X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 1 از 6 12 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 15 از 79
    1. Top | #1
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      204
      نمایش مشخصات

      با توکل به خدا،تلاش برایِ شاد کردنِ عزیزانم

      سلام.
      من قبلا چندتا گزارش کار گذاشتم....میشه گفت شروعِ عالی داشتم.
      من کنکور ۱۴۰۴ رو شرکت کردم ولی چون حال مساعدی نداشتم نخوندم...فقط کمی شیمی خونده بودم ....سوابق هم همون معدل حدودا ۱۹ بود که مربوط می‌شد به ۱۲ سال قبل....
      رتبه شد ۱۹۰۰۰ منطقه ۱
      واقعا چهره مامانم و ناامیدی....هنوزم جلو چشم هست.
      البته من یک مدرک کارشناسی دارم و پیراپزشکی بودم و ی چن سالی کار کردم به خاطر کنکور دیگه ادامه ندادم...البته بخاطر شرایط مالی که قبلا داشتیم پس اندازی ندارم! الحمدالله به حول و قوه الهی یکم تونستم تو اون مدت با خانوادم خاطره خوبی بسازیم.
      چون سنم زیاد هست ،۳۰ هستم و استخدام نیستم ،مادرم به شدت نگران و استرس داره که حتما استخدام بشم.
      و محل کار قبلی هم بهم بیمه رد نکردن
      عملا حدودا ۲ سال سابقه بیمه دارم....
      بخاطر فوت ناگهانی پدرم و ماجراهایِ بعدی که از 6 سالگی تجربه کردم کلا ذهن منفی و استرس دارم...البته همیشه وجودِ خدا رو ،اینکه کنارمون هست رو حس کردم...و شاکرش هستم.
      تمامِ امیدِ من به خدا و مهربونیش بود و هست.
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    2. Top | #2
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      204
      نمایش مشخصات
      چون سنم بالا بود ،و شرایط اقتصادی کشور و....استرس داشتم ولی همیشه توکل کردم به خدا و آروم میشدم.
      فردای روز اعلام نتایج فک کنم یکشنبه موقع اذان مغرب در حال خوندن شیمی دهم بودم ،۲ روز بعد از اربعین بود...که یهو ی صدا انگار تو گوشم گفت
      بخون چه فایده (استغفرالله،زبانم لال) دیگه مادرت کنارت نخواهد بود...تا الان نخوندی اذیتش کردی بعد این بخون چه فایده...فقط میخواستی مادرت اذیت کنی....
      اولش همش گریه کردم و کردم ....ولی آروم نشدم.
      بعد دعا خوندم و.نماز ....حتی توبه کردم ! قول دادم نماز و روزه و حجاب رعایت کنم.
      حس میکردم بهم وحی شده....
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    3. Top | #3
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      204
      نمایش مشخصات
      برق هام که همش قطع می‌شد....مخصوصا شب ها !
      من نرفتم سرکار ...مامانم گفت درس بخونم اون بجام میره سرکار...البته من بخاطر جنگ درس نخوندم اگه میخوندم و اینستا و وب گردی نمیکردم حداقل هر درس ی ۳۰ ،۲۰ درصد میزدم ! نه زیر ۱۰ درصد که مامانم ناامید بشه.
      خلاصه با خیلی ها حرف زدم ،از روحانی گرفته تا روان پزشک....همش گفتن وسوسه شیطان (دینی ) یا همون وسواس فکری(علمی) هستم.
      ولی خب آروم نمیشدم و فقط پناه بردم به خدا ....
      تا دارو اثر کنه ۱ ماه طول کشید....منم فک کردم درس شدم و‌قطع کردم که متاسفانه با شدت بیشتری برگشت....الان بازم مصرف میکنم.
      البته جواب آزمون جهاد هم اومد که قبول کتبی شدم و فعلا مصاحبه برگزار نشده و متاسفانه دانشگاه شهرمون نمیگه برا مصاحبه چیکار کنیم...تمام شهرا
      اعلام کردن جز اینا
      همش هم میگن، ما با بقیه دانشگاه ها فرق داریم....الان ۲ ماهه علاف کردن و منم با شرایط این شد قوز بالا قوز !
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    4. Top | #4
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 دی 1403
      نوشته ها
      207
      نمایش مشخصات
      میتونستین اگه علاقه اتون نبود رشته برای لیسانس به پزشکی اقدام میکردین
      ولی حالا که راه کنکور رو انتخاب کردین(البته راحت تر از لیسانس به پزشکیه)بنظرم توجه نکنید
      گاها میتونه الهام باشه ولی بعضی اوقات میتونه اون انرژی منفی و شیطان درونت باشه برای نگه داشتنت و مانع شدن توی راهت
      ولی هرچی که هست صدقه بده و همیشه دعا کن برای اینکه خدا بهترین ها رو سر راهت قرار بده و بنظرم اگه میخواین بخونید و توجهی نکنید چون در نهایت همه چیز دست خداست و تا نخواد برگی از درخت نمی‌افته امیدوارم مادرتون همیشه سالم و خوشحال باشه در کنار شما و ببینه که به همه آرزوهای قشنگت رسیدی
      انچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!

    5. Top | #5
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      20 تیر 1402
      نوشته ها
      396
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط JUST_FOR_MY_MOM نمایش پست ها
      چون سنم بالا بود ،و شرایط اقتصادی کشور و....استرس داشتم ولی همیشه توکل کردم به خدا و آروم میشدم.
      فردای روز اعلام نتایج فک کنم یکشنبه موقع اذان مغرب در حال خوندن شیمی دهم بودم ،۲ روز بعد از اربعین بود...که یهو ی صدا انگار تو گوشم گفت
      بخون چه فایده (استغفرالله،زبانم لال) دیگه مادرت کنارت نخواهد بود...تا الان نخوندی اذیتش کردی بعد این بخون چه فایده...فقط میخواستی مادرت اذیت کنی....
      اولش همش گریه کردم و کردم ....ولی آروم نشدم.
      بعد دعا خوندم و.نماز ....حتی توبه کردم ! قول دادم نماز و روزه و حجاب رعایت کنم.
      حس میکردم بهم وحی شده....
      دوست گرامی به شما وحی نشده به این افکار وسواس فکری ( Obsessive-Compulsive Disorder) گفته میشه و راه حل مغزتون برای فرار از زیر فشار هست که با یک دلیل به ظاهر منطقی شمارو از انجام کاری که باعث میشه بهش فشار بیاد منصرف کنه . شما میتونید به جای وابسته کردن و شرطی کردن تلاش خودتون به افراد و شرایط بیرونی دلایل خیلی بهتری برای تلاش و موفقیت در زندگی داشته باشید تا با این جور بازی های ذهن بهم نریزید مثلا علاقه شخصیتون به رشته یا ساختن آینده خودتون و پیدا کردن مرتبه اجتماعی و توانایی مالی . پدر و مادر ما بالاخره روزی کنار ما نخواهند بود اما این به دلیل تلاش شما اتفاق نمی افته و زمانش هم برای همه ما ناشناخته هست ما حتی نمیدونیم خودمون تا کی هستیم ولی مسلما اگر شما انسان موفقی باشید اگر روزی دیگران به شما نیاز پیدا کنند برای اونها مفید تر خواهید بود . موفق باشید
      ویرایش توسط رامون کاخال : 06 آذر 1404 در ساعت 18:18

    6. Top | #6
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      204
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط shemboreska نمایش پست ها
      میتونستین اگه علاقه اتون نبود رشته برای لیسانس به پزشکی اقدام میکردین
      ولی حالا که راه کنکور رو انتخاب کردین(البته راحت تر از لیسانس به پزشکیه)بنظرم توجه نکنید
      گاها میتونه الهام باشه ولی بعضی اوقات میتونه اون انرژی منفی و شیطان درونت باشه برای نگه داشتنت و مانع شدن توی راهت
      ولی هرچی که هست صدقه بده و همیشه دعا کن برای اینکه خدا بهترین ها رو سر راهت قرار بده و بنظرم اگه میخواین بخونید و توجهی نکنید چون در نهایت همه چیز دست خداست و تا نخواد برگی از درخت نمی‌افته امیدوارم مادرتون همیشه سالم و خوشحال باشه در کنار شما و ببینه که به همه آرزوهای قشنگت رسیدی
      بله ،عزیزم
      متاسفانه شرایط سنی داشت که امسال برداشتن....منم بخاطر همون کنکور انتخاب کردم....
      بله ،نمیدونم در واقع الهام بود یا تنبیه یا هشدار یا چی ولی من از گناهان گذشته توبه کردم.
      دیگه کسی رو نفرین نمیکنم حتی تمام افرادی که بهم ظلم کردن رو هم بخشیدم.
      متوجه شدم چقدر زندگی رو سخت گرفته بودم...
      الان فقط از خدا به من و مامانم و داداشم فرصت بده گندکاری هایی که کردم درست کنم.
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    7. Top | #7
      کاربر فعال

      Na-Omid
      تاریخ عضویت
      21 آبان 1404
      نوشته ها
      672
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط shemboreska نمایش پست ها
      میتونستین اگه علاقه اتون نبود رشته برای لیسانس به پزشکی اقدام میکردین
      ولی حالا که راه کنکور رو انتخاب کردین(البته راحت تر از لیسانس به پزشکیه)بنظرم توجه نکنید
      گاها میتونه الهام باشه ولی بعضی اوقات میتونه اون انرژی منفی و شیطان درونت باشه برای نگه داشتنت و مانع شدن توی راهت
      ولی هرچی که هست صدقه بده و همیشه دعا کن برای اینکه خدا بهترین ها رو سر راهت قرار بده و بنظرم اگه میخواین بخونید و توجهی نکنید چون در نهایت همه چیز دست خداست و تا نخواد برگی از درخت نمی‌افته امیدوارم مادرتون همیشه سالم و خوشحال باشه در کنار شما و ببینه که به همه آرزوهای قشنگت رسیدی
      لیساانس به پزشکی رو کلا بیخیال بشین. عمرا باور نمیکنم که سوالاتش فروخته نمیشن. کل کشور هم ظرفیت فقط چند ده نفر هست اونم برای تهران. کلا قبول شدن توش واقعا سخته و سوالاتش هم به هیچ صراطی مستقیم نیستن. با همون مقدار وقت که برای آزمون لیسانس به پزشکی لازمه میتونین رتبه دو رقمی کنکور تجربی بیارین.

      من سه مدل رنا بسپاراز داشتم
      ولی اون. . .
      دنای حلقوی پروکاریوتی بود



    8. Top | #8
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 دی 1403
      نوشته ها
      207
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط JUST_FOR_MY_MOM نمایش پست ها
      بله ،عزیزم
      متاسفانه شرایط سنی داشت که امسال برداشتن....منم بخاطر همون کنکور انتخاب کردم....
      بله ،نمیدونم در واقع الهام بود یا تنبیه یا هشدار یا چی ولی من از گناهان گذشته توبه کردم.
      دیگه کسی رو نفرین نمیکنم حتی تمام افرادی که بهم ظلم کردن رو هم بخشیدم.
      متوجه شدم چقدر زندگی رو سخت گرفته بودم...
      الان فقط از خدا به من و مامانم و داداشم فرصت بده گندکاری هایی که کردم درست کنم.
      نه خدا با تو خصومتی نداره هر آدمی یه بعد دارک هم داره بهتره تا جایی که میتونی از قلبت به بدی استفاده نکنی ولی فکر نکن خداهم وایساده اونجا تا ازت انتقام بگیره دیدت رو عوض کن
      ایرادی نداره کنکور رو شروع کن بدون فکرهای زیاد و بخون
      انچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!

    9. Top | #9
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      204
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Sigmund نمایش پست ها
      دوست گرامی به شما وحی نشده به این افکار وسواس فکری ( Obsessive-Compulsive Disorder) گفته میشه و راه حل مغزتون برای فرار از زیر فشار هست که با یک دلیل به ظاهر منطقی شمارو از انجام کاری که باعث میشه بهش فشار بیاد منصرف کنه . شما میتونید به جای وابسته کردن و شرطی کردن تلاش خودتون به افراد و شرایط بیرونی دلایل خیلی بهتری برای تلاش و موفقیت در زندگی داشته باشید تا با این جور بازی های ذهن بهم نریزید مثلا علاقه شخصیتون به رشته یا ساختن آینده خودتون و پیدا کردن مرتبه اجتماعی و توانایی مالی . پدر و مادر ما بالاخره روزی کنار ما نخواهند بود اما این به دلیل تلاش شما اتفاق نمی افته و زمانش هم برای همه ما ناشناخته هست ما حتی نمیدونیم خودمون تا کی هستیم ولی مسلما اگر شما انسان موفقی باشید اگر روزی دیگران به شما نیاز پیدا کنند برای اونها مفید تر خواهید بود . موفق باشید
      بله کاملا درست می‌کند.
      ولی خب مسیر زندگیم جوری بود که گفتنش مفصل و حوصله بر میشه.
      راستش تنها دلیل نفس کشیدنم مامانم هست...نمیگم درست هست ولی شرایط عادی نداشتم...
      نمیگم بدترین شرایط رو داشتم ،نه اصلا اتفاقا خیلی ها بدتر از من بودن
      ولی شرایط جوری بود که حاصلش شد این...
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    10. Top | #10
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 دی 1403
      نوشته ها
      207
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط dara.pk نمایش پست ها
      لیساانس به پزشکی رو کلا بیخیال بشین. عمرا باور نمیکنم که سوالاتش فروخته نمیشن. کل کشور هم ظرفیت فقط چند ده نفر هست اونم برای تهران. کلا قبول شدن توش واقعا سخته و سوالاتش هم به هیچ صراطی مستقیم نیستن. با همون مقدار وقت که برای آزمون لیسانس به پزشکی لازمه میتونین رتبه دو رقمی کنکور تجربی بیارین.
      فرصتش رو از دست داده برای لیسانس به پزشکی و الان کنکور براشون در اولویته
      بسته به فروش سوالات توی کنکور هم میتونه اتفاق بیفته ولی خب شانس بیشتری داره صرفا در حد پیشنهاد بود
      انچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!

    11. Top | #11
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      204
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط dara.pk نمایش پست ها
      لیساانس به پزشکی رو کلا بیخیال بشین. عمرا باور نمیکنم که سوالاتش فروخته نمیشن. کل کشور هم ظرفیت فقط چند ده نفر هست اونم برای تهران. کلا قبول شدن توش واقعا سخته و سوالاتش هم به هیچ صراطی مستقیم نیستن. با همون مقدار وقت که برای آزمون لیسانس به پزشکی لازمه میتونین رتبه دو رقمی کنکور تجربی بیارین.
      بله ,هر چی مصاحبه هست ...
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    12. Top | #12
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      204
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط shemboreska نمایش پست ها
      نه خدا با تو خصومتی نداره هر آدمی یه بعد دارک هم داره بهتره تا جایی که میتونی از قلبت به بدی استفاده نکنی ولی فکر نکن خداهم وایساده اونجا تا ازت انتقام بگیره دیدت رو عوض کن
      ایرادی نداره کنکور رو شروع کن بدون فکرهای زیاد و بخون
      بله /
      نه راستش من موجود کاملا بی آزاری هستم و به کسی هم هیچ آسیبی نزدم....ولی خب زود مثلا با ی اتفاق ی آدم کلا حذف میکردم.
      دیگه کاری به کارش نداشتم...همین باعث شد بیشتر تو خونه باشم ....
      مامانم بخاطرم جایی نمیرفت ! الان عذاب وجدان این ها رو دارم...من فقط به خودم و مامانم و داداشم ظلم کردم.
      بله ،دقیقا این تاپیک زدم که گزارش کارم اینجا ثبت کنم.
      البته یکم فکرم درگیر مصاحبه استخدام هست چون ۲ برابر ظرفیت هست و دانشگاه ما هم فقط پنهون کاری میکنه...
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    13. Top | #13
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      07 دی 1403
      نوشته ها
      207
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط JUST_FOR_MY_MOM نمایش پست ها
      بله /
      نه راستش من موجود کاملا بی آزاری هستم و به کسی هم هیچ آسیبی نزدم....ولی خب زود مثلا با ی اتفاق ی آدم کلا حذف میکردم.
      دیگه کاری به کارش نداشتم...همین باعث شد بیشتر تو خونه باشم ....
      مامانم بخاطرم جایی نمیرفت ! الان عذاب وجدان این ها رو دارم...من فقط به خودم و مامانم و داداشم ظلم کردم.
      بله ،دقیقا این تاپیک زدم که گزارش کارم اینجا ثبت کنم.
      البته یکم فکرم درگیر مصاحبه استخدام هست چون ۲ برابر ظرفیت هست و دانشگاه ما هم فقط پنهون کاری میکنه...
      منتظر مصاحبه اون بمون درکنارش هم اگه میتونی بخون
      و نگران نباش
      و ببخشید اگه برای گزارشکار میخواستی و توش پیام گذاشتیم
      انچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد!

    14. Top | #14
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      204
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط shemboreska نمایش پست ها
      منتظر مصاحبه اون بمون درکنارش هم اگه میتونی بخون
      و نگران نباش
      و ببخشید اگه برای گزارشکار میخواستی و توش پیام گذاشتیم
      عزیزم /این چه حرفیه
      مرسی بابت وقتی که برام گذاشتی
      آخه باید بگن چی بخونیم که نمیگن !
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    15. Top | #15
      کاربر باسابقه
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      15 مرداد 1397
      نوشته ها
      511
      نمایش مشخصات
      به به چه عالی
      البته تاپیک گزارش کاره نباید پست گذاشت
      ولی خب من یه اخلاقی که دارم اینه که هر چی بیشتر بچسبم به موضوعی، ذهنم بیشتر ترس از دست دادنشون پیدا می کنه و حساس تر می شه یعنی یه جورایی حالت نشخوار فکری پیش میاد
      با خودم می گم همه چی خوب و عالیه و اصلا هیچ اتفاق بدی هم قرار نیست بیفته و اینطوری ذهنم رو از تنش‌های ناخواسته نجات می دم
      مدام با خودت بگو همه چی عالی پیش می ره و بهش می رسم
      انقدر که ذهنت هم باور می کنه

    صفحه 1 از 6 12 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. پاسخ: 64
      آخرين نوشته: 26 تیر 1399, 18:06
    2. پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 01 مرداد 1396, 22:50
    3. سئوال ترکیبی دینامیک،الکترواستاتیک،خاز ن ومغناطیس!
      توسط GUST در انجمن پرسش و پاسخ فیزیک
      پاسخ: 10
      آخرين نوشته: 18 خرداد 1395, 19:24
    4. پدر،مادر،خواهر،برادر ؛ مرد،زن،دختر،پسر
      توسط kouchoulou در انجمن اخبار و مطالب جالب و خواندنی
      پاسخ: 4
      آخرين نوشته: 02 بهمن 1393, 15:37
    5. پاسخ: 1
      آخرين نوشته: 05 آبان 1393, 15:28



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن