X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 1 از 4 12 ... آخرینآخرین
    نمایش نتایج: از 1 به 15 از 54
    1. Top | #1
      همکار سابق انجمن
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      13 تیر 1394
      نوشته ها
      3,046
      نمایش مشخصات

      خاطره ای که از نفر قبلیت داری چیه؟

      عنوان مشخص
      (خاطره های خنده دار٫ اشک اور ٫ سمی٫ درسی و ..)

    2. Top | #2
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      22 آذر 1401
      نوشته ها
      928
      نمایش مشخصات
      اولین نفر تاپیک شم ینی ؟؟؟؟

      فازی : اولین خاطره مون برمیگرده به روزی که عضو نبودم
      برگزار کننده همه مسابقات بود
      اولین کاربری که میشه گفت شناختمش و راجع بهش حس مهربانننده ای داشتم

    3. Top | #3
      همکار سابق انجمن
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      13 تیر 1394
      نوشته ها
      3,046
      نمایش مشخصات
      واسش امتیازهای عاشقانه میفرستادم اسکرین میزاشت تو تاپیک امتیازا بقیه هم دنبال این بودن ببینن زهرا با کی تو رابطس

    4. Top | #4
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      10 مرداد 1401
      نوشته ها
      933
      نمایش مشخصات
      جوزی و فوزی

    5. Top | #5
      LEA
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      27 مهر 1401
      نوشته ها
      1,976
      نمایش مشخصات
      اون اوایل که فقط به من می‌گفت غیرفعال
      شیرین منه
      آه ای جان
      آخر تا کی سرگردان...

    6. Top | #6
      Eve
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      10 آذر 1395
      نوشته ها
      2,146
      نمایش مشخصات
      از همون ابتدای عضویتش زوج پر حاشیه شدیم

      + عشق تو، پیشونی نوشتم بود ...
      "تو؛ آفتاب نبودی که بی‌دریغ بتابی"
      فدا سرت، پیش میاد!

    7. Top | #7
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      28 اردیبهشت 1401
      نوشته ها
      1,125
      نمایش مشخصات
      از همون ابتدای جنگم با مائده بر سر قد این موچولو پرید وسط
      بعد شد زنش و علیه من انقلاب کردن ولی من جفتشونم زدم زیر آب
      می‌گویند شب خطرناک است؛ اما خطرناک‌تر از شب، آدم‌هایی هستند که یاد گرفته‌اند لبخند بزنند و هیچ‌چیز از درونشان معلوم نباشد. خیابان‌های نیمه‌شب، تنها شاهدِ حقیقت آن‌هاست.

      Leave them wondering.

    8. Top | #8
      Eve
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      10 آذر 1395
      نوشته ها
      2,146
      نمایش مشخصات
      کوچولویی بیش نیست
      از همون اول سعی داشت بین من و همسرم تفرقه افکنی کنه
      ولی من با شمشیر آرتور که تو دل سنگ بود سرشو از تنش جدا کردم
      الانم نمیدونم چجوری داره پیام میده
      کسی خبر داره ارتباط برقرار کردن بین دو دنیا چه شکلیه؟
      "تو؛ آفتاب نبودی که بی‌دریغ بتابی"
      فدا سرت، پیش میاد!

    9. Top | #9
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      22 آذر 1401
      نوشته ها
      928
      نمایش مشخصات
      هیچ خاطره ای ندارم الا اینکه عضو شده بودم دیدم خیلی به مائده عاشقانه میگه همسرم
      چون مائده رو میدونستم دختره
      فکر میکردم اینم پسره وجدی جدی زن و شوهرن
      حتی کم مونده بود انصراف بدم و دیگه هیچوقت اینجا برنگردم

    10. Top | #10
      کاربر باسابقه

      Khoshhalam
      تاریخ عضویت
      28 اردیبهشت 1401
      نوشته ها
      1,125
      نمایش مشخصات
      اولش دیدم خیلی مضطرب بود واسه درس و امتحان
      بعد بهش گفتم حرص نخور آروم باش
      بعد عکس یه نی‌نی هم داشت و یادمه مهمونی داشته ولی دعوت نشده بودم
      عاشق رنگ آبی ولی اون موقع قرمز دوس داشت
      می‌گویند شب خطرناک است؛ اما خطرناک‌تر از شب، آدم‌هایی هستند که یاد گرفته‌اند لبخند بزنند و هیچ‌چیز از درونشان معلوم نباشد. خیابان‌های نیمه‌شب، تنها شاهدِ حقیقت آن‌هاست.

      Leave them wondering.

    11. Top | #11
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      22 آذر 1401
      نوشته ها
      928
      نمایش مشخصات
      اولین خاطره رو بگم تا بعدا برسیم خاطرات اخیر

      نوشته بود حرص نخور ( ترکی نوشته بود )
      منم اشتباهی یه کلمه یونانی خونده بودم تا جایی که رفتم گوگل ترنسلیت بدونم چی گفته یهو دیدم مغزم زیادی قاطی کرده بود

      جدا جدا هم نوشته بوده ولی چطور من یه کلمه خونده بودم عجیب بود ( شاید مست درس بودم )

    12. Top | #12
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      10 مرداد 1401
      نوشته ها
      933
      نمایش مشخصات
      یه ورد چینی خونده پنجره ها باز شده

    13. Top | #13
      کاربر نیمه فعال

      Khabalod
      تاریخ عضویت
      30 تیر 1398
      نوشته ها
      155
      نمایش مشخصات
      یه زمان مدیر گپ بود ولی انداختنش بیرون
      مادرم رخت شسته بود آن روز
      کفتری روی بام خانه نشست
      از لب بام دیدمت، ناگاه
      پشت بام از کبوترم افتاد...

    14. Top | #14
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      10 مرداد 1401
      نوشته ها
      933
      نمایش مشخصات
      خودم رفتم بیرون
      تربچه قهرقهرو

    15. Top | #15
      همکار سابق انجمن
      کاربر برتر
      کاربر حرفه ای

      تاریخ عضویت
      13 تیر 1394
      نوشته ها
      3,046
      نمایش مشخصات
      یاد دوران پت و مت مون

    صفحه 1 از 4 12 ... آخرینآخرین

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 2 مهمان)




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن