X
  • آخرین ارسالات انجمن

  •  

    صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 910
    نمایش نتایج: از 136 به 141 از 141
    1. Top | #136
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      22 مهر 1402
      نوشته ها
      27
      نمایش مشخصات
      در حال اتمام دو رمان
      دگردیس(فانتزی): برا من ک اصلا فانتزی پسند نبودم جذاب و گیرا بود. ۸از۱۰
      پیلوتاک (درام_تراژیک): متنو دیالوگای خیلی روان و عالی. پیشبرد منطقی داستان ۸/۵ از ۱۰
      هر دو تو اپ باغ استور

    2. Top | #137
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      29 بهمن 1398
      نوشته ها
      7
      نمایش مشخصات
      نام: 544e88f7df4944bb862402a2a0324555.jpg نمایش: 119 اندازه: 134.6 کیلو بایت


      بیابان تاتارها


      شخصیت اصلی داستان درست مثل همه کسایی هست که فکر میکنن جایگاه واقعیشون حقشون نیست و لیاقت خیلی بالاترها رو دارن.

      داستان یک نجیب زاده که از هر انگشتش یک هنر میباره اما جهت ادامه خدمت به یک قلعه درست وسط یک بیابان فرستاده میشه. جایی که از لحظه به لحظه گذرانش متنفر میشه. همه چیز قلعه براش عذاب آوره. سربازان، منظره، آب و هوا و ...

      از دوستانش راه فرار رو میپرسه. معلوم میشه که هر چند ماه یکبار پزشکی جهت معالجه به قلعه میاد. هر کسی که از شرایط قلعه راضی نیست کافیه که یه بیماری الکی رو بهونه کنه و خودش رو بیمار جلوه بده. پزشک هم هواش رو داره و اونو انتقال میده به یک قلعه دیگه.

      روزها پشت سر هم میگذره و شخصیت اصلی جوان ما منتظر آمدن پزشک هست و شرایط سخت قلعه رو به امید اون روز تحمل میکنه. تا اینکه بالاخره پزشک میاد. پزشک میاد و نوبت به عرایض شخصیت اصلی داستان ما میرسه. زمانی که همه حاضران منتظر بیماری الکیش هستن ناگهان به پزشک میگه حالم خوب است و نیازی به انتقال نیست.

      وقتی دوستانش در کمال تعجب از چرایی این موضوع و منصرف شدنش سوال میکنن، میگه یه لحظه نگاهم به همه چیز عوض شد. برج های قلعه، سربازان، بیابان و ... رو با یه چشم دیگه نگاه کردم و متوجه شدم که همه چیز به اون بدی که من فکر میکردم هم نیست.

      این نگرش همون دیالوگ معروف "یه توت مارو نجات داد" فیلم طعم گیلاس هست. گاهی شرایط زندگی و موقعیت ما به اون بدی ها هم نیستن. کافیه کمی شرایط رو سبک و سنگین کنیم.

      شاید مسئله اصلی گذشتن از موانع اولیه هست. مثل شناگری که میخواد وارد آب دریا بشه اما شاید حوصله بر ترین قسمت پیاده روی و دویدن آرام ساحل باشه. بعد از عبور از ساحل و شناور شدن در آب دریا، با لذت شنا میکنه.



      ای بسا کارا که اول صعب گشت

      بعد از آن بگشاده شد سختی گذشت


      ویرایش توسط Kaveh77 : 01 فروردین 1405 در ساعت 02:56

    3. Top | #138
      کاربر انجمن

      تاریخ عضویت
      15 اسفند 1404
      نوشته ها
      39
      نمایش مشخصات
      نام: SmartSelect_۲۰۲۶۰۳۲۴_۰۵۵۱۵۱_1.png نمایش: 80 اندازه: 720.4 کیلو بایت
      داستان عاشقانه اصلا دوست ندارم چون حالمو بد میکنه، ولی این خوب بود، تا آخرین لحظه اش حال آدم رو خوب کرد

    4. Top | #139
      کاربر باسابقه
      کاربر برتر

      تاریخ عضویت
      16 آذر 1396
      نوشته ها
      664
      نمایش مشخصات
      نقل قول نوشته اصلی توسط Kaveh77 نمایش پست ها
      نام: 544e88f7df4944bb862402a2a0324555.jpg نمایش: 119 اندازه: 134.6 کیلو بایت


      بیابان تاتارها


      شخصیت اصلی داستان درست مثل همه کسایی هست که فکر میکنن جایگاه واقعیشون حقشون نیست و لیاقت خیلی بالاترها رو دارن.

      داستان یک نجیب زاده که از هر انگشتش یک هنر میباره اما جهت ادامه خدمت به یک قلعه درست وسط یک بیابان فرستاده میشه. جایی که از لحظه به لحظه گذرانش متنفر میشه. همه چیز قلعه براش عذاب آوره. سربازان، منظره، آب و هوا و ...

      از دوستانش راه فرار رو میپرسه. معلوم میشه که هر چند ماه یکبار پزشکی جهت معالجه به قلعه میاد. هر کسی که از شرایط قلعه راضی نیست کافیه که یه بیماری الکی رو بهونه کنه و خودش رو بیمار جلوه بده. پزشک هم هواش رو داره و اونو انتقال میده به یک قلعه دیگه.

      روزها پشت سر هم میگذره و شخصیت اصلی جوان ما منتظر آمدن پزشک هست و شرایط سخت قلعه رو به امید اون روز تحمل میکنه. تا اینکه بالاخره پزشک میاد. پزشک میاد و نوبت به عرایض شخصیت اصلی داستان ما میرسه. زمانی که همه حاضران منتظر بیماری الکیش هستن ناگهان به پزشک میگه حالم خوب است و نیازی به انتقال نیست.

      وقتی دوستانش در کمال تعجب از چرایی این موضوع و منصرف شدنش سوال میکنن، میگه یه لحظه نگاهم به همه چیز عوض شد. برج های قلعه، سربازان، بیابان و ... رو با یه چشم دیگه نگاه کردم و متوجه شدم که همه چیز به اون بدی که من فکر میکردم هم نیست.

      این نگرش همون دیالوگ معروف "یه توت مارو نجات داد" فیلم طعم گیلاس هست. گاهی شرایط زندگی و موقعیت ما به اون بدی ها هم نیستن. کافیه کمی شرایط رو سبک و سنگین کنیم.

      شاید مسئله اصلی گذشتن از موانع اولیه هست. مثل شناگری که میخواد وارد آب دریا بشه اما شاید حوصله بر ترین قسمت پیاده روی و دویدن آرام ساحل باشه. بعد از عبور از ساحل و شناور شدن در آب دریا، با لذت شنا میکنه.



      ای بسا کارا که اول صعب گشت

      بعد از آن بگشاده شد سختی گذشت



      چطوری نگاهش و دیدش عوض شد؟

    5. Top | #140
      کاربر باسابقه

      تاریخ عضویت
      22 شهریور 1394
      نوشته ها
      698
      نمایش مشخصات
      چشم‌هایش از بزرگ علوی

      6 از 10

    6. Top | #141
      کاربر فعال

      تاریخ عضویت
      01 اردیبهشت 1401
      نوشته ها
      467
      نمایش مشخصات
      آوای وحش - جک لندن
      شروع و میانه رمان 7/10
      پایان 9/10
      کتاب سپید دندان جک لندن رو بیشتر دوست داشتم؛ مخصوصا شروع بشدت گیرای داستانش که تا الان رمانی که اینقدر شروع جذابی برام داشته باشه رو نخوندم.
      نگاه خوبی به حس و دیدگاه یک حیوان نسبت به رفتار ما و جهان بهم داد.
      برای کسایی که رمان کلاسیک دوست دارن احتمالا جالبه. سپید دندان رو حتما با ترجمه محمد قاضی بخونین.
      نقل قول کتاب:
      +آن‌ها دیگر موجوداتی نیمه زنده یا ربع زنده نبودند؛ بلکه فقط گونی‌هایی پر از استخوان بودند که جرقه‌های حیات به نحو ضعیفی در وجودشان زنده بود.
      +آن‌ها مثل آدم های دیگر برای همیشه از زندگی باک بیرون رفتند.

      هنر زندگی کردن - تیک نات هان
      9/10 - جزء منطقی ترین و بهترین کتاب های روانشناسی که خوندم.
      سعی میکنم چیزایی که ازش یادگرفتم رو اجرا کنم. باید یه بار دیگه هم بخونمش.
      پیشنهاد میشه.
      نقل قول ها:
      +هرآنچه دنبالش میگردیم و هرآنچه میخواهیم تجربه کنیم، باید همینجا در لحظه حال رخ دهد.
      +فهمیدم صدها بچه دیگر در همین وضعیت به دنیا می‌آیند و در آینده دزد دریایی خواهند شد؛ مگر اینکه همین حالا برای کمک به آن‌ها کاری کنم.
      A true knight always finishes a story

    صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 910

    افراد آنلاین در تاپیک

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 5 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 5 مهمان)

    کلمات کلیدی این موضوع




    آخرین مطالب سایت کنکور

  • تبلیغات متنی انجمن