مادرم رخت شسته بود آن روز
کفتری روی بام خانه نشست
از لب بام دیدمت، ناگاه
پشت بام از کبوترم افتاد...
مادرم رخت شسته بود آن روز
کفتری روی بام خانه نشست
از لب بام دیدمت، ناگاه
پشت بام از کبوترم افتاد...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)