حتی سوالات کتاب تست کنکورت
عاشق که باشی بیت های محشری دارد ...:")
مراد دنیی و عقبی به من بخشید روزی بخش
به گوشم بانگ چنگ اول، به دستم زلف یار آخر
و ندایی که به من میگوید : گر چه شب تاریک است دل قوی دار، سحر نزدیک است
روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر
خرمن سوختگان را همه گو باد ببر
ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا
گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ببر
حافظ
در آن گوشه چندان
غزل خواند آن شب
که خود در میان
غزل ها بمیرد
گروهی بر آنند
که این قوی زیبا
کجا عاشقی کرد
که آنجا بمیرد
تنها چیزی که ازت دارم فاصله س
درختی بر آشفته آنسوی رود
که سبز خمارش دل ز مرغان ربود
آقا آقا این شعر خودمه نمیخوام داستانش لو برهیکی لینک باشگاه نویسندگان کنکورو بده کاملشو بذارم : )))
تنها چیزی که ازت دارم فاصله س
گیر دادی به دال)
دی میشد و گفتم صنما عهد بجا آر
گفتا غلط کردی دیگه به من پی ام نده شوهرم میفهمه
(گفتا غلطا خواجه در این عهد وفا نیس)
تنها چیزی که ازت دارم فاصله س
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 1 مهمان)