X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 3 از 12 نخستنخست ... 234 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 31 به 45 از 167
    1. Top | #31
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      29 آذر 1392
      نوشته ها
      182
      نمایش مشخصات
      من یکی از پزشکی های93هستم

      من به خودم ایــــــــــــــــــمــــ ان دارمــ




      ناگفته ها... (وبلاگم)

    2. Top | #32
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      01 اسفند 1392
      نوشته ها
      224
      نمایش مشخصات

    3. Top | #33
      sbr
      کاربر نیمه فعال

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      27 دی 1392
      نوشته ها
      238
      نمایش مشخصات
      وقتی به این فکر میکنم که چرا بعضی ها پدر و مادرشون رو میبرن خانه سالمندان...
      واقعا دلیل قانع کننده‏ای پیدا نمیکنم
      واقعا چرا باید...
      مادری رو که نیمه شب ها از خواب خودش میزنه تا بچه‏ش راحت بخوابه
      مادری رو که تمام فکرش بچه‏ش است
      مادری رو که عشقش به بچه‏ش رو نمیشه با هیچی مقایسه کرد
      مادری رو که...

      آیا باید مادر رو گذاشت خانه سالمندان؟؟؟
      آدم اگه به اندازه یه جو معرفت داشته باشه میفهمه که باید
      دست مادر رو روزی هزار بار بوسید
      خدایا کمک کن که قدر مادر و بدونیم!!!!!!
      ************** اللهم عجل لولیک الفرج**************

    4. Top | #34
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      26 مرداد 1392
      نوشته ها
      1,333
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط ساحل نمایش پست ها
      تویی مادر؟

      اشتباهی خونه یه خانم مسنی رو گرفتم، اومدم معذرت‌خواهی کنم هی می‌گفت مینا ‌جان تویی؟ هی می‌گفتم ببخشید مادر اشتباه گرفتم، باز می‌گفت مینا جان تویی مادر؟ می گفتم نه مادر جان اشتباه شده ببخشید! اسم سوم رو که گفت دلم شکست.. گفتم آره مادر جون، زنگ زدم احوالتون رو بپرسم. اون قدر ذوق کرد که چشام خیس شد.
      عزیزمممممممم چشمای منم خیس شد


    5. Top | #35
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      26 مرداد 1392
      نوشته ها
      1,333
      نمایش مشخصات
      بهترین همدمو مونس مادر ایشالا که همه مادرا عمری طولانی داشته باشننننننننننننننننننن الاهی امینننننننننن


    6. Top | #36

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      22 دی 1392
      نوشته ها
      456
      نمایش مشخصات
      مادر...سلام
      نامه ای را که بر روی گلبرگ هایی از دلتنگی نوشتم در سکوتی زیبا آب برد...
      من خدا را نقاشی کردم مادر...خدا به شکل بوسه های تو بر پیشانی من بود...
      مادر، من از آن آخرین بدرقه ات تا پشت دیوار بیکسی نوشتم و بغض کردم...
      مادر..در اینسوی بیخوابی...من هر شب پر نورترین ستاره را تو میبینم...
      شنیده ام کوله بار دوران کودکی مرا سنگ صبور خویش کرده ای مادر...
      من هم در آن آیینه که دادی یادگاری..در آن هر شب تصویری از تبسم تورا میبینم...
      مادر..ای زیباترین احساس...قشنگترین بنفشه...ستاره ام را چندیست گم کرده ام


    7. Top | #37

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      22 دی 1392
      نوشته ها
      456
      نمایش مشخصات
      مادر یعنی زندگی
      مادر یعنی عشق
      مادر یعنی مهر
      مادر یعنی اون فرشته ای که با اشکت ، اشک میریزه
      با خنده هات می خنده
      مادر یعنی اون فرشته ای که نگاهش به توئه و با هر...
      لبخندت ، زندگی میکنه
      مادر یعنی اون فرشته ای که موهاش سفید میشه برای بزرگ کردنت
      و به تو میگه ؛ پیر بشی مادر ، درد و بلات به جونم...
      مادر یعنی اون فرشته ای که صبح که خوابی آروم میز صبحونه رو
      میچینه تا وقتی بلند شدی زندگی رو لمس کنی
      مادر یعنی اون فرشته ای که شبایی که غم داری یا مریضی تا صبح
      بالا سرت می شینه و نگرانه
      مادر یعنی اون فرشته ای ، که وقتی موقع کار میگی خسته شدم
      با اینکه پاهاش درد میکنه میگه تو بشین مادر من انجام میدم
      مادر یعنی اون فرشته ای که هیچ وقت باور نمیکنی مریض بشه یا پیر
      بشه چون همیشه و توی هر حالتی به روت لبخند میزنه
      مادر یعنی اون فرشته ای که طاقت دیدن اشکاش رو نداری ...
      مادر یعنی همه زندگی ...


    8. Top | #38
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      03 اردیبهشت 1392
      نوشته ها
      5
      نمایش مشخصات
      ای مادرم عزیزم گریه مکن که زین اشک ها غباریست ای جانم

    9. Top | #39
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      09 بهمن 1392
      نوشته ها
      191
      نمایش مشخصات
      من 19 سالمه اما هنوز هم میرم دستامو دور گردن مامانم میندازم میبوسمش وسرمو میزارم رو سینه اش و محکم بغلش میکنم شاید خیلیا مسخره ام کنن و بگن تو هنوز بچه ای با این سنت خجالت بکش اما لذت وارامشی رو که تو اغوش مادرم دارم هیچ جای دیگه نمیتونم پیدا کنم
      خدایا هیچوقت اغوش و ارامش این روزهام رو از من نگیر

    10. Top | #40
      کاربر نیمه فعال

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      09 بهمن 1392
      نوشته ها
      191
      نمایش مشخصات
      نام: ca16c3c09a50ff4d1a4d41d39ef36492-425.png نمایش: 18 اندازه: 378.3 کیلو بایت

      دیگه نیازی به توضیح نیست

    11. Top | #41
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      26 مرداد 1392
      نوشته ها
      1,333
      نمایش مشخصات
      مادر چیست ؟
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      .
      فرشته ی آسمونی که باید دستشو بوسید ....

      قربون همه ی مامانای گل ...


    12. Top | #42
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      26 مرداد 1392
      نوشته ها
      1,333
      نمایش مشخصات
      گفت من مادرت هستم که بهشت در دستان من بود...


      گفتم پس چرا الان زیر پای توست ؟



      گفت آن را زمین گذاشتم تا تو را در آغوش بگیرم




      به سلامتی همه مادرا


    13. Top | #43
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      26 مرداد 1392
      نوشته ها
      1,333
      نمایش مشخصات


    14. Top | #44
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      26 مرداد 1392
      نوشته ها
      1,333
      نمایش مشخصات
      مادرم ، قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار تا چشمانم بهشت را نظاره کنند …


    15. Top | #45
      کاربر باسابقه

      bi-tafavot
      تاریخ عضویت
      26 مرداد 1392
      نوشته ها
      1,333
      نمایش مشخصات


    صفحه 3 از 12 نخستنخست ... 234 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 4 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 4 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن