سلام بر کنکوری ها
سالهای پیش سنت بر این بوده همچین تاپیکی بزنیم
اینم برای امسال
بوئنا سرته
سوال اول من از شما
بعد کنکور چه حسی دارید ؟
سلام بر کنکوری ها
سالهای پیش سنت بر این بوده همچین تاپیکی بزنیم
اینم برای امسال
بوئنا سرته
سوال اول من از شما
بعد کنکور چه حسی دارید ؟
وقتی تاس آدم بد نشست، بد نشست .
این دنیا یه نخود بهم مردونگی نشون نداده که براش یه دنیا مردونگی کنم
🎯 JUST_FOR_MY_MOM
راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️
همه چی تحتِ کنترله ، اما نمی دونم کنترل دست کیه!
حس خوبی ندارم. ایشالا که خیره![]()
I do whatever it takes
Cuz I love how it feels when I break the chains
وقتی تاس آدم بد نشست، بد نشست .
این دنیا یه نخود بهم مردونگی نشون نداده که براش یه دنیا مردونگی کنم
وقتی تاس آدم بد نشست، بد نشست .
این دنیا یه نخود بهم مردونگی نشون نداده که براش یه دنیا مردونگی کنم
خب از اول اگه بخوام تعریف کنم شب ساعت یازده مامانم خاموشی زد منم نت خاموش کردم بعد یسری ویس گوش دادم قبل خواب بعد دیگه گوشی رو گذاشتم که بعد مدتها شب بخوابم کلی هم طول کشید تا خوابم ببره خلاصه دیگه ۶ صبح یک دقه قبل آلارم مامانم بیدارم کرد بعد صبحونه تخم مرغ خوردم بعد موهامو با کش قرمز بستم چون مامانم گیر داده بود که قرمز خوش شانسی میاره نمیدونم چرا رو همه چی حساس شده بود مثلا گفت موهاتو خوب ببند سر جلسه باز نشه،آخه واقعا چرا باید گیس موهام سرجلسه باز بشه،بعد دیگه برام صدقه داد و از زیر قرآن ردم کرد بعد دم در که داشتم کفش میپوشیدم آب پاشید ولی در اصل آب پشت سرم نریخت کاسه آب یه جای رندوم ریخت که یه جورایی میشد جلوی من بعدش رفتیم سوار ماشین شدیم اونجا مامانم یه ظرف پر خرما و گردو و پسته و بادوم داد بخورم بعد که رسیدیم اونجا یه بطری شربت زعفرون بهم داد بعد من فکر کردم آبه در بطری رو باز کردم یه ذره ریختم رو دستم که خرمایی بود پاک شه بعد دیدم شربته بعد دیگه مجبور شدم با آب دوباره دستمو بشورم
......
بعد دیگه اونجا کارت امضا کردیمو با سنجاق زدیمو گفت جا مدادی هم نمیشه ببری مجبور شدم دیگه خالیش کنم بعد دستگاه فلزیاب به دکمه های فلزیم گیر داد رفتم تو اتاق دکمه های مانتومو باز کردم که مطمئن بشه چیزی باهام نیست اینا شکم گندمم دست میزد و فلزیاب و اینا دیگه خلاصه رفتیم تو سر نیمکت جامون بود تو اون دبیرستانه یسری ها نگران اینا بودن یسری هم به یه ورشون بود کلا من تو حوزه هایی که میوفتم اکثرا غش و ضعف و اینا اتفاق نمیوفته اکثرا به یه ورشونه راستی با دوتا از همکلاسیام تو یه ردیف افتاده بودیم
......
بعد یارو هم هی تاکید میکرد تا ساعت ۹ کسی نره دستشویی یکی از مراقبام تو اون مدرسه ای که نهایی بودیمم بود خلاصه دفترچه هارو اورد گذاشت رو نیمکت و حرفای بلندگو و قرآن و اینا بعد هم هی هردفترچه دوباره مشخصات بنویس و اثر انگشت و اینا منم اعصابم خراب میشه وقتی دستمو میکنم تو استامپ
......
خلاصه دفترچه اول سوالای ژنتیک جواب دادم با حالا و جانوری و اینا زود تموم شد دفترچه دفترچه دوم فیزیک که کلا سفید گذاشتم شیمی یسری سوال حفظی جواب دادم سر دفترچه دومم آب اوردن با یه بیسکوییتی از اینا که پوستش قرمزه روش نوشته نون روغنی خلاصه که به کندی گذشت دفترچه دوم بعد دفترچه سوم یدونه ریاضی جواب دادم دوتا زمین شناسی اینم تموم شدو و شد دفترچه چهارم یا همون اختصاصی فرهنگیان که اونم جواب ندادم کلا یکی دونفر داشتن مینوشتن بقیه به زور نشسته بودت به خودشون فحش میدادن که چرا فرهنگیان ثبت نام کردم پشت سریم شروع کرده بود رو دیوار نقاشی میکشید منم نشستم نایلون های سوالارو جر دادن بعد یکی از بچه ها اعتراض کرد ظاهرا عمل جر دادن نایلون آلودگی صوتی ایجاد کرده بود بعد دوستم یه خوراکی ای بهم داد از این کوچولوها نمیدونم اسمش چی بود پر کنجد یه مزه خرما طوری هم داشت ولی سفید بود خلاصه تموم و شدو کارتارم که قبلا گرفته بودن دیگه همون اسمم که رو میز چسبیده بود برداشتم بردم بعد با مامانم که از یساعت قبل اونجا پیاده رفتیم خونه
......
من اول فکر میکردم ریاضی مثل سالای پیشه (یعنی سخت دیگه...) نرمال جواب دادم اومدم بیرون مثل بقیه بود همه برآورد هام از آزمون بجز از خود ریاضی الانم پاسخ نامه رو چک کردن چندتا رو غلط زدم... ولی خب به همه کسایی که سال بعد میخوان شرکت کنن کنکور رو پیشنهاد میکنم آزمونای جامع خیلی سبز رو حتما شرکت کنین چون بنظرم خیلی تطابق داشتن با کنکور
در حال حاضر 9 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 9 مهمان)