در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام
لبخند بزن:>
این را مطمئن باش
هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد
تو اما غم به دل راه نده !
دستش را بگیر
و با او لا به لای درختان سیب قدم بزن
و سرخترین سیب را برایش بچین
مهم نیست زندگی منو به کجا میبره... همیشه منو با یه لبخند پیدا میکنی..
نقش شیرین رود از سنگ ولی ممکن نیست
که خیال رخش از خاطر فرهاد رود
خداوندا به تواناییات، این هیبت غم را در من بشکن...
و کاری کن به همین سختی، به همین رنجی که دارم از آن به تو شکایت میکنم، زیبا نگاه کنم.
که بدون شک هر چه که از سوی تو باشد زیباست...
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردیتو بمان و دگران، وای به حال دگران
خدا همیشه انلاینه ... کافیه دلت رو بروز رسانی کنی... اون موقع می بینی ک در تک تک لحظات کنارت بوده و هست و خواهد بود...
نردبان خلق این ما و منیست
عاقبت زین نردبان افتادنیست
هر که بالاتر رود ابلهترست
که استخوان او بتر خواهد شکست
لبخند بزن:>
این را مطمئن باش
هیچ چیز در این دنیا ارزش محو شدن لبخند زیبایت را ندارد
تنها تو آگهی و تو میدانی
اسرار آن خطای نخستین را
تنها تو قادری که ببخشایی
بر روح من صفای نخستین را
توسنی کردم ندانستم همی...از کشیدن تنگ تر گردد کمند
لب لعلش چو مرا جان عزیز است
عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم
در حال حاضر 14 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 14 مهمان)