X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 56
    نمایش نتایج: از 76 به 79 از 79
    1. Top | #76
      کاربر باسابقه

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      02 شهریور 1394
      نوشته ها
      531
      نمایش مشخصات
      میفهممت ...
      منم خیلی شکست خوردم ... انقدر که روم نمیشه بگم از دو بار بهم خوردن پلن مهاجرتم...
      تا دفاع نکردنم و قبول نشدن دکتری با وجود رتبه عالی
      ولی من به یه نتیجه ای درباره خودم رسیدم ... از حکمت خدا اگر صرفه نظر کنیم در زندگی من خیلی چیزا ازم گرفته شد چون پتانسیل بودن تو اون جایگاه و نداشتم
      انقد قوی نبودم که براش بجنگم
      برا همین جای دعا و خواهش تلاشم و بیشتر کردم ....اینطور برام لذت بخش تره تا اینکه بخوام بهانه هام رو خیلی بزرگ جلوه بدم و با التماس از خدا چیزی بخوام
      Great men are not born great but they grow great

    2. Top | #77
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      254
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط The_Chemist نمایش پست ها
      میفهممت ...
      منم خیلی شکست خوردم ... انقدر که روم نمیشه بگم از دو بار بهم خوردن پلن مهاجرتم...
      تا دفاع نکردنم و قبول نشدن دکتری با وجود رتبه عالی
      ولی من به یه نتیجه ای درباره خودم رسیدم ... از حکمت خدا اگر صرفه نظر کنیم در زندگی من خیلی چیزا ازم گرفته شد چون پتانسیل بودن تو اون جایگاه و نداشتم
      انقد قوی نبودم که براش بجنگم
      برا همین جای دعا و خواهش تلاشم و بیشتر کردم ....اینطور برام لذت بخش تره تا اینکه بخوام بهانه هام رو خیلی بزرگ جلوه بدم و با التماس از خدا چیزی بخوام

      عزیزم ، الان اوکی شدی؟
      راستش من با بی میلی زیاد ثبت نام کردم...انتخاب نبود بیشتر اجبار بود.
      شرایطم از نظر روحی اوکی نبود که بخونم...یعنی اصلا براش دعا هم نکردم...
      کلا اون زمان میترسیدم چیزی بخوام...
      حتی قبل جلسه همه حرف می‌زدند...جلویی گفت که به من گفتن هر دهی رو بزن بزن...فقط کتبی قبول شو...انتقالت همون جایی هست که میخوای....همون روحیه نداشتم رو هم باختم....

      نمیدونم، من وقتی قبول هم شدم مهم نبود.
      حتی امتیاز کرونا رو ندادن...
      چندین چندین بار کارنامه ها بروز شد...خیلی ها حذف و اضافه شدن...
      من حتی همون موقع مهم نبود.
      ولی خب ، مامانم و ...خوشحال بودن.
      بعدش هم برا مصاحبه مدارک بارگذاری شد...من همون موقع فک میکردم مثلا قبول بشم همون ماه میریم کار...میگفتم کنکور پس جی...
      و کلی حالِ بد دیگه...اصلا نمیدونستم چی میخوام.
      ولی خب امتیازی خوب بود...هم با این اوضاع برخلاف میل باطنی به خاطر خانوادم میخواستم.
      یعنی من اگه مجبور نبودم...عمرا پام وزارت نمیذاشتم...
      نمیدونم والا
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    3. Top | #78
      کاربر باسابقه

      Mamoli
      تاریخ عضویت
      02 شهریور 1394
      نوشته ها
      531
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط JUST_FOR_MY_MOM نمایش پست ها
      عزیزم ، الان اوکی شدی؟
      راستش من با بی میلی زیاد ثبت نام کردم...انتخاب نبود بیشتر اجبار بود.
      شرایطم از نظر روحی اوکی نبود که بخونم...یعنی اصلا براش دعا هم نکردم...
      کلا اون زمان میترسیدم چیزی بخوام...
      حتی قبل جلسه همه حرف می‌زدند...جلویی گفت که به من گفتن هر دهی رو بزن بزن...فقط کتبی قبول شو...انتقالت همون جایی هست که میخوای....همون روحیه نداشتم رو هم باختم....

      نمیدونم، من وقتی قبول هم شدم مهم نبود.
      حتی امتیاز کرونا رو ندادن...
      چندین چندین بار کارنامه ها بروز شد...خیلی ها حذف و اضافه شدن...
      من حتی همون موقع مهم نبود.
      ولی خب ، مامانم و ...خوشحال بودن.
      بعدش هم برا مصاحبه مدارک بارگذاری شد...من همون موقع فک میکردم مثلا قبول بشم همون ماه میریم کار...میگفتم کنکور پس جی...
      و کلی حالِ بد دیگه...اصلا نمیدونستم چی میخوام.
      ولی خب امتیازی خوب بود...هم با این اوضاع برخلاف میل باطنی به خاطر خانوادم میخواستم.
      یعنی من اگه مجبور نبودم...عمرا پام وزارت نمیذاشتم...
      نمیدونم والا

      نه هنوزم حسرت میخورم .... و میترسم از آینده ...

      حس میکنم حالت الان بده چون به جای اینکه خودت رو مرکز قرار بدی . خوشحالی بقیهه و مادرت رو در نظر گرفتی ....

      اگر رو هدفت که کنکور دادن هست مصمم هستی دیگه برات خیلی مهم نباشه .... مگر اینکه واقعا دو دلی ...
      من خودم برا اینکه نتونستم امسال دکتری رو بخونم خیلی ناراحتم ... ولی گفتم من همون اولم هدفم اپلای بود ... خیلی مهم نیست دیگه که چی پیش میاد
      Great men are not born great but they grow great

    4. Top | #79
      کاربر نیمه فعال

      تاریخ عضویت
      24 تیر 1404
      نوشته ها
      254
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط The_Chemist نمایش پست ها
      نه هنوزم حسرت میخورم .... و میترسم از آینده ...

      حس میکنم حالت الان بده چون به جای اینکه خودت رو مرکز قرار بدی . خوشحالی بقیهه و مادرت رو در نظر گرفتی ....

      اگر رو هدفت که کنکور دادن هست مصمم هستی دیگه برات خیلی مهم نباشه .... مگر اینکه واقعا دو دلی ...
      من خودم برا اینکه نتونستم امسال دکتری رو بخونم خیلی ناراحتم ... ولی گفتم من همون اولم هدفم اپلای بود ... خیلی مهم نیست دیگه که چی پیش میاد

      عزیزم ,امیدوارم اونقدر موفق و شاد بشی که گذشته کلا از یادت بره....

      راستش هدفم فقط کنکور هست...اما سن محترم داره بالا میره ...برای استخدام (12 سال فرصت دارما)
      از طرفی با شرایط خانواده و تورم ....در هر حال باید سریع وارد بازار کار بشم.
      هدفم فقط کنکور هست...ولی کارهم برام اجتناب ناپذیره
      من دانشگاه قبول هم بشم ، باید تو استخدامی شرکت کنم...یا ی کارشناس بدون بیمه مثل درمانگاه زیبایی چیزی پیدا کنم.
      دولتی رو میخوام چون با توجه به سخت شدن...حداقل با این رشته استخدام بشم بعدا شاید منو تبدیل وضعیت کردن...
      یعنی به عنوان پزشک همون جایی که استخدام شدم کار کنم...
      تعرفه های بخش دولتی چندین برابر شده...الان پزشک خانواده تو مرکز بهداشت مرکز استان 60 میگیره....با فاصله 4 ساعته از شهر 120...
      متخصص بیهوشی ها مرکز ,دقیق یادم رفته اما قبلا 300 یا 400 بود...کاردیولوژیست ها حدودا 800

      الان بیهوشی شده 800 تا 900....
      مورد هست طرح جراحی عمومی هست...یک میلیارد و دویست تومن کارانه ی ماهش بود.
      من چون از زمان دانشجویی کارشناس کردم...مثلا پزشک معروف میشناسم که اون موقع که ارزونی بود ، مثلا 7 تا همین 2 سال قبل
      هفته ای 10 تا سکه تمام میگرفت حداقلش ها (ولی معلوما 20 تا به بالا هفته ای بود !)
      کارانه چون سقف داشت و مالیات پلکانی...بخش دولتی صرفا برای جذب مریض بود.
      بعدشم حالت انحصاری داشت...مثلا این ی قسمت میگفت من فقط باید عمل کنم...اون یکی ی جای دیگه...کسی هم حق نداشت بقیه رو دور بزنه...
      دکترهای جوان عملا میرفتن اطراف...تو شهر بیکار میشدن...بخش دولتی هم که نمیشد مطب بزنن...همون پول کارانه می‌شد...اونم کم بود.
      الان ولی فرق کرده...درسته همون اساتید همون حداقل 10 حداکثر 15 سکه در هفته در میارن...از بخش دولتی هم کمه کم 1 و نیم...
      ولی با شرایط جدید برای پزشک ها جوان بدون نیاز به مطب و...حتی بیمارستان دولتی پول خوبی میدن...
      فقط کافی آدم درست و درمون درس بخونه تا به سهم‌یه و...غلبه کنه...جذب بیمارستان بشه...

      من به همین خاطر میخواستم استخدام بشم...
      از طرفی من نمیتونم از مریض پول زیرمیزی و...بگیرم، ...(هر چند نمیدونم تا اون موقع اصلا زنده هستم یا نه....)
      اینجوری ذهنم آروم میشد...تمرکزم رو درسم می‌شد.
      کنکور که امسال فک نکنم بشه...چون دچار مه مغزی شدم.
      با استرس ذهنم ریست میشه...یکم مطلب به اجبار چپونده بودم تو مغزم...چن روزه پریدن.
      از آینده میترسم...خیلی
      توکلم به خداست ولی بخاطر شکست‌های گذشته واقعا ترس دارم.
      امیدوارم موفق باشی عزیزم
      🎯 JUST_FOR_MY_MOM
      راهی که شروع شده، پایانش لبخند مامانمه♥️

    صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 56

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 13 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 13 مهمان)

    موضوعات مشابه

    1. پاسخ: 64
      آخرين نوشته: 26 تیر 1399, 18:06
    2. پاسخ: 9
      آخرين نوشته: 01 مرداد 1396, 22:50
    3. سئوال ترکیبی دینامیک،الکترواستاتیک،خاز ن ومغناطیس!
      توسط GUST در انجمن پرسش و پاسخ فیزیک
      پاسخ: 10
      آخرين نوشته: 18 خرداد 1395, 19:24
    4. پدر،مادر،خواهر،برادر ؛ مرد،زن،دختر،پسر
      توسط kouchoulou در انجمن اخبار و مطالب جالب و خواندنی
      پاسخ: 4
      آخرين نوشته: 02 بهمن 1393, 15:37
    5. پاسخ: 1
      آخرين نوشته: 05 آبان 1393, 15:28



    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن