خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم ، افشردن جان است.....
یدونه هم اهنگ بود
دوست دارم من دیوونه مگه دلم تو دنیا جز تو کسیو داره
کجای زندگیتم یه رهگذر تو خوابت
یه همچین چیزی بود
یادمه دوم ابتدایی میخوندم داشتم اینو زمزمه میکردم یهو دیدم دوستم لیلا هم میخونه
مثل چی ذوق کرده بودم که اونم اهنگی که من حفظم روحفظه
https://www.aparat.com/v/TRKBu
و من چقد سر این گریه کردم
حالا چون خجالت میکشیدم رفتم دستشویی گریه کردم![]()
من فقط منتظر بودم شیره تموم بشه تا آخرش جلدش رو سوراخ سوراخ کنم
آخرش هم از این جامدادیا نخریدم مامانم همش میگفت بزرگه داخل کیفت جا نمیشه
این آتاریا هم حکم آیفونو داشت اصن
![]()
ویرایش توسط Zeiton : 28 خرداد 1402 در ساعت 17:04
یادش بخیر چارلی و کارخانه شکلات سازی ، رییس مزرعه ، فرار مرغی خیلی سم بود
این بازیها رو یادتونه!!!
قدیما یه آهنگ از مجید خراطها گوش میکردیم ، تیغ اولو بزن، چقدر سم بودآهنگ پارمیدا و بزن زنگو از ساسی مانکن ، بگو ببینم از تتلو
چقدر زود پیر شدیم ، یادباد آن روزگاران یاد باد
ای که در فصل خزانم دیده ای با پشت خم
این زمستان را نبین ما هم بهاری داشتیم
ویرایش توسط Sc0rpi0n : 29 خرداد 1402 در ساعت 11:05
ویرایش توسط .maya. : 29 خرداد 1402 در ساعت 11:42
در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 3 مهمان)