تاپیک قبلی
http://forum.konkur.in/thread68095.html
با سلام خدمت همتون
بالاخره خلاص شدیم
یه سریامون رفتنی و ی سریامون موندنی
تجربه ثابت کرده ما شب امتحانی بدترین قشر کنکوریم همیشه اهداف بزرگی داریم ولی به اندازه بزرگی آرزومون تلاش نمیکنیم (منظورم از شب امتحانی ماهاایی که تعدامونم کم نیست از رتبه 5هزار تا 25 هزار اکثرن مال ماست همیشه ی شبه نمره امتحانمون 20 و 19 میشد و فک میکردیم با استعداد ترین ادماییم و اگه تلاش کنیم محاله نتیجه نگیریم و با این فکر که من هروقت بخوام میتونم شروع کنم ماها سپری میشد اخرشم استرس سرکوفت و پدر و مادر و انتظارات دیگران و روزای تلف شده و عمر برباد رفته و غیره و غیره)
خب برسیم به کنکور 98
امسال سال سوم کنکورم بود و همونطور که گفتم من از ازمون 17 خرداد قلمچی دیگه مثل قبل حسرت روزای گذشتمو نخوردم و از همون جمعه به شدت شروع کردم به خوندن
تو تاپیک قبل مفصل توضیح دادم اشتباهاتو کارای این چند ماهمو و قرار شد نتیجه رو هرچی شد اینجا اعلام کنم که اگه خوب شه انگیزه و اگه بد شه درس عبرت
خب بذارین از صبح کنکور شروع کنم برخلاف هرازمونی که تو قلمچی میرفتم تصورم از این ازمون 4 ساعت بود که بعدش قراره ازاد شم و 4 ساعت اخر این دوره از زندگیم با این تصور که کنکور اخر دنیا نیست هرچی شد شد ولی من فقط مسئول اینم سر جلسه ازمون بهترین خودم باشم مسئول اینم کم نیارم
مسئول اینم خطای انسانی سر جلسه رو به صفر برسونم که هرچقدم گند بزنم نتیجه تلاشم باشه، در حدی باشه که اطلاعات و زحمت این ی ماهم سنجیده شه چیزی جا نمونه که خداروشکر از جلسه اومدم بیرون 90 درصد زمان بندیام انجام شده بود
درصدای 17 خردادم
درصدای کنکورم
30% ادبیات
اطمینان نداشتم خوب یا بد زدم ولی 80 درصد سوالا رو حل کردم و با اشتباه زیاد درصدم شد 30 که بعد بررسی فهمیدم عامل اصلی اشتباهاتم بی دقتی رو سوالای حفظیش بود رو قرابت خوب بودم
زمان بندیشم 15 دقیقه دور اول و 5 دقیقه بازگشت
30% عربی
عربیم مثل ادبیات اطمینانی بهش نداشتم با 80 درصد حل شده 30 % نتیجه گرفتم که عاملش حل تست کم تو خونه بود میشه گفت من کل قوائد عربی رو کاملا بلد بودم ولی تست کار نکرده بودم و نقطه قوتم ترجمه و تحلیل صرفی بود
زمان بندیش 15 دقیقه دور اول 10 دقیقه بازگشت
95% دینی
اطمینان یکی از درسایی بود که وقتی سوالاشو تحلیل میکردم قبل اینکه برم رو پاسخ تشریحی میدونستم که اینکه درست زدم شک نداشتم و از 100 درصد سوالاشو جواب دادم که یه سوال غلط بود
زمان 12 دقیقه
20% زبان
انتظاریم ازش نداشتم قبل کنکورم توقعم ازش 30 درصد بود همینشم مدیون کلوز تستم
زمان 18 دقیقه
زمین که نگاش نکرده بودم صفر
40%ریاضی
ریاضی انتظر زیادی ازش داشتم ازمونای تو خونه 70 درصد میزدم و سر جلسه به خاطر مواجهه شدن با سوال اول و دوم خیلی بهم ریختم و تا به خودم اومدم دیدم 20 دقیقه رفته و فقط 3 سوال حل کردم خیلی سریع یاد افکار قبل کنکورم افتادم که اگ سوال سخت دیدی ازش بگذر و ناامید نشو و تو 25 دقیقه هرچی سوال تونستم گلچین کردم وچون بهم ریخته بودم نتونستم به ترتیب سختی سوالاتو بسنجم و تو تحلیل بعدد کنکور فهمیدم حداقل 5 تا سوال خیلی اسون جا مونده اون 10 درصد خطای سر جلسم همین ریاضی بود که هم خودش جالب نشد هم 20 دقیقه زمانمو گرفت که میتونستم به محاسبات شیمی بدمش و درکل از 50 درصد حل شده 40 درصد گرفتم
زمان 45 دقیقه
70% زیست
به نظرم خیلی خوب بود وقتی سوالاشو تحلیل میکردم تو اغلب سوالایی که حل کردم مث دینی شک نداشتم از 80 درصد 70
زمان 50 دقیقه
60% فیزیک
که اطمینان داشتم ازش از 70 درصد حل شده
زمان 45 دقیقه
40% شیمی
یادم نبود سرجلسه چیکار کردم خوب میشه یا بد ولی خداروشکر نسبت به زمانی که واسش موند 50 درصد حل شده 40 درصد جواب گرفتم
زمانش 30 دقیقه بود و 20 تا سوال حفظیشو زدم فقط و حتی ی محاسباتیم نرسیدم حل کنم
درکل از عملکرد و پیشرفتم راضی بودم علاقه ای به پرستاری و پیرا پزشکی ندارم علاقم بیشتر تو رشته های مهندسی و فنیه ولی خب به خاطر نبود اطلاعات و جوی که اطرافیان برامون درست کرده بودن و پزشکی پزشکی کردن اومدم تجربی
پشیمونی ندارم خوشحالم حالمم خوبه و دلم نمیاد کتابامو جمع کنم و دوس دارم درس بخونم ولی میدونم جوگیر شدم و همین ک چن هفته بگذره دوباره حسرت ازادیمو میخورم
من ادم تو خونه موندن نبودم و نیستم تو 3 سال کنکورم من هرچقد تفریح کردم احساس دین به کتابام داشتم هرچقدم درس خوندم فکرم تو تفریحاتم بود
هرکاریو به جای خودش با 100 درصد تمرکز انجام بدین
ب خودمون گفتم قشر وسط
دوتا قشر بعدی
یا اونایین که از دوم دبیرستان و پایه های پایین تر برای رتبه میجنگن
نمیخوام بگم حتما واسه رتبه برتر شدن نیازه که اینهمه بخونی ولی کسی ک این همه میخونه موفق میشه چون از تلاش کردن واسه هدفش خسته نمیشه و همون موقعی ک نصیحتش کردن گوش کرده نه کله شقی وکسی که بگه از پیش حتی از مهر سال اخر شروع میکنم بازم اگه شروع کنه قطعا نتیجه میگیره به شخصه دیدم اینجوری شده ولی کمتر کسایی هستن ک کار امروزو به فردا میندازن و فردا بهش عمل میکنن
یا اونایین که از همون اول فکر خودشونو میکنن بعضیاشون ی بار کنکور میدن و هرچی اومد میرن دانشگاه بعضیاشون کلا کنکور نمیدن در نهایت یا بیکاری یا تو ی کار دیگه موفق میشن
و این وسط ما پشت کنکوری میشیم و هرسال ی تعدادمون عبرت میگرن و ی تعداد زیادیمون همون اشتباهات پارسال ی سری هم ممکنه تو چن ماه حتی چن هفته عبرت بگیرن و اشتباهاشونو دیگه تکرار نکن
اینکه تو اشتباهتو تکرار نکنی مهمتر از نتیجه گرفتنته حتی اگه ی هفته مونده باشه به کنکور بدون فک کردن به نتیجه باید راهتو عوض کنی که اگه سال بعدم خاستی بمونی از همون روز شروع کنی از همون ساعت شروع کنی این حرفا کلیشه شده دیگه ولی بعدا میفهمین که عین حقیقته
جمله اخرم اینه که
قبل اینکه اشتباه کنین تجربه ها رو درک کنین
منم پرونده کنکورم خوب یا بد بسته شد و راضیم و قبول کردم که اشتباهات خودمه و دنیا با کنکور تموم نشده اهداف دیگمو دنبال میگیرمو براشون تلاش میکنم
ایشالا که کنکور و اشتباهاتش درسی بشن واسه بقیه مراحل زندگی
همگی موفق باشین
خدافز![]()



LinkBack URL
About LinkBacks

پاسخ با نقل قول
.gif)
.gif)





جالب برام اینجا بود که شیمی رو فقط حفظیاتش رو زدی. اکثر آدما وقت نمیذارن رو شیمی و چندتا مسئله حل می کنن قبلش و میرن سر جلسه فقط مسائل رو میزنن. خیلی از مسائل شیمی کنکور هم آسون هست. حداقل توی ۹۸ اینجوری بود. البته بعضیا میگن به خاطر آوردن واکنشا بود ولی واقعیت اینه که خیلی از کنکوریا واکنشا رو در هر صورت حفظ می کنن....


