پسر خوبی که نظرش راجع ب همه اینه ک : دختر خوبیه![]()
پسر خوبی که نظرش راجع ب همه اینه ک : دختر خوبیه![]()
و خدایی که در این نزدیکی
میزند لبخندی
به تمام گره هایی که تصور دارم
همگی کور شدند...!
منظورش ابهام هست
پارسال یکی از تاپیک هام رو مخصوص خودش وبخاطر سوالی که ازم پرسیده بود زدم
نسبت به اون دوران خیلی کم میبینمش
آرزوی سلامتی و حال خوب براش
پتانسیل زیادی داره واسه اینکه شخصیت سازنده ای بشه واسه کشور
داره روز به روز حالش بهتر میشه
نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش/نه خیال رفته ها میداد آزارم ...
متواضع تر و خاکی تر از چیزی هست که بنظر میرسه
اگه بخوام یکی از سرسخت ترین کاربرایی که باوجود مشکلات و زخم های بزرگی که برداشتن ، دارن میجنگن رو نام ببرم
قطعا یکی از اوناست
و کی میدونه پشت هر اکانت و پروفایل ساده چه آدمی با چه دنیای سرشاری نفس میکشه...
موفق باشی عزیز
در مسیر بمان...
منو خوب میشناسه تو این انجمن ...
بعد اونم رضوان منو خوب میشناسه.
نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش/نه خیال رفته ها میداد آزارم ...
کاربر باسابقه ای که شدیدا گمنامه![]()
و خدایی که در این نزدیکی
میزند لبخندی
به تمام گره هایی که تصور دارم
همگی کور شدند...!
زهرا
تصورم ازش یه دختر کوچولو موچولو با قیافه سفید و بامزه اس
نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش/نه خیال رفته ها میداد آزارم ...
خسته ی مسیری هست که تا الان پیموده...شایدم بهتره بگم ، خسته ی مسیری هست که هنوز به مقصد نرسونده...
مرد بزرگ
بالغ از جنبه ی شخصیتی و فکری ...
ای کاش یسری چیزایی که خودش بهتر میدونه روهم راست و ریست میکرد و واقعا از ته دل خوشحال و راضی میشد
خیلی وقته حس میکنم توی اون حس و حالی که دوست دارم ببینمش نیست
به امید ساختن روزای بهتر
بهترینا رو رقم بزنی
امشب ارامش داره
دوس داشتم الان شرایط خونمون مثل خونشون بود
نه مرا حسرت به رگ ها می دوانید آرزویی خوش/نه خیال رفته ها میداد آزارم ...
سالیان بعد که یک روز به اینجا گریزی زدم
قطعا یکی از کسایی خواهد بود که ازش یاد میکنم و به صفحه اش سری میزنم...
چقدر بالا پایین ها باهم تجربه کردیم
از دوسال پیش و زمان کنکورم... تا به همین امروز...
انقدر خاطره فقط توی همین انجمن ازش دارم که اگه بخوام بنویسم صدها سطر میشه...
و برای منی که خیلی وقتا توی خاطراتم نفس میکشم این خیلی چیز بزرگیه
شاید بشه گفت یکی از حقیقی ترین آدمای مجازی برام بوده..
گاهی زیادی نصیحت کردم براش و بیش از حدی که اجازه دارم دخالت کردم ، امیدوارم همش رو به پای این بذاره که خوبی و خوشحالیش رو میخوام نه چیز دیگه ای
ببخش بابت زیاده گویی هام
ویرایش توسط Expired : 14 اردیبهشت 1401 در ساعت 23:54
در حال حاضر 244 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربر و 244 مهمان)