشون مثل اطلاعات مرده هستن سریع از ذهن آدم میپرن
ولی وقتی توی اورژانس با کسی که بخاطر سرگیجه مراجعه کرده بود تلاش کردم با شرح حال و انجام معاینه علت ها و نوع سرگیجه اش رو افتراق بدم تازه اون اطلاعات زنده شدن و وصل شدن به یک موجود زنده و اون اطلاعات مثل یک خاطره توی ذهن ثبت و بهمدیگه وصل شد
حتی اون حس اضطراب و استرسی که آدم توی اورژانس داره که هی مدام توی دلش و فکرش میاد من نکنه بلد نباشم یا چرا فلان چیز رو نمیفهمم و ذهنم خالیه درموردش... حتی همین حسش هم جنبه مثبت داره باعث میشه آدم بفهمه واقعا چه اطلاعاتی و به چه اولویتی بدردش میخورن و بره توی زمان مناسب براشون وقت بذاره چه جنبه علمی شو چه جنبه مهارتی و سیستم فکریش رو
یه چیزی هم که واقعا تاثیر گذاره اینکه آدم درکنار اینکه احترامات رو رعایت کنه ولی حتما لازمه پررو باشه
بره جلو و حتی از استادی سال بالایی که میبینه درخواست کنه بهش یاد بدن یا بره جلو و خودش تمرین کنه
ولی اگه آدم خودش رو گوشه موشه ها قایم کنه ، اغلب اوقات که بای دیفالت آدم حساب مون نمیکنن علاوه بر اون فرصت های یادگیری رو هم از خودش دریغ میکنه چون بیشتر وقتا کسی دنبال این نیست که بهمون چیزی یاد بده مگر اینکه خودمون پررو باشیم حتی باوجود بارها دیدن رفتارای ناخوشایند
ولی خب
قطعا همه اینا توی حرف ساده تره تا تلاش واقعی و عادت کردن بهشون در عمل