آن روز بر دلم در معنی گشوده شد
کز ساکنان درگه پیر مغان شدم
مرغ سحر ناله سر کن/داغ مرا تازه تر کن
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
دانی که را سزد صفت پاکی؟/آن کو وجود پاک نیالاید
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
در دیاری که در او نیست کسی یار کسی/کاش یا رب که نیافتد به کسی کار کسی
بگو دل را که گرد غم نگردد
اَزیرا غم به خوردن کم نگردد
«مولانا»
تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او / زان سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
تو همه چیت تکمیله !
منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !
در این سرای بی کسی , کسی به در نمیزند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزند
ویرایش توسط l3izar : 14 مهر 1393 در ساعت 19:24
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است
تو همه چیت تکمیله !
منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !
تا چشم بشر نبیندت روی بنهفته به ابر چهر دلبند
تو همه چیت تکمیله !
منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم
تبسمی کن و جان بین که چون همیسپرم
- - - - - - پست ادغام شده - - - - - -
ببخشید اشتباه شد
بدرود
منم چون شاخه تشنه در بهاران تویی همچون هوای ابر و باران
تو همه چیت تکمیله !
منم میکنم فقط به آدمای "تک" پیله !
در حال حاضر 16 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 16 مهمان)